دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

ابراهيم حسن زاده: 22 حمل 1388

جن

جن: پری و دیو ضد انسان ست ؛ این موجود این گونه در قرآن توصیف شده است، آفریده ای که دارای شعور واراده و از دید بشر پنهانند. مانند انسان مکلف به تکالیفند ، مبدأ آفرینش آن آتش و پیش از انسان آفریده شده و در آخرت مبعوث می شوند، دارای حرکاتی سریع می باشند و بر کارهای سخت وسنگین توانایی دارند.

الف- جن درالمنار

جن در لغت : موجود زنده و عاقل که مکلف است واز حواس انسان پنهان می باشد، درک انسانی به ساحت وجودجن دسترسی ندارد وآنان از آتش است [1]

جن به موجودات پنهان که درمقابل انسان است،  گفته می شود، موجودات روحانی شامل ملائکه وشیطان و جن می شود. ملائکه همیشه مأمور به خیر است وشریرترین شان شیطان است که همواره دنبال فتنه می باشد و متوسط آن جن هست که مانند انسان برخی آنان اهل حق وخیر هستند وبرخی آنان مضرند[2] ایشان اضافه می کند موجودات نامرئی که مانند باکتری ومیکروب بوسیله ابزارهای علمی کشف شده است و قابل مشاهده می باشد، نیز نوع از جن هستند ، با این تعریف که باکتری ها و میکروب ها  با چشم سر دیده  نمی شود[3]

و ایشان گزارش می دهد، جن درجامعه بشری حضور مستمر و قدرتمند داشته است، برخی او را عبادت می کرده است وبرخی اورا خالق شرور می پنداشته است، جن درتمام ادیان و حوزه انسانی حضور دارد ولی عرب جاهلی دیوانگی انسانها را اثر ترس و دخالت جن می دانسته[4] است.

جن یکی از عناصراسطوره در فرهنگ افسانه بشری می باشد، وحضور جن درمیان اخلاق و اعتقادات جاهلی در قرآن اشاره شده است . « وَجَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ (١٠٠)« [5]  آنان همتایان از جن قرار دارند ودرحالی که خداوند همه آنها را آفریده است وبرای خدا به دروغ واز روی جهل ، پسران و دخترانی ساختند، منزه است خدا و برتر است از آنچه توصیف می کند.

حتی حضور جن به عنوان شریک پروردگار درجامعه بشری بوسیله قرآن حکایت می شود و این حضور خرافاتی بوسیله فرهنگ قرآن از جامعه اسلامی پاکسازی شده است.

نقد

رشید رضا  ، در مورد  جن بحث را تمام نکرد ، وعده سپرد که بحث جن  را درسوره جن تمام می کند ، عمر او کفایت نکرد، که تفسیرش به سوره جن برسد ، در سوره یوسف از تفسیر بازماند،  رشید رضا پذیرفت، که جن از موجودات نامرئی است ولی اوماهیت جن وملائکه رایکی دانست و او پذیرفت ملائکه معصوم است و ملائکه هرگز معصیت نمی کند، واین امر با اتحاد جوهری شیطان و جن با ملائکه ناسازگاری دارد، چون شیطان اهل معصیت نافرمانی است، و چناچه برخی جنیان نیز عاصی هستند و دیگر جن وشیطان دارای نسل است، ولی درقرآن به اعتراف خودش ملائکه دارای فرزند نمی باشد، موجودات مجردی است، که مأمور به اطاعت پروردگار هستند و به انجام وظیفه مشغول هستند ولی جن و شیطان دارای اختیار واراده می باشند ومی تواند خدا را اطاعت کنند ومعصیت کنند وهمین افتراق در لوازم نشان می دهد، با توجه به این ماهیت در قرآن و اصل خلقت جن بیان شده که جن و شیطان با ملائکه اختلاف جوهری دارد ولی رشید رضا با اذعان این موجودات روحانی غیبی است ولی امرمادی بودن جن وشیطان را رد نکرد و احتمال جن موجود مادی لطیف باشد پذیرفت ولی مادی بودنش را قبول نکرد و جن را از عناصر مجرد هم  نپنداشت و با توجه به وظایف ملایکه که قرآن از آن خبر داده است  ، می رساند که ملایکه موجودات مجرد و ما فوق مادی است و بر خلاف جن وشیطان دارای نسل و توالد نمی باشد.  تناقضاتی غیر قابل دفاع در مبنای رشیدرضا در باره این موجودات غیبی است

 رشید رضا باکتری ها ومیکروبهای که آزار به انسان می رسانند، یک نوع جن پنداشت و این باور و برداشت غیر عالمانه است ، چون میکروبها و باکتریها فاقد اراده و شعور هستند ولی جن ها دارای شعور و اراده اند، پس دو موجودی که از نظر ماهیت مختلفند و اختلاف شان جوهری است.

ب- جن در المیزان

جن درلغت: « وَالْجان خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ »[6] و جن را پیش از آن از آتش گرم وسوزان خلق کردیم دراصل جن به معنای پوشاندن است.

وهمین معنا درتمام مشتقات واژه جریان دارد نظیر جن ، چون از نظرپوشیده است،مجنه وجنه سپری که آدمی را از شمشیر و سخن می پوشاند،جنین (نوزاد) (جنان و قلب) چون از نظرها پنهان است وچناچه آیه قرآن (فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ )[7] شب را پوشانید.

جن در اصطلاح : جن طایفه از موجودات که دارای شعور واراده هستند و بالطبع از حواس انسان پنهانند و آنان مکلف به تکالیفند، و مانند انسان مرگ وزندگی دارند و در قیامت محشور می شوند . دارای قدرت عجیب وسرعت بالا که کارهای عجیب و غریب انجام می دهند، مانند کاری که در داستان سلیمان از جن صادر شده؛ در قرآن کریم از جن زیاد نام برده شده است .

از تدبر درآیات قرآن کریم به دست می آید، دربرخی آیات جان در مقابل انسان قرار دارد و این معنی اشاره است، که انسان و جان دو نوعند ویک نوع ارتباطی بین این دوموجود است .

و برخی آیات جن در مقابله انسان است واین تقابل واژه جان و جن با انس می رساند، که جن و جان یک معنی دارد خَلَقَ الانسان مِنْ صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ (١٤)وَخَلَقَ الْجان مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ »[8]

انسان را از گل خشکیده ای همچون سفال آفرید و جن را از شعله های مختلطه ومتحرک آتش خلق کرد .

« وَقَيَّضْنَا لَهُمْ قُرَنَاءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَالانسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ (٢٥)»[9]

ما برای آنها همنشینانی قرار دادیم که زشتیها را از پیش رو و پشت سر آنها در نظرشان جلوه دادند و فرمان الهی درباره آنان تحقق یافت و به سرنوشت اقوامی گمراهی از جن وانس که قبل از آنها بودند گرفتار شدند آنها مسلماً زیانکاربودند.

« يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالانسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ فانفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلا بِسُلْطَانٍ »[10] ای گروه جن وانس اگر می توانید از مرزهای آسمانها و زمین بگذرید، پس بگذرید ولی هرگز نمی توانید مگر با نیروی فوق العاده.

واز مقابله (خَلَقَ الانسان) با جمله ای (خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ) که آیات درتمام بیان اصل خلقت انسان وجن هستند و خلقت اصل اولی انسان از گل صلصال بود وخلقت نسل آدمی به بیان آیات از نطفه می باشد ولی خلقت در آغاز از آتش زهرآگین است و آیات از بیان نسل جن و چگونگی ازدواج آن ساکتند ولی از آیات قرآن استفاده می شود که جن دارای نسل است وهم مانند انسان می میرد یعنی جن زاد ولد ومرگ و میر دارد.

« وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلا »[11] به یاد آورید زمانی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدمی سجده کنید، آنها همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که از جن بود. واز فرمان پروردگارش بیرون شد. آیا با این حال او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می کنید.در حالی که آنها دشمن شما هستند؛ چه جایگزین بدی است برای ستمکاران .

دراین آیه که ماهیت شیطان از جن بیان می کنند وبرای شیطان ونسل و ذریه نقل می کند این توالد وتناسل در بوته ابهام قرار دارد و دیگر آیات قرآن چگونگی توالد وتناسل جن را بیان نکرده است و چناچه در آیه(قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَالانسِ)[12] به سرنوشت اقوام گمراهی از جن وانس که قبل از آنها بودند گرفتار شدند.

آیه مبار که از جنی که از آتش و مخلوط به دود ، یاد می کند، با آیه دیگر خلقت جن را از آتش زهرآگین یاد می کند ، مغایرت ندارد. (وَخَلَقَ الْجان مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ) [13] وجن را از شعله ای که با دود باشد .  این آیه همان مضمون آیه ای است که خلقت جن را باد سموم می داند (وَالْجان خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ)[14]وجن را پیش از آن از آتش گرم وسوزان خلق کردیم . نارسموم وبا نار مارج یکی است.

خلاصه کلام چند امر درمورد جن استفاده می شود .

1ـ این نوع مخلوقات قبل از نوع بشر خلق شده اند.

2ـ این نوع از جنس آتش خلق شده اند

3ـ این نوع ازمخلوقات زندگی ومرگ وقیامت دارند.

4ـ این نوع از جانداران مانند سایر جانداران نر و ماده وازدواج وتوالد تکاثر دارند.

5ـ این موجودات نادیدنی دارای شعور و اراده است و کارهای سریع واعمال شاقه را می توانند انجام بدهند که از توانای بشر خارج است

6ـ جن مانند انسان مومن وکافر دارند ، بعضی صالح وبرخی فاسدند، چون آنان مانند انسان مکلف به عبادت هستند [15]« وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالانسَ إِلا لِيَعبدهنِ »[16] من جن وانس رانیافریدم، جز برای این که عبادتم کند. « قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قرآنا عَجَبًا (١)يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا »[17]بگو: به من وحی شده است که جمعی ازجن به سخنانم گوش فرا داده اند، سپس گفته اند: ما قرآن عجیبی شنیده ایم که به راه راست هدایت می کند،  پس ما به آن ایمان آورده ایم و هرگز کسی را شریک پروردگارمان قرار نمی دهیم .

این آیه فهم وایمان وتکالیف جنیان بیان کرده وآیات زیرتقسیم شدن جنیان درمقابل ایمان و عدم ایمان به کفر و مؤمن وصالح و فاسد بیان نموده است .

« وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا »[18] این که درمیان ما افرادی صالح وافرادی غیر صالحند، ماگروههای متفاوتی هستیم

« وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا »[19] واین که گروهی از ما از مسلمانند وگروهی ظالمند هرکس اسلام را اختیار کند راه راست را برگزیده است « قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ »[20] گفتند: ای قوم ما کتابی را شنیدیم، که بعد از موسی نازل شده هماهنگ بانشانه های کتابهای پیش از آن که به سوی حق و راه راست هدایت می کند . درسوره جن واحقاف به برخی ویژگیهای جن اشاره شده است.

ج- جن وقدرت عجیب

جن توانای پرواز به آسمان داشتند و قدرت شنوای قوی دارند ،که بوسیله آن از اخبار غیبی وسخنان ملائکه آگاهی می یافتند، و درهنگام بعثت رسول خدا جنیان از دسترسی به چنین آگاهی منع شدند، و خداوند با تیر شهاب آسمانی آنان را از نزدیک شدن به آسمانها بازداشت وبه این امر آیات ذیل دلالت می کند.

« وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا (٨)وَأَنَّا كُنَّآنقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الان يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَصَدًا »[21] و اینکه ما آسمان را جستجوکردیم و همه را پراز محافظان و تیرهای شهاب یافتیم؛ و این که ما پیش از این به استراق سمع در آسمانهای می نشستیم، اما اکنون هرکس بخواهد استراق سمع کند، شهابی را درکمین خود می یابد.

 از صدر وذیل این آیات این معنی به دست می آید، پرشدن آسمان از حارسان شدید، در اخیر اتفاق افتاده است و در گذشته چنین نبوده . بلکه جنیان از آسمان بالا می رفتند و در جای که خبرهای غیبی و سخنان ملائکه به گوششان می رسید ، می نشستند.

(فَمَنْ) این فا تفریع ذیل آیه بر همه مطالب گذشته است، که جنیان می خواهد بگوید از امروز هرکسی از جنیان به آن نقطه قبلی پرواز کند وفضولی های سابق را تکرار کند، بیدرنگ تیرشهابی می یا بد، از خصوصیاتش این است که تیراندازی درکمین دارد.

ازمجموع دو آیه این مطلب بدست می آید، که جنیان با مقارن بعثت از دریافت اخبار آسمانی واستراق سمع برای دست یابی اخبار آسمانی منع شدند وبه این حادثه در آن زمان برخوردند.

همین جنیان کارهای دیگری با سرعت وقدرت فوق تصور بشری انجام می دهند.

«  قَالَ يَا أَيُّهَا الْمَلأ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ (٣٨)قَالَ عِفْريتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ »[22]

سلیمان گفت: ای بزرگان کدام یک ازشما تخت او را برای من می آورد، پیش ازآنکه به حال تسلیم نزدمن آیند؛ عفریتی از جن گفت: من آن را نزد تو می آورم، پیش از آن که از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر توانا و امینم.

شخصی از جنیان چنین قدرتی داشت که آن تخت عظیم را ازراه دور و زمان بسیار کوتاه که به اندازه بلند شدن از زمین حاضر می کند واین گونه قدرت را انسانها ندارند ،که بدون ابزار علمی دست به چنین کارهای بزند.

نقد

علامه طباطبایی جن و  شیطان را از یک نوع دانست ولی ملائکه را از نوع دیگری که مجرد  و مافوق مادی دانست. علامه طباطبایی این بحث را کامل کرد و اعتراف کرد، که جن موجودی در فرهنگ بشری شناخته شده است، بسیار سابقه طولانی دارد و جن به اساس همان باورهای اسطوره ای تاثیر مستقیم در جامعه بشری داشته است، چناچه علامه طباطبایی پیرامون این آیه « وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الانسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا »[23] واین که مردانی از بشر به مردانی از جن پناه می بردند و آنها سبب افزایش گمراهی وطغیان شان می شدند ،و در عرب رسم بوده که در سفر شبانه در بیابان خود را از شر جانوران و شرسفیهان جنی به عزیز بیابان پناه می بردند ، چون عزیز سرپرست جنیان در بیابان است، و  نقل شده که اولین کسی به جن پناهنده شد، طایفه ای از یمن وسپس قبیله نبی حنفیه بودند و آنگاه این کار جزء فرهنگ عرب ها گردید، شاید مراد از پناهنده شدن به جن این باشد، که می گوید: کاهنان جن در اختیار دارند،  و به آنان برای حصول مقاصدشان مراجعه می کردند و اینگونه باورها تا هنوز هم وجود دارد[24] ولی هیچ کدام شان به رابطه جن با انس اشاره نکرد آیا رابطه جن با بشر چگونه است از آیات قرآن استفاده شد که جن مسلمان وستمگر و فاسق عادل دارند.  و بنابراین ضرر از ناحیه با توجه به ستمگری جن وقدرت خارق العاده آنان  به انسان ممکن است. ولی خداوند آنان را از ضرر رساندن به انسان باز می دارد . همانطورکه اشاره گردید که  ملائکه ها مأمور ثبت و ضبط اعمال انسان است، انسان دارای فضیلت های است واز جمله آن  تمام موجودات درتسخیر انسان است، واین امر از ناحیه قرآن مسلم می باشد و ملائکه حافظ انسان می باشد و همانطور ملائکه جنیان را از استراق سمع اخبار ملائکه باز می دارد وهمان ملائکه پاسدار انسان هستند که جنیان را از ضرر رساندن باز می دارند. «  وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لا يُفَرِّطُونَ»[25]  او بر بندگان خود تسلط کامل دارد. فرستادگان ما جان او را می گیرند آنها کوتاهی نمی کند. و این آیات نص در مورد این که خداوند با تمام قدرت خود از بنده خود بوسیله ملائکه حفاظت می کند و ملائکه در این مأموریت سنگ تمام را می گذارد و در مجموع اصل بر عدم ضرر جن به انسان است و بنابراین باورها خرافی و جن زدگی در فرهنگ قرآن وجود ندارد و اگر این فرهنگ نهادینه شود، ترس بی جا که جز فرهنگ جامعه بشری شده و موجب بسیار از ناهنجاری اجتماعی گردیده است، ریشه کن می گردد و جامعه در یک امنیت روانی مناسب قرار می گیرد و این باور جن یک موجود غیبی خداوند است ولی قدرت ضرر و زیان به انسان را در ابتداندارند و ملائکه هم نیز شیاطن واجنه را از ضررزدن به انسان باز می دارد. این معرفت سود معنوی بسیاری دارد، و تمام خرافات و شیادی از جامعه ریشه کن می شود و اعتماد به نفس در جامعه به حد مطلوب در افراد افزایش می یابد.

ولی ضرر و زیان از ناحیه شیطان و جن به انسان بالابتداء وجود ندارد، انسان در اصل به خاطر اشرف مخلوقات خدا  در صیانت خداوند از شر جمیع مخلوقات است .. حقیقتاً انسان صیانت خود را با ارتباطی با جن ها از بین برده است. چون آیات قرآن به موضوع اشاره می کند. « فَإِذَا قَرَأْتَ الْقرآن فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ (٩٨)إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (٩٩)إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ »[26] هنگامی که قرآن می خوانی از شر شیطان مطرود به خدا پناه بر. چرا که او بر کسانی که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکل می کنند، تسلطی ندارد. تسلطه او تنها بر کسانی است که او به سرپرستی خود برگزیده اند و آنان نسبت به خدا شرک می ورزند.

به هر حال آیات قرآن به انسان توصیه می کند که توکل و پناه بردن به خدا از شر آزار و اذیت جن وشیطان داشته باشد، و قرآن اصل بر عدم قدرت آسیب رساندن جنیان می داند ولی زمینه قدرت ضرر و زیان از ناحیه جنیان را خود انسان فراهم می کند.

مقایسه ای بین  برداشتهای المنار والمیزان

مشترکات:

1-خلقت جن از نار است .

2- جن صالح و فاسق دارد.

3- جن مکلف به تکالیف است .

4-این نوع از مخلوقات زندگی و مرگ وقیامت دارد.

5- دارای نر و ماده هست که توالد و تکاثر دارد.

6- دارای شعور و ارداه هست، که قادر به انجام کارهای شاق است، که از توان بشر خارج است .

7- سرعت زیاد دارد.

 رشید رضامی گوید:

1- جن و ملایکه از یک جوهرند.

2- باکتری ها و میکروب ها از جنس جن است .

3- جن مثل میکروب ها در بدن انسان نفوذ می کند.

علامه می گوید:

1-جن غیر از ملایکه در جوهرند.

2- جن با میکروب قابل قیاس نیست، جن دارای شعور و اراده است .

3- جن در انسان نفوذ نمی تواند؛ چون دو عنصر متضاد است .

[27]


 -[1] معارف ومعارف 490ص 208

 -[2]تفسیر المنارج 9 ص 386 همان مدرک ج 8 ص 242همان مدرک ج 8 ص 242

[3] -  همان مدرک ج 3 ص 96

 - [4] تفسیرالمنار ج 7 ص 648 و هماان مدرک ص 523-527 مراجعه شود

[5] - انعام /100

[6] - حجر/27

[7] - انعام /76

[8] - الرحمان/14-15

[9] -  فصلت/25

[10]  - الرحمان /33

[11] - کهف/50

[12] -  فصلت/20

[13] -  الرحمان/15

[14] -  حجر/27

[15] - ترجمه تفسیرالمیزان ج 12 ص 223ـ 220 مراجعه شود

[16] - ذاریات /56

[17] - جن/1ـ 2

[18] جن /11

[19] - جن/14

[20] - احقاف/30

[21] - جن/8ـ9

[22] -  نمل/38ـ39

[23] جن /6

[24] ترجمه تفسیر المیزان ج20ص 60

 -[25]انعام / 61

[26] - نحل / 98-100