دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

نذرالله عنایت: 9 ثور 1388

 

دولت مشکل اجتماعی تولید می کند تا مردم

فرصتی  برای کارهای سیاسی نداشته باشند

کاروزار سیاسی در نظام های پخته وقاعده مند که شیرازه  و زیرساختارهای وی برمبنای توازن وعقلانیت نضج گرفته است، یکی ازبارزترین مشاغل پراهمیت، بدرد بخور وسرنوشت سازبرای هرمملکت می باشد.

به همین خاطر دانشمندان علوم سیاسی، علم سیاست را مادرتمام علوم دانسته وهمه مسایل زندگی را به آن ربط می دهند.

بدون شک وقتی جایگاه علوم سیاسی را با سایرعلوم ارزیابی می کنید، درمی یابید که بدون سیاست انسان ها نتوانستند به هیچ دست آورد انسانی نایل گردند.

امروزاگردنیا، به برکت علوم ارتباطات وتکنالوژی به دهکدۀ می ماند، سرآغازاین همه تحول، نظام سیاسی ونقش دولت وملت بود که درپرتوآن ابنای بشرتوانست به اوج ترقی وتوسعه دست یابند.

برخلاف نظریه اندیشمندان مارکسیزم،آنها اقتصاد را پایه واساس می خوانند،ریالیزم امروزمعتقد است، نظام های که درپیشاپیش آن مدیران آگاه قرارداشته باشد وبا نگرش های سیاسی معقول وچشم انداز دقیق به وجود بیاید، ولوکه کشور فاقد زیربناهای اقتصادی هم باشد می توان با راه برد سیاسی معقول مشکل اقتصاد را نیز حل کرد ودردهکده جهانی خود را شریک معامله ساخت.

اما درافغانستان که همه چیز به گونه وارنه درحال شکل گرفتن است وسیاستمدارش هنوز ازدایره قبیله خارج نشده، صبرایوبی می طلبد تا  اتباع کشور صاحب مدیریتی شوند که نظام سیاسی آن بتواند پاسخ گویی نیازمندی های زندگی مردم شود.

هشت سال تجربه نشان داد، دولت را که مردم انتخاب کرده بودند وامید شان این بود که دیگر مشکلات اجتماعی مانند بی کاری، بی سوادی، جنگ  وآدم کشی همه وهمه ازبین برود ومردم درخانه خود صاحب آبرو وعزت شوند  وبرایشان  زمینه های کارواشتغال را مهیا گردد تا دیگر به خاطر پیدا کردن لقمه نانی به کشورهای خارج سفرنکنند، متأسفانه تا به کنون دولت درموارد  ذکرشده نه تنها کاری سود مندی را نکرد، بلکه عملاً  با دست اندازی های بی جا وبی مورد فرصت ها را ازمردم دزدید ومردم را با هزاران بدبختی وبلا های دیگردرگیرساخت است.

ازمشکلات بی کاری، تنقیصی، بی سوادی، مهاجرت های دسته جمعی، رشد مواد مخدر،کوچ های اجباری وبالآخره دامن زدن به جنگ های داخلی درمناطق حوزه جنوب غرب وولایات شمالی وشمال شرق همه مسایل ومشکلاتی اند که دولت نقش عملی ومنفعلانه خود را دارا می باشد. سیاست های مرغی یکی ازراهبرد مدیریت های استبدادی نیای رئیس جمهورکرزی بود که مردم را با مشکلات اجتماعی سرگرم کرده بود تا دیگرفرصتی برای ابرازنظر وکارهای سیاسی نداشته باشند.

خوب یادم است وقتی چندسال پیش دانشجو دانشگاه کابل بودم، رئیس جمهوربه دانشگاه کابل آمد ودرخطاب به دانشجویان گفته بود" ازسیاست وفعالیت های سیاسی بپرهیزید زیرا سیاست شمارا مصروف می سازد تا به درس ها یتان رسیدگی کرده نتوانید.

هرچند برخی ها اندرزهای دلسوزانه  رئیس جمهور را  درزمان

خیراندیشانه تلقی کردند، اما درکل کرزی می خواست بگوید که این ما ها هستیم که می توانیم سیاست بکنیم وشما درلای ورق های درسی تان  بلولید وفردا به عنوان کارمندان مطیع وفرمان برداروبلی بگو وبی خبرازآنچه دراطراف تان می گذرد،  به بارآید.

بینش یک رئیس جمهور برای قشرتحصیل کرده و نخبه های جامعه ما درآن زمان بود که تا امروز ادامه دارد .

ازسوی دیگرکه قانون اساسی حق رأی دادن را به تمام شهروندان افغانستان محفوظ دانسته ومی توانند درروند وپروسه انتخابات سهیم شوند، این حق را دولت به رهبری جناب کرزی با ایجاد مشکلات درزندگی قصدا ًازآنها گرفته است.

شما ازمردم درکابل پرسان کنید به کی رأی میدهید 80 درصد مردم می گویند به هیچ کس !

خوب اگر پرسان کنید برای چه رأی نمی دهید؟

می گویند،به کرزی رأی دادیم به امید این که درکشورصلح وامنیت، برادری وبرابری برقرارگردد، چیزی که با تأسف تحقق نیافت.

امروز مردم ازنتایج وپیامد های انتخابات که یک عملیه سیاسی است نا امید شده باوربه هیچ کس ندارند. بدون شک عدم اشتیاق مردم به رأی دادن پیامد کارهای است که دولت با دست اندازی های زیاد مشکلات مردم  را متورم تر  ساخت تا دیگرهزاره بچۀ دربامیان وتاجیک دربدخشان فرصتی برای کارهای سیاسی نداشته باشند.