|
احمد طارق
فیض:20جدی1387 : نظر به تقاضای احمد
طارق فیض برای بار دوم به تاریخ دوم دلو 1387 نشر گردید

آیا تسلی قلب نازنین رسول الله در عزای نوه اش به همین شکل
آرام خواهد گرفت؟
این نبشته جواب
بر نقد محترم اسد الله جعفری می باشد که بر مقاله بنده تحت عنوان در
عاشوراء چه باید کرد؟ گرفته اند.
قبل از آنکه بر
نقد و یا پا فشاری بر خرافات از جانب محترم جعفری بپردازم جا دارد چند نقطه
را مقدمه وار خدمت نقاد محترم عرض بدارم.
·
پیامبر اکرم صلی
الله علیه وسلم میفرمایند که دین نصیحت است. یکی از وجه های مشترک بین همه
مردم افغانستان که دیده میشود آن دو و دشنام زندن می باشد و احساسات خود را
با این گندگی های کلامی اظهار کردن. بنا ما هم یکی از میراثهای که از جامعه
و بزرگان به ارث برده ایم متاسفانه همین شطحیاتگویی و دشنام دهی به دیگران
میباشد. محترم جعفری در چندین نقاط از نبشته شان متاسفانه (دست به ل ...)
به القاب زشت و توهین گونه یاد نموده اند. اما در اخیر یک اندازه احساسات
شان طغیانی شده این حرف ها را نبشته اند:
درد اینها این است که
نمی توانند خوکان دو پاباشند وهیچ قید وبند دینی وعنعنات افغانی پاپیچشان
نباشند. باوجودیکه از بقیه افتادگی های تان به رسم اسلامیت و افغانیت
میگذرم اما از جسارت غیر اخلاقی و تهمت ( آروز خوکان دوپا) که به بنده زده
اید طالب معذر خواهی از جانب شما هستم و امیدوارم با تمام جسارت غیر
اخلاقی، همت، شهامت و خلاقیت اسلامی هم داشته باشید.
·
میزان و معیار نقد
دو و دشنام زدن و یا مخالفت نیست بلکه شیوه اسلام عزیز نقد اندیشه، با
اندیشه می باشد. همچنان نقد خیال پردازی ، تعابیر غلط و اضافه گویی را نمی
پذیرد.
·
هدف نقد ثلیقه است
نه شخصیت و یا نیت. شما میتوانید ثلیقه اهل سنت و یا ثلیقه و دیگاه بنده را
نقد کنید اما نه تاخت و تاز بر شخصیت و نیت بنده.
·
داخل نمودن بحث
امامت در نقد ازجانب حضرت عالی امر تحمیلی، بیجا و زائد بود. هیچ نوع ربط
نه به نقد حضرت عالی داشت و نه هم به مقاله بنده.
·
انگیزه این نقد
تابحال برایم مبهم است چون مقاله ( در عاشوراء چه باید کرد؟) موافق و مبتنی
بر اساس روحیه اهل سنت می باشد همچنان در مقاله نه نام از شیعه برده شده
است و نه هم از عملکرد شیعه در عاشوراء. پس مخالفت چرا؟ توهین چرا؟ دشنام
چرا؟ تحمیل قراءت گرهکی بالای دیگران چرا؟
·
عنوان انتخاب شده
از لحاظ مفهوم غلط است چون خداوند آشکارا خطاب به پیامبر صلی الله علیه
وسلم میفرماید که تو و دیگران همه محکوم به مرگ هستید. پس قلب مرده و خاک
شده که در قید حیات نباشد نه برایش تسلیت است و نه هم عزا داری. اینها همه
ذهنیت های گمراه کننده و داخل شده از دیگر باور های دینی به اسلام می باشد.
همانطوریکه ناقد
محترم اذان داشته اند این مطلب چکیده و تروشات ذهنی خود شان است هیچ ربطی
به شیعه و تشیع ندارد. دقیق گفته اند بنده هم از لحاظ سند چندان مستند بر
اساس قراءت شیعه نیافتم. با روحیه اتخاز شده از جانب محترم جعفری شاید نزد
یکتعداد از اهل تشیع مورد قبول باشد اما برای من مسلمان همچو ذهنیت و
مفکوره داشتن مرگ دین پنداشته میشود و با همچو مفکوره ها اساس توحید و یکتا
پرستی در اسلام زیر سوال میرود.
در نقد، نقاد
رول دیندار و وطن دوست را تصویر کشیده اند و طور نشان داده گویا بنده دین
ستیزی وبیگانه منشی مخالف ارزشهای جامعه افغانی هستم . قضاوتست عجولانه و
غیر عادلانه. بهر صورت مستقیم به ابراز نظر بر نوشته ها می پردازیم، چون
تک تک از اظهارات محترم ناقد قابل نقد و روشن سازی است بنا از حوصله این
جواب بلا است تا به همه اش بپردازیم پس صرف به نقاط کلیدی تمرکز میکنم.
<<من می دانم که
همه ی برادران وخواهران اهل سنت ،در روز عاشورا به خاطر شهادت امام حسین
نوه رسول الله ،عزادار ومحزون هستند وقربه لله خیرات ونذرات می کنند واین
نذرات وخیرات خود را بعنوان یک واجب دینی وفرضی اللهی انجام نمی دهند تا
بدعت باشد بلکه این کار وعمل نیک را بعنوان یک امر مستحبی وبعنوان همدردی
وهمدلی با رسول الله در عزای حسین نوه رسول الله انجام می دهند.>>
عرض شود اسلام
مجموعه ذهنیت ساخته شده افکار بشر نیست. بلکه معیار در اسلام قرآن و سنت
رسول اکرم صلی الله علیه وسلم می باشد و هر عمل کرد دیندار در میزان اسلام
مبنی بر آن معیار ها ارزش یابی می یابد. پس در عمل اخلاص نیت و اطاعت خدا و
رسول اش شرط می باشد.
خدمت ناقد عرض
شود.
اولا ما نه عزا دار هستیم و نه هم محزون و برخورد ما با این واقعه شکل
تاریخی دارد نه دینی. اگر قرار باشد ما بخاطر هر فرد عزا دار باشیم در
آنصورت باید در تمام سال لباس عزا داری در تن داشته باشیم چون بیشمار
انبیاء، رسولان، اصحاب و اهل تقوا در طول تاریخ اسلام به شهادت رسیده اند.
ثانیا عزا داری صرف
سه روز بعد از وفات متوفا می باشد نه اینکه هزار و چهار صد سال اینگونه عزا
داری نه با منطق موافق است و نه هم با عقل. حتی در همان سه روز برای عزا
دار یکثری شروط و قیود را پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم تعین نموده اند
تا عزا دار دست به گفتار شرک آمیز و اعمال خطا گونه نزند. فوق همه، آنچه
بهتر است برای یک عزا دار آن صبر می باشد چنانچه در احادیث آمده که:
از ابو هريرة رضی
الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی
الله عليه وسلم فرمود:
خداوند می فرمايد: هرگاه محبوب بندهء مؤمنم از اهل دنيا را از او بگيرم و
او محض برايم صبر نمايد، جزايی در نزدم جز بهشت ندارد.
رواه البخاري
همچنان
از انس رضی الله
عنه روايت است که گفت:
پيامبر صلی الله
عليه وسلم از کنار زنی گذشتند که در برابر قبری می گريست، فرمودند:
ای زن از خدا بترس و صبر کن، آن زن گفت: از من دور شو، زيرا تو به مصيبتم
گرفتار نشده ای. پيامبر صلی الله عليه و سلم را نشناخت. به او گفته شد که
اين شخص پيامبر صلی الله عليه وسلم است. وی به آستانهء خانهء آنحضرت صلی
الله عليه وسلم آمده و دربانان در کنار آن نيافت و گفت: ببخشيد شما را
نشناختم. آنحضرت صلی الله عليه وسلم فرمود: صبر در برابر مصيبت بهتر است.
متفقٌ عليه
و در روايتی در
مسلم آمده که آن زن بر طفلش می گريست.
حال سوال در
اینجاست که این قربه الله نذر و خیراتی مستحب را مبنی بر کدام ادله انجام
میدهید. باز سعی برای نزدیک شدن به الله را چرا به روزی معین میکنید؟ در
حالیکه مسلمان مکلف به انجام تکالیف دینی اش در شبانه روز می باشد تا از
آنطریق به الله سبحانه و تعالی نزدیکی و قرب حاصل کند. باز اینخو همدلی و
همدردی با رسول خدا صلی الله علیه وسلم نیست. بلکه اعمال خشک، مشکوک،
سمبولیک و بعضا با نیات مشرکانه و دور از توحید انجام میابد.
<<شیعه هم اگر دهه
ی عاشورا را گرامی می دارند وخیرات ونذرات می کنند ونوحه می خوانند وسینه
می زنند ومجالس عزاداری بر پامی کنند ،این را بعنوان یک واجب وفرض اللهی
انجام نمی دهند بلکه مثل برادران اهل سنت بعنوان یک امر مستحبی وهمدلی
وهمنوایی با رسول الله انجام می دهند.>>
باوجودیکه دوست
ندارم بر اعمال و کردار مخصوص تشیع در عاشورا حرف بزنم چرا میدانم بطرف
پرخاشگری میکشاند اما صرف خدمتی عزیزان اهل تشیع عرض شود که اگر شما دوست
دارید در عاشورا همدلی و همنوایی با رسول الله کنید در آنصورت بهمان شکل که
رسول خدا با دیگران همدلی و همنوایی می نمودند شما هم با فرستاده خدا انجام
بدهید. نه سر بکفانید و نه هر عمل دیگر را انجام بدهید که پیامبر خدا انجام
نداده است. من شخصا بانک خون شهادت حسین رضی الله عنه را خیلی اخلاقی و
موافق با فرهنگ و اداب اسلامی میدانم تقاضا ام اینست که نه تنها در عاشورا
تقاضا اهدا خون شود بلکه هر ماه بانک خون شهادت حسین رضی الله عنه افراد
جامعه را تشویق و ترغیب کند تا خون بدهند.
<<چنان که
ملاحظه می فرمایید این نویسنده محترم تمام امت اسلامی ساکن در افغانستان را
که بخاطر رضای خدا وتسلی قلب نازنین رسول الله در عزای نوه رسول الله وسرور
جوانان بهشت وپاره جگر فاطمه زهرا دختر خاتم پیغمبران محمد امین ونور چشم
علی خلیفه امت اسلامی وشخصیت مورد احترام ابوبکر وعمر خلفای مکرم امت
اسلامی،به عزاداری می پردازند ودر راه خدا ورضایت رسول خدا خیرات ونذرات می
کنند>>
عرض شود
باوجودیکه حضرت حسین رضی الله تعال عنه بشارت گیرنده جنت بود، نوه و صحابی
پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم بود، فرزند بی بی فاطمه رضی الله عنها بود،
پسر علی کرم الله وجه بود، محترم و مکرم در نزد خلفای راشده بود و حتی
امروز در قلب تمام امه مسلمه جا دارد اما شهادت اش هیچگونه تاثیر در شکل
عبادت و اطاعت من مسلمان از خدا و رسول اش نمی آورد. بلی آنچه که مسئولیت
من در قبال تمام مسلمین که قبلا وفات نموده اند دعاء خیر می باشد. باید
همه روز ما برای کافه مسلمین چه در قید حیات باشد و یا خیر دعاء کنیم. عزا
داری یک امر خشک و غلط می باشد اما در قسمت خیرات مسلمانان کوشش کنند
همیشه خیرات و صدقه بدهند و اگر در عاشورا هم خاص بخاطر خدا میدهند و به
این نیت و باور نیستند که در عاشوراء خیرات و نذر ثواب بیشتر دارد بخاطر
شهادت امام حسین رضی الله عنه در آنصورت جواز دارد.
<<واز خدای
رحمان ورحیم امید دارند که خدا به حرمت رسول خدا وخون نوه رسول خدا به
ایشان خیر وبرکت وغیرت دینی وتوفیق شهادت در راه خدا عطاکنند.
این کار کجایش
بدعت وخرافه پرستی ونادانی وجهالت است؟>>
در قسمت توسل
مشروع در دعاء و خواست عرض شود که:
1-
تـوسل به ذات خداي تعالي جايز است، مانند اينكه بگوئي: يا الله.
2-
توسل به يكي از اسماء الله: يا رحمن، يا رحيم، يا حي، يا قيوم .
3-
توسل به صفات بارى تعالي: اللهم برحمتك أستغيث خدايا به رحمت تو دادرسي و
استغاثه مى كنم (فرياد رسي مى كنم). و مانند اينها.
4-
توسل به دعاي مرد صالحي كه زنده است و وجود دارد، مثلاً مى گوئيم: اي شيخ
برايم دعا كن، و ماننـد اين، چنانكه صحابـه از رسول الله (ص) طلب باران مى
كردند .
5-
توسل به عمل نيك و صالح: مانند قصة اصحاب غاري كه صخره اي درِ غار را بر
روي آنها بست، و خدا را با اعمال صالحي كه انجام داده بودند دعا كردند،
خداوند مشكل آنها را بر طرف كرد و از غار بيرون آمدند.
و ممكن است بگوئي:
خدايا به دوستى و محبت من به پيامبرت، و توحيدم به تو، و طاعتم، به تو و
رسولت، اين چيز را به من بده.
اما سؤال كردن و
طلب تو به مقام پيامبر، و ولي، يا سوگندت به يكي از اينها، بدعتي است كه تو
را بسوي شرك مى كشاند، و اگر هم تو را به شرك نكشاند، اين نوع طلب حرام
است، زيرا در اينجا سؤال كننده (طلب كننده) فقط از خداوند كمك خواسته است.
اما سؤال و طلب از
مردگان و يا شخص غير حاضر بطور مباشر، شرك اكبر بشمار مى رود.
و خداوند بندگان را
ارشاد و راهنمائي كرده تا فقط او را بخوانند، و غير از او را نخوانند، و
وعده به اجابت داده است، فرمودند:
)وَإِذَا
سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ
إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ
يَرْشُدُونَ((186)
سورة البقرة.
[وهنگاميكه بندگانم
از تو درباره من بپرسند من نزديكم و دعاي دعا كننده را هنگاميكه مرا بخواند
پاسخ مى گويم پس آنان هم دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند تا آنان
راه يابند].
و فرمودند:
)وَقَالَ
رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ((60)
سورة غافر.
[پروردگار شما مى
گويد: مرا بفرياد خوانيد تا بپذيرم].
و ما را راهنمائي
كرده تا تنها از او كمك بخواهيم، و ما در هر ركعت نماز چنين مى گوييم:
)إِيَّاكَ
نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ((5)
سورة الفاتحة.
[پروردگارا تنها
تو را مى پرستيم، و از تو ياري مى جوييم].
(گرفته شده
ازکتاب توسل جایز و غیر جایز)
مگر این
نویسنده قرآن نخوانده اند که خدا می فرمایند:
قُلْ إِنْ
كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ (سوره
آل عمران-31)
بگو اگر دوست
دارید الله را، پس اطاعت من ( محمد صلی الله علیه وسلم ) را کنید تا دوست
داشته باشد خداوند شما را.
لَقَدْ كَانَ
لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (سوره احزاب-٢١)
بهترین الگو و
اسوه برای هر مومن و مسلمان در زندگی رسول خدا صلی الله علیه وسلم است.
حال ما که به
حکم پروردگار مکلف به اطاعت رسول الله صلی الله علیه وسلم شده ایم تا ایشان
را در زندگی فردی و اجتماعی خویش الگو بگیریم. آیا حمزه رضی الله عنه در
غزوه احد مثله نشد؟ آیا پیامبر صلی الله علیه وسلم در هر سال عزا دار سرادر
شهدا حمزه رضی الله عنه بود؟؟؟ آیا ما کدام آدرس میتوانیم پیش کنیم که
رسول خدا صلی الله علیه وسلم بخاطر شهادت و یا فوت فلان صحابی همه ساله عزا
داری نموده است؟ اگر جواب منفی است پس شما مبنی بر کدام ادله شرعی و دینی
این عمل را انجام میدهید چیزیکه پیامبر خدا انجام نداده است. در حالیکه تک
تک از مسلمین امر بر اطاعت رسول صلی الله علیه وسلم شده اند.
<<اما مسئله
پختن شله شیرین ،این یک نوع سنت خانوادگی است که ازگذشته های دور از نیاکان
این مردم بیاد گار مانده است وامروزه هم این نسل نمی خواهند این شیوه
نیاکان خود را ترک کنند ولی به هیچ وجه این شله شیرین را بعنوان یک دستور
لایتغیر خدا نمی پزند .>>
در ادوار مختلف
تاریخ زمانیکه رسولان برای اقوام شان پیامها و اندیشه های زنده و نجات
دهنده آورده اند و آنها را دعوت به استجابت اسلام کرده اند همیشه از طرف
اکثر آنها ادعا همین بوده که آن اندیشه های میراثی از ابا و اجدادی ما بر
ما کافی است. بلی جواب اسلام به اینها اینست که شما هم غلط کرده اید، پدران
و اجدادی تان هم غلط کرده است آنچه درست است هدایات پروردگار می باشد.
از شیخ الاسلام
(ابن تیمیه) در باره آنچه مردم در روز عاشورا از قبیل کحل ( سرمه به چشم
زدن)، شستن اعضاء، حنا زدن به سر و اعضاء دیگر، گفتگو و مصافحه با یکدیگر،
پخش شله زرد، اظهار شادی و سرورد و... انجام می دهند سوال شد که آیا حدیثی
صحیحی از رسول الله صلی الله علیه وسلم در این باره وارد شده است؟ و اگر در
این مورد حدیث صحیحی وارد نشده آیا انجام دادن آن بدعت است؟ .....
جواب: الحمد الله
رب العالمين.
حديثي از رسول الله صلي الله عليه وسلم و اصحابش در اين باره ذكر نشده و
هيچ يك از ائمه اربعه (امام مالك، امام ابوحنيفه، امام شافعي، امام احمد
حنبل) و غير ايشان آن را مستحب ندانسته اند.
نويسندگان معتبر نيز از پيامبر، صحابه و تابعين حديثي روايت نكرده اند. در
كتابهاي صحيح، مسند و مسانيد نيز حديث صحيح و يا ضعيفي در اين مورد روايت
نشده است.
اصلاً در قرن هاي
اوليه اسلام بحثي در اين مورد نبوده اما از متأخرين رواياتي نقل شده است،
مانند اينكه: اگر كسي در روز عاشورا سرمه به چشم بكشد در آن سال به چشم درد
مبتلا نمي شود، همچنين كسي كه در روز عاشورا خود را بشويد در آن سال مريض
نمي گردد. و مثال در اين باب زياد است كه از آن جمله مي توان به موارد زير
اشاره نمود:
در باره نماز روز
عاشورا فضائلي روايت نموده اند؛ همچنين روايت شده كه: در روز عاشورا توبه
آدم قبول شد؛ كشتي نوح بر كوه جودي قرار گرفت؛ يوسف به يعقوب رسيد؛ ابراهيم
از آتش نجات پيدا كرد؛ قوچ به جاي اسماعيل قرباني شد؛ چيزهاي ديگر كه در
باره اين روز گفته اند.
در حديث دروغ و موضوعي از رسول الله صلي الله عليه وسلم نقل كرده اند: كسي
كه روز عاشورا خانواده اش را سير نگه دارد خداوند در ساير سالها روزيش را
وسيع مي گرداند.
تمام اين رواياتي كه به رسول الله صلى الله عليه و سلم نسبت داده اند دروغ
مي باشد.
(مقاله - بررسي
سنتها و خرافات وارده در روز عاشورا)
<<آیا رسول خدا
را شاد کردن ویاد نوه رسول خدا راگرامی داشتن حسن عقلی وخدای ندارند وبدعت
است؟>>
رسول خدا صلی
الله علیه وسلم میفرمایند
که هر کس مرا دوست دارد بر سنتم عمل میکند. حال اگر شما واقعا مدعیان
راستین و محبان رسول خدا و امام حسین رضی الله عنه هستید بر سنت آنها عمل
کنید. شما هم مانند کابل نشین های دین فروش که جشن شکست کمونسیم را در دامن
امپریالیسم تجلیل میکردند، امروز در یک فضاء ظالمانه داد از ظلم ستیزی
میزنید. واقعا مضحک آور است
<<من نمی دانم این
نویسنده، جاهل است ویامزدور بی مزد بیگانگان؟
اگر یک قطره از خون
افغانی در جان این نویسنده بود وذره ای از غیرت دینی وعرق ملی می داشت این
گونه به این امت بزرگ ومسلما نان پاک توهین نمی کرد.>>
این نمودنه دیگر از
بی ادبی جناب اسد الله جعفری. من تعجب میکنم این پروانه دین و وطن چگونه در
قید حیات بسر میبرد و امروز هفت سال از تجاوز بی شرمانه و بی ننگانه
امریکای اشغالگر میگذرد. اگر فرض مثال من همین سوالات شما را از خود جناب
عالی سوال کنم که آیا یک قطره از خون افغانی در رگهای شما جریان دارد؟
چگونه وجود اشغالگر و بیگان را در مادر وطن تحمل توانسته اید؟ آیا ذره ای
از غیرت دینی در تو است؟ چگونه حاضر شده ای در جامعه که سلاح ظالم و
اشغالگر بالای ناموس ملت حکفرما است و روزانه به هزار ها حسین به شهادت
میرسد هنوز هم تو سنگ محبت و دوستی مومن بچه چون حسین را بر سینه بزنی؟ آیا
مایه ننگ و شرم برای ما نیست که امروز اشغالگر و بیگانه آزادانه در کشور
گشت و گذار میکند و ما خون خود را در حسینیه ها بریزم؟ کجاست غیرت دینی؟
کجاست اسد الله آن شیرا خدا؟ چقدر شرم آور و ننگین است که ما امروز داد از
عرق ملی میزنیم و آنهم از خرافات و رسوم گندیده در جامعه که سبب رکود و پس
مانی ما شده دفاع میکنیم.
<<بلکه بعضی از امت
اسلامی که شیعه نامیده می شوند روزه گرفتن در این روز را مکروه می دانند آن
را هم نه بعنوان یک دستور دینی بلکه این کراهت یک امر طبیعی >>
محترم ناقد صاحب
امسال اگر عاشورا در اویل ماه جنوری مصادف است شاید در دیگر سال چندین روز
پیش و یا پس بیاید. و شاید چندین سال بعد در همین روز ماه رمضان داخل شود و
همه جهانیان بشمول شما روزه بگیرید. بهر ترتیب سنت پیامبر اکرم صلی الله
علیه وسلم چنانچه در مقاله ( در عاشورا چه باید کرد؟) شرح داده ام گرفتن
روزه است. و جسارت شما در قسمت صحیح بخاری قابل تحسین نیست یک حدیث نه بلکه
احادیث در قسمت گرفتن روزه و فضیلت آن در روز تاسوعا و عاشوراء آمده است.
<<1
–فرض
بودن روزه عاشورا قبل از فرض شدن روزه از طرف خدا،از طرف کی فرض بود؟از طرف
خدا یارسول خدا فرض؟>>
اولا من لغت فرض را
استفاده نکرده ام بلکه اصطلاح واجب را بکار برده ام.در مذهب امام ابو حنیفه
رحمه الله این کلمات هر کدام تعاریف دقیق دارند. ثانیا شما اگر حدیث را
دوبار گردان کنید از مفهوم و محتویات آن کاملا واجب بودن روزه در عاشوراء
قبل از فرض شدن روزه رمضان روشن است. همچنان احادیث دیگر هم دال بر واجب
بودند این موضوع میکند. تذکر آنها از حوصله این جواب بالای است.
<<2
–
اگر
ما از آن معذوریت صرف نظر کنیم،طبق گفته خود نویسنده،بعد از فرض شدن روزه
ماه رمضان از طرف خدا،روزه روز عاشورا روزه ی تخییری شد.
پس چرا نویسنده این
تخییر را امروزه برای امت اسلامی جایز وروانمی دارد؟
روزه ی که از طرف
رسول خدا وجوبش برداشته شده است ، چرا نوینسده، پیغمبرانه به امت اسلامی
دستور می دهند که روزه روز عاشورا، را بعنوان یک روزه واجب وبعنوان مبارزه
با خرافات ،روزه بگیرند؟
آیا این ادعای
پیغمبری این نویسنده خود بدعت وارتداد نیست؟
نویسنده به چه حقی
از مسلمانان می خواهد که این روزعاشورا را روزه واجب بگیرند؟>>
من تعجب میکنم با
تمام تمطراق و این آن شما این مفهوم را از کجای مقاله بنده بیرون کشیده
اید. من چندین بار مقاله را مطالعه کردم اما همچو چیزیکه شما بر بنده نسبت
داده اید در آن مقاله من سراغ نکردم.
فکر کنم دقیق
مطالعه نکرده اید و یا احساسات بالای تان غلبه کرده دست به تهمت زنی زده
اید عزیزم. نگاه کنید من به چه الفاظ مخیر بودن روزه روز عاشوراء را در آن
مقاله آورده
ام.
(این حالت یعنی واجب بودن روزه عاشوراء زمانی از گردن مسلمین ساقط و به امر
مخیر مبدل میشود که خداوند سبحانه و تعالی حکم فرضیت روزه ماه مبارک رمضان
را میفرستد. شرح این موضوع در احادیث رسول اکرم صلی الله علیه وسلم آمده
چنانچه:
حدیث ابن عمر رضی
الله عنهما که گفت: در زمان جاهلیت مردم در روز عاشوراء روزه می گرفتند،
وقتیکه فرض بودن روزه ماه رمضان نازل شد رسول علیه السلام فرمودند: کسیکه
بخواهد در آنروز روزه بگیرد و کسیکه بخواهد افطار کند.
رواه البخاری )
باوجود این الفاظ
واضع و آشکار شما چگونه بنده را متهم به تاکید واجب بودن روزه در این روز
میکنید؟
با احترام احمد
طارق فیض |