|
ن.عنایت: 8 جدی 1387
کرزی باتحریک مردم مشرقی با آتش خشونت نفت می پاشد بیش ازهفت سال ازعمر حکومت آقای کرزی می گذرد. به نظرآگاهان عرصۀ سیاست این سال ها با توجه به حضور جامعه جهانی وکمک های هنگفتی که آنها برای حکومت ومردم افغانستان کردند، فرصتی خوبی برای احیایی مجدد وبازسازی افغانستان بود که می بایست ازآن استفادۀ درست صورت می گرفت. اماباتأسف حاکمیت افغانستان به جای این که کشوررا ازمنجلاب بدبختی که میراث سه دهه جنگ بود نجات دهد، خود عامل دامن زدن به موضوعات ومسایلی بود که ریشه درعقب ماندگی های ذهنی تبارگرایانه آنها داشت. درفرایندچنان شدکه کشورا بسمت بحران وناامنی ها سوق دادند . درابتدا کرزی باتیم کاری اش که بیشتر فاشستهای درظاهر دموکرات ودرعمل خیلی قبیلوی وکوچی مآبانه ، روی کارآمدند ودرفکرآن بودند که تنها بایسته وشایسته حکومت کردن حق ماست ، عملاً درفکرکنارزدند نیروهای مقاومت وکسانی که یک عمرتجربۀ جنگ را باقشون بیگانه داشتند ،کنارزدند ازصفوف ارتش ملی تصفیه کاری تصفیه کردند. ازسوی دیگرطالبان فاشست را که زندگی را بالای مردم افغانستان طی حکومت استبدادی شان ، به شب سیاه تبدیل نموده بودند خواستند به عنوان یک هرم فشار دوباره به قدرت برگردانند. این روند گاهی درقالب مذاکره علنی وگاهی هم درگفتمان های پشت پرده توسط دلالان خارجی بخصوص انگلیس ها صورت گرفت. اما مذاکرات بامخالفان عمدتاً درفرهنگ سیاسی درکوتاه مدت به مفهوم رسیدن به توافق طرفین است که باتطبیق مفادآن می شود را ه را برای مشارکت درقدرت هموارسازدکه موارد زیادی آن را درکشورهای بحرانی دیده ایم. ازآن جایی که فاشیزم درافغانستان باتفکرقبیلوی که همیشه روی فرهنگ خشونت وجنگ تکیه دارد ودرتقابل ورویا روی های گذشته هم درمقابل مخالفان خود ازراه زور وغایله قومی غالب آمداند وقتی ازاین را ه به پیروزی رسیده اند دیگر حتی سرومال دیگران را مباح دانسته اند، اکنون نیز می خواهند بدون قید شرط ، یک باردیگر ازطریق خشم ، پرچم سیاه عصبیت قومی را دراهتزاز درآورند. بناً فرهنگ مذاکره وگفتمان را کمترمی پذیرند. امروزفاشیزم درافغانستان با دوتفکر ظهورکرده است وبه عنوان دوبازگر مجزا ازهم با دومفهوم جدا اما اززاویۀ دیگرنزدیک باهم سیاست ونقش بازی می کنند . فاشیزم طالبانی با هیچ چیزراضی نیست جز انحصارقدرت وحاکمیت قومی که ظاهراً درقالب قرائت دینی مخصوص پندارهای خودشان می باشد. امافاشیزم کرزیی وتیم کاری که در اطراف وی حلقه زده اند به اساس پشتون والی می خواهند همه پشتون ها را درقدرت شریک سازند ، فرقی ندارد که چقدر مردم را این ها کشتند، تحقیرکردند وچقدرمکتب را سوزاندن، چقدر کشوررا ویران کردند. به همین منظور جناب شان ازهروسیلۀ کار می گیرند به هرجای می روند وبه هرقبری فاتحه می خوانند تاعصبیت های قومی را تحریک کنند وازاحساسات آنها دربرابرمخالفان خود استفاده کند. سفراخیرشان به ولایت خوست جای که بیشتر فاشیزم ریشه دارد ودرگذشته ها هم ازاحساسات خشک وبی مفهومی قومی درآن جا استفاده صورت گرفته است به همین معنا می باشد. جناب شان درسخنرانی که داشتند باملامت کردن نیروهای خارجی به مردم خوست وپکتیا تسلیت عرض نمودند وازاحساسات پشتون والی آنها به نفع خود کمپاین کردند. اوازمردم خواست درصورت که من خارجی ها را بگویم کشوررا ترک کنند شما با این کارموافق ایند؟ مردم همه نعره کشیدند: اواو مونږ موافق يو آقای کرزی بااین کارازیک طرف می خواهد دل مرد م را به دست آورد ومردم داری خودرا به اثبات برساند وازسوی دیگرمی خواهد با نادیده گرفتن ضرورت حضور قوت ها ی خارجی درکوتاه مدت ، مردمان بدورازمدنیت وبدوی را که جزدرفرهنگ شان خشونت آدم کشی ومکتب سوزی چیزی دیگری نیست ، تحریک نموده، به آتش خشونت، نفت پاشی نماید. هرچند ازنظردین مبین اسلام، رفتن به سرقبری وفاتحه خواندن به مرده ی مردم کاریست خوب ومشروع .اما کسی که خود عامل کشتارمردم باشد ویاتحت حاکمیت وی مردم قتل عام شوند فاتحه خواندن ، چه مفهوم ومعنای صوری داشته باشد.؟ nazar_enayat33@yahoo.com |