نوشته: احمد سعيدي:23جدی1387

 

وطن ما چرا و چنين است

  چرا با اين همه گسترده گي سیر قهقرایی ، بی مسیولیتی ، زوال شحصیتی ، خواری ، ضعف روحی ، فقر معنوی ، توطیه و نیرنگ در کل نظام سیاسی و اداری دولت موجود افغانستان سایه افگنده که مسؤلیت عمده و اساسی آن مستقیما بعهده دولت مردان و میباشد. زیرا مریکایها یک تیم ناشناس ، هویت باخته و چند صحنه گردان بيگانه پرور كه، خودرا با پشتاره های دالر مامور ساخته اند  تا کشور بحرانی مارا که بمثابه زورق وزشکسته است به ظاهر ساحل نجات سوق و هدایت کند. که اصلا پیشبرد این برنامه بزرگ خارج از صلاحیت و توان این تیم بی بضاعت بوده اما از آنجاییکه اهداف مغرضانه جیوپلیتیکی و حضور سیاسی و نظامی خارجي ها در منطقه مطمع نظر است از آنرو بجای روشنفکران و شخصیت های معروف و فرهمند ملی و دلسوز به همین چند شخص بی اراده و چهره های به اصطلاح نا آشنا و تکراری با کرختی و یکنواختی فکرها و گرایشهای انها اتکا بعمل امده است .

از آنجاییکه در تازیخ کشورما مزدوری و وطنفروشی تنها دوره شاه شجاع شناخته شده و از ان زمان تا الان هرزمامداریکه از موضع منافع ملی تخطی کرده مردم ما چنين لقب نداده اند یعنی خدا نکند که کسی مزدور تر و بی ننگتر از او در دنیا پیدا شود در حاليكه همه ميدانيم كه خون  مردم ما اينقدر كه درين سالها نا حق خون  ريخته شده كمتر مشاهده گرديده است و اينقدر در تاريخ از دست بي گانه ها  اهانت و تحقير نشده بودند.

بروایت تاریخ كم ديده شده تا هموطن ما را در کشورش مورد شکنجه ، اذیت و آزا ر قرار دهند یا آنها را سرپوشیده دستگیر ، محاکمه و یا به محلات دور انتقال بدهد چنانچه هر روز پي روزي ديگري اين بد بختي دوام دارد.

با مشاهده این منظرهای كشتار جمعي حقارت  ملی در حق مردم مظلوم ما اعمال میگردد باید اعلام کرد که افسوس و صد افسوس که عصر مردان نستوه و مبارزین آراده سپری شده عصر رهبران و دولتمردان درخشان چون ابومسلم خراسانی ، طاهر فوشنچی ، یعقوب لیث صفار، سیدجمال الدین افغان ، وزیر اکبرخان ، میربچه خان کوهدامنی ، ملالی ، ناهید و بلاخره عصر احمدشاه مسعود قهرمان ملی سپری شده . سوگمندانه این پندار پذیرفته شود که این عصر چطور سپري خواهد شد زیرا این تیم وابسته ودربسته اند که در برابر اين نا بساماني ها چيزي غير حرف نه كرده اند ونه ميتواندد.  

   خارجي هاي نا عاقبت انديش و هم حكومت موجود را از وقوع یک طغیان و انفجار ضد خارجي و حكومتي که در عمق جریان دارد وملموس است هوشدار داده :

صایب تبریزی میگوید:

خطر در زیرآب کاه بیش از بحر میباشد        من از همواری این خاق ناهموار میترسم

در حکومت موجود ، تجاوز به عنف دختران خورد سال ، دستگیری اشخاص عوضی بنام طالب و اصل طالب را به قدرت رسانیدن ، گشود ن آتش بروی مردم بي گناه افغانستان ، ، ترور قتل ، شکنجه ، تعقیب ، پیگرد ، بدون مجوز حقوقی ، امید مردم مارا نسبت به ایجاد یک صلح سراسری و امنیت در هاله از ابهام قرار داده و نیز صلح وثبات رادر کشور ما جدا به چالش خطیری کشانیده که اگر علی العجاله در زمینه تجدید نظر فوري صورت نگیرد ، گفته میتوانیم موجوديت  ، افغانستان به خطر خواهد بود بود در حاليكه با نزدیک شدن تاریخ انتخابات ، اوضاع افغانستان باردگیر داغ میشود و حوصله مردم تنگ تر شده ميرود.

با وجود اينكه عساکر خارجي برمبنای نورم های حقوقی دعوت شدند تا بقایای القاعده و تروريزم طالباني را محو و نابود سازند. گمان میرود که همه خارجي ها  درک کرده اند از عهده این وظیفه نمیتوانند موفق بدرایند واز اینرو قدرت نظامی خود رابسوی اهداف کم مقاوت سمت دهی مي نمايند و مردمان ملكي را نشانه ميگيرند.

حالا چنین یک تصوری ایجاد میشود که برای خارجي ها بی تفاوت است با چه کسی روبرو هستند! انها به پرنسیپ های خود عمل می کنند هرقدر کمیت افغانها کمتر باشد به همان پیمانه پرابلم ها کمتر میشود.

از طرف ديگردر همین پهنا، روند طالب  سازی افغانستان با خنثی سازی رهبران اقلیت های ملی ادامه دارد. که خودش سوالی را بمیان می اورد،  درافغانتسان امروزی فرمانرویان با اتوریته مناطق بعد از این کی ؟ بزرگترین خطر را برای آینده سیاسی آقاي کرزی بوجود اورده اند.  بقایای طالبان و القاعده از طریق سازماندهی انفجارات ، کشتار و به آتش کشیدن مکاتب و محلات ثبت راهی دهی انتخابات در ولایات جنوب و شرق کشور روز بروز خود را تبارز میدهند وبه مرحله پلان دومی گام می بردارند. جناب کرزی از خوف طالبان و حکمتیار جدی به ترس امده  و مذاکره را به فعالین طالب ها اغاز کرد و همچنان حزب اسلامی  افغانستان را رسما در پهلوي خود دارد.

خارجي ها ا که بقدر کافی با طرز تفکر و ذهنیت افغانها بیگانه میباشند ، احتمالا تا حال درک نكرده اند كه چه ميشود و آينده به سري اين وطن و مردم مظلوم ان چه بحران ديگري خواهد آمد.

چه کسی میداند ؟ ممکن است برای خارجي ها چه نوع  افغانستان ضرور است ايا با حكومت با كفايت يا بي كفايت انها اهداف خود را دنبال ميكنند.

اما جناب حامد کرزی و همرکابان نزدیک او بايد بدانند كه هر كدام نهادی را قطع میکنند که یکی بدنبال دیگری بالای ان نشسته اند و چهره های را از بین می برند و يا  از خود دور مي سازند كه تنها گناه شان وطن دوستي است.  انها شلاق خارجي ها را  بحیث وسیله موثر دموکراتیزاتور کلیه جامعه افغانی استفاده ميكنند.

اميد واريم زمستان بگذرد با ذغال چيزي نماند.