اسدالله جعفري: اول جدی 1387

آيت الله العظمي منتظري

امامت: بخش دوم:  شرايط امامت:  1- علم امام

امامت الگويي تمام عيار است . رهبري اخلاقي و ديني مردم به سوي خدا و شرح و تفسير دين به عهده امام است . چنين امر مهمي بايد به كساني سپرده شود كه واجد شرايط آن باشند. از مهمترين آن شرايط علم است . در سيره عقلاي عالم نيز چنين است كه وقتي بخواهند امور مهم را به كسي واگذار نمايند، فردي را انتخاب ميكنند كه عاقل، عالم، امانتدار و قادر بر انجام كار به شايسته ترين نحو باشد. به خصوص در مسائلي كه نياز به علم و آگاهي در آنها لازم است، سعي ميشود شخصي آگاه و حتي اعلم اهل زمان انتخاب شود.  1 از اين جهت تفاوتي ندارد كه امام از ناحيه خداوند باشد، همان طور كه شيعه اماميه نسبت به ائمه (ع) چنين عقيده اي دارد; و يا از جانب امت باشد، آن گونه كه اهل سنت عقيده دارند. آيه شريفه : قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمْ مَنْ لا يَهِدِّي إِلا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ 2 آيا آن كه [مردم را] به حق هدايت ميكند شايسته  پيروي است يا آن كه خود در هدايت محتاج به ديگري است)، به همين حكم عقلي اشاره دارد. نتيجه اين كه امام و پيشواي دين بايد عالم باشد تا هدايتگري او به درستي انجام بگيرد و بلكه بايد اعلم مردم زمان خود باشد تا دايره امامتش همگان را دربر بگيرد.

2 - عصمت: امام همانند پيامبر بايد از گناه و خطا مصون باشد. اگر امام مرتكب گناه و يا اشتباه بشود، باعث ميگردد كه موقعيت او نزد مردم متزلزل شود و به سخنانش صددرصد اعتماد نشود. اگر امام معصوم نباشد، در صورتي كه مردم را به چيزي امر نمايد و يا از چيزي باز بدارد، مردم سخن او را قابل اعتماد ندانسته و الزام آور نخواهند دانست و در نتيجه از او اطاعت نخواهند نمود. اصولا تحقق امامت ديني، با عصمت و مصونيت از خطا و گناه ممكن است . كسي كه عهده دار امر بزرگي مثل ابلاغ حقيقت دين و تبيين خداپسندانه آن است، وقتي ميتواند نقش خود را به درستي ايفا نمايد كه در او گناه و خطا راه نيابد. از سوي ديگر مردم كه شنوندگان و مخاطبان امامند بايد به گوينده سخن و دعوت كننده اطمينان داشته باشند، كه سخنان او خطا نبوده و از روي هوس ادا نشده است ; وگرنه امر و نهي او را نمي پذيرند و منصب و رسالتش لغو خواهد بود. به حكم آيه : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلا 3 اطاعت از  امام واجب است . با اين وصف اگر امام معصوم نباشد، ممكن است دين خدا را به خطا و اشتباه معرفي نمايد، كه در اين صورت اطاعت از او تبعيت از باطل و خطا خواهد بود; و چنين دستوري بر خداوند محال است .4 مطابق صدر آيه اطاعت از خدا به طور مطلق لازم است و اگر اولي الامر معصوم نباشد، اطاعت از او به طور مطلق لازم نخواهد بود، و حال آن كه به صورت مطلق به اطاعت از اولي الامر امر شده است .

آيه نيز در مقام تعظيم رسول و اولي الامر است ; زيرا اطاعت از آنان در رديف اطاعت از خداوند آمده، پس بايد اين قابليت و صلاحيت در آنان وجود داشته باشد. از امام علي (ع) نقل است كه در تفسير همين آيه فرمود: "خداوند به اطاعت پيامبر و اولي الامر امر كرده است ; از آن جهت كه آنان معصوم و منزهند و به گناه امر نمي كنند.5

3 - داراي صفات نبي

امام جانشين پيامبر خداست و نقشي را به عهده دارد كه پيامبر آن را عهده دار بوده است . بنابراين امام بايد به جز نبوت، آن دسته از صفاتي را كه در ايفاي نقش پيامبر و در ادامه آن لازم است دارا باشد; چه اين كه فلسفه وجودي امام وقتي تحقق پيدا ميكند كه با صفات لازم، نقش پيامبر را در جامعه ايفا كند و در تمامي فضايل اخلاقي و ارزشهاي ديني الگوي تمام عيار متدينان باشد. اين نظر از اعطاي مقام امامت به ابراهيم (ع) از سوي خدا6 به خوبي قابل استنباط است . خداوند آنگاه كه خواست آن حضرت را به مقام امامت نايل آورد، او را با امتحانات سختي آزمود و آن حضرت همه آنها را با موفقيت پشت سر گذاشت . وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ (١٢٤)7 او براي خدا هجرت كرد، فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَى رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ 8 از زن و فرزندش گذشت و

آنان را در سرزمين مكه كه فاقد هر نوع آباداني بود اسكان داد رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ9 در امر ذبح فرزندش اسماعيل، تسليم امر خدا شد كه از آن به امتحاني بزرگ ياد

شده است : إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ 10 پشت سرگذاشتن آن امتحانهاي سخت نشان ميدهد كه

براي نيل به مقام امامت، بايد از راههاي سختي گذر كرد تا توانست بار سنگين امامت را بر عهده گرفت .

كسي كه واجد مقام امامت است، بايد داراي جاذبه هاي معنوي باشد. عادل،

معصوم و خوشنام باشد، تا مردم به وي اطمينان داشته باشند. و از همه مهمتر امام بايد موحد باشد و هرگز در پيشگاه غير خدا سجده نكرده باشد. از اين روست كه وقتي ابراهيم (ع) اين مقام را براي ذريه اش درخواست ميكند، خداوند جواب ميدهد: وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ 11 اين مقام به ظالمان نمي رسد. ابن

مسعود از پيامبر(ص) نقل ميكند كه "خداوند به ابراهيم فرمود: من پيمان امامت را به آن دسته از فرزندانت كه ظالم اند عطا نمي كنم . ابراهيم عرض كرد: پرورگارا! ستمكاران از فرزندان من كه پيمان تو به آنان نمي رسد كيستند؟ خداوند پاسخ داد: هر كس براي بتي سجده كرده باشد، هرگز او را امام قرار نخواهم داد و شايسته نيست كه امام باشد."12

4 - صبر پيشگي

مشكلاتي كه براي امت پيش ميآيد، در درجه نخست مسؤوليت آن با امام است ; و لذا امام بايد شخصي صبور باشد تا بتواند در سايه آن در مقابل مشكلات و سختي ها بايستد. از طرف ديگر توانايي افراد و استعداد آنان براي يادگيري و همگام شدن با امام يكسان نيست . امام در عين اين كه در قله كمالات است و جلودار مردم، بايد با ضعيف ترين افراد نيز همراهي كند; و اين مهم نيز در سايه صبر و شكيبايي امام حاصل ميشود. شايد براي همين جهت است كه خداوند به پيامبر(ص) خود كه مقام نبوت و پيشوايي مردم را عهده دار بوده فرموده است : فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ 13 در روايتي از امام علي (ع) نقل شده

كه آن حضرت با استناد به همين آيه و آيه  لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا 14 فرمود: بر متوليان امور واجب است كه صبر پيشه كنند.15

5 - زهد

مقتداي مردم چون مسؤوليت تطهير جان انسانها را بر عهده دارد، بايد خود جاني پاك و مطهر داشته باشد. از هر چه روح و جان را آلوده ميكند بپرهيزد، تا در عمل مردم را به پاكي فرابخواند. امام در عين اين كه در دنيا زندگي ميكند و از امكانات آن نيز بهره ميبرد، نبايد حريص بر دنيا باشد; تا با رفتارش مردم را به زهد سوق بدهد. اگر امام دل در گرو دنيا و ماديات داشته باشد، در راهبري و پيشوايي موفق نخواهد بود. مردم از نظر سطح زندگي يكسان نيستند. چه بسا كساني كه ناتوان از تأمين حداقل معيشت براي خود و خانواده شان باشند، در اين حال اگر پيشوايانشان را سرگرم لذتهاي دنيوي ببينند طبعا از آنها دل زده خواهند شد و احساس ميكنند دارايي و رفاه زدگي ارزش است . دنياگرايي پيشواي مردم خطرهاي زيادي دارد. از يك طرف موجب رانده شدن افراد فقير و احساس بيگانگي آنان با امام شده، و از طرف ديگر سبب احساس كبر و نخوت ثروت اندوزان ميشود.

امام علي (ع) درباره خود به عنوان زمامدار دين و دنياي مردم، به استاندارش عثمان بن حنيف ; مينويسد: "هيهات ! چگونه اسير هواي نفس خود شوم و به دنبال بهترين غذاها باشم در حالي كه چه بسا در حجاز و يمامه كساني باشند كه اميدي به قرص ناني ندارند و هيچ گاه طعم سيري را نچشيده اند. آيا سزاوار است شبي را با شكم سير بخوابم و در اطراف من انسانهايي با شكم گرسنه و جگر سوزان، شب را به صبح برسانند؟ آيا به همين دلخوش باشم كه مرا اميرالمؤمنين بخوانند ولي در سختي هاي روزگار همدرد آنان نباشم و در تلخي هاي زندگي سرمشق مؤمنان نباشم ؟ نه ! هرگز مرا براي سرگرم شدن به غذاهاي خوب نيافريده اند."16

1 ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 9، ص 328، شرح خطبه 174) ; همچنين ر.ك : دراسات في ولاية الفقيه، ج 1، ص 301 - 319 .
2 سوره يونس (10)، آيه 35 .

3 سوره نساء (4)، آيه 59 .
4 حلي، حسن بن يوسف، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، ص 364 و 365 ; طبرسي، اعلام الوري باعلام الهدي، ج 1، ص 313 و 314، باب 2 از ركن 2. البته در زمينه اين آيه شريفه احتمالات ديگري نيز مطرح شده است ; و براي تفصيل، ر.ك : دراسات في ولاية الفقيه، ج 1، ص 64 - 69 .

5 حويزي، نورالثقلين، ج 1، ص 500 و 501، حديث 337 .
6 (و اذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فأتمهن قال اني جاعلك للناس اماما) سوره بقره (2)، آيه 124)
7 سوره بقره (2)، آيه 124) .
8 سوره عنكبوت (29)، آيه 26 .
9 سوره ابراهيم (14)، آيه 37 .
10 سوره صافات (37)، آيه 106) .

11 سوره بقره (2)، آيه 124) .
12 بحراني، البرهان في تفسير القرآن، ج 1، ص 151، حديث 13) .
13 سوره احقاف (46)، آيه 35 ; "صبر پيشه كن ; همان گونه كه پيامبران اولواالعزم صبر كردند."
14 سوره احزاب (33)، آيه 21 ; "براي شما در پيامبر خدا الگويي نيكو است ."
15 طبرسي، ابومنصور، الاحتجاج، ج 1، ص 587 .

16 سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 45، ص 418 .