|
اسدالله جعفري بنام خدا
ماه رمضان فصل عاشقي تقديم به جوانان هزاره وتمام فرزندان وطن عزيز افغانستان مژده اي مرغ چمن فصل بهار آمد با ز موسم مي زدن وبوس وكنار آمد باز «امام خميني» عاشقانه هاي رمضان در متون ادب فارسي بسيار دلكش وطرب ناك است وشرح وبسط آن بسط روح مي خواهد وطرب دل، تا روح از مقام اجمال به منزل بسط اجلال نكند ودل در طرب خانه خمخانه خم زلف يار شراب حضور ننوشد وآستين برماسوي نه افشاند ،سخن از عاشقانه هاي رمضان در متون عرفاني ادب فارسي كاري است آب در ها ونگ كفتن . اين نوشته را با بيتي از غزل عارف بزرگ قرن ما امام خميني آغاز يدم واين نوشته را با تمام خلوص وصداقت تقديم مي دارم به جوانان قوم، جوانان هزاره آنان كه با تمام صداقت وپاكي، اين برادر كوچك خود را لا يق آن ديدند كه مخاطب خود قرار دهند ونوشته ي بسيار زيبا ومحبت باري را در سايت خود شان، سايت كاتب هزاره به نشر رساندند. اين نوشته را تقديم مي كنم به آن خواهران وبرادران نوجوان هزاره كه در آن سوي آب وآبادي در عالم هجرت ودر سرمين وموطن جديد شان به عشق وطن وفرزندان وطن مي زيند وچون گل هاي خوش بوي كوهستان هاي هزارستان در آن سامان عطر معنويت ومشك عشق به والايي ها را مي پراكنند . اين نوشته را تقديم مي كنم به آن مشعل بدوشاني كه در شب هاي ديجور ماده پرستي سر بر شانه خورشيد حقيقت مي سايند وزلف قمر را در شب هاي شيداي ودلدادگي شانه دانايي مي زنند ودامن دامن ستاره معرفت مي چينند ودر آغوش سحاب رحمت مي غنويند ودست در گردن رؤيا صادقه مي اندازند وميوه وصال مي چيينند. اين نوشته را به آن دختران غرور وغيرت وعصمت هزاره وپسران آهن استخوان وشبنم خوي هزاره تقديم مي دارم كه بابزرگواري وبي آلايشي ومعصوميت شان، اين كمترين بنده از بنده خدا وكوچك ترين برادر خود وفرزند قوم خود را مورد محبت قرار دادند. من به اميد رحمت خداي قادر متعال ، محبت آن جوانان پاك را با پاسداشت عصمت قلم ،پاس خواهم داشت ؛همان كه خود آن عزيزان از اين برادر كوچك خود خواسته اند. درجهان لفظ و معنا رابطه تنگاتنگي بين لفظ ومعنا وجود دارد وبعضي از بزرگان معرفت معتقد ند كه رابطه بين لفظ ومعني رابطه ذاتي وعلي ومعلولي است . به هر حال چه معتقد به رابطه قراردادي بين لفظ ومعنا باشيم وچه رابطه لفظ ومعني را ذاتي وعلي بدانيم ، اين اصل بدست مي آيند كه هر اسمي بنا بر مبناي بر مسماي خود دلالت دارد وبه عللي از علل ها اين اسم براي آن معني نام گذاري شده است . حال بينيم چه رابطه ي است بين واژه رمضان ومعناي رمضان : واژه «رمضان» از ریشه «رَمَضَ» است، به معناى بارانى كه اوّل پاییز مىبارد و هوا را از خاك و غبارهاى تابستان پاك مىكند و یا به معناى داغىِ سنگ از شدّت گرماى آفتاب . چنان كه در بالا ملاحظه مي فرماييد در اين واژه دو نكته ي بسيار عالي وجود دارد كه از اين دونكته ،دو فلسفه براي روزه ماه رمضان بدست مي آيند: 1 - رمضان» از ریشه «رَمَضَ» است، به معناى بارانى كه اوّل پاییز مىبارد و هوا را از خاك و غبارهاى تابستان پاك مىكند» پس اولين فلسفه ي روزه شكوفايي روح انسان خواهد بود چنان كه باران در پايز صورت درختان رااز غبار وخاشاك مي شويد، روزه غبار غيريت ومنيت را از روح مي زدايد وسيرت انسان را سيرت انساني مي سازدوباران معرف در پايز غفلت مي بارد وغفلت را از جان غنوده در بستر غفلت، بيرون مي سازد. 2 - یا به معناى داغىِ سنگ از شدّت گرماى آفتاب » دومين فلسفه روزه گرم شدن جان وروح انسان به آتش عشق است چنان كه آفتاب، با تابش خود سنگ را گداخته مي كند روزه هم با برتافتن خود روح انسان را گدازه ي از عشق مي سازد ودر اين داغ نهادن است كه انسان به معناي واقعي كلمه بنده مي شود واين داغ داغ عشق به خدا است وداغ عشق يعني كه او مخصوص او است تابا اين داغ ازاغيار باز شناخته شود. اين دو فلسفه روزه را هر كس درك كند او از رستگاران وواصلان به پيش گاه حق است . حال ببينيم در متون تفسيري وروايي ما اين در رابطه چه گفته شده است. زمخشرى (م 528 ق) درباره این كه چرا این نام بر یكى از ماههاى سال، گذاشته شده است، گوید: اگر پرسى: «چرا ماه رمضان را به این نام نامیدهاند؟»، گویم: روزه در ماه رمضان، عبادتى دیرین است، و گویا عربها این نام را به خاطر داغ شدنشان از حرارت گرسنگى و چشیدن سختى آن، نهادهاند، همچنان كه به آن «ناتق (رنجآور)» هم گفتهاند؛ چون سختى روزه، آنان را به رنج و زحمت مىافكند . و گفتهاند: چون نام ماهها را از زبان قدیم نقل كردهاند، آنها را با زمانهایى كه در آنها قرار داشتند، نامیدهاند و این ماه، در روزهاى گرم و داغ بوده است . البته اين توجيه امام زمخشري چندان مستند به اسناد تاريخي نيست ولي در كه اين روزه ماه رمضان در روز هاي داغ واقع مي شده ومي شود در آن شكي نيست ولي اين روزه در روز هاي داغ واجب شده است وچون مردم عرب وغير عرب در روز هاي داغ روزه مي گرفته اند وبه همين علت اين نام براي روزه بر گزيده اند چندان سند تاريخي ندارد ونه ازنظر تعقل چندان مستحسن است وبااصل فلسفه روزه كه همان پالايش انسان از منيت وداغ بندگي نهادن است در تضاد مي باشد. اما در آياتي ازقرآن مجيد ورواياتي كه از ائمه وپيشوايان دين دراين رابطه رسيده است بسيار شيرين ودلنشين وعقل پرور است وفلسفه وجوب روزه را همان تقوي يعني خود باز يابي وخويش تن را پالايش كردن وكسب نيروي مبارزه با خود بيگانگي مي نامد كه به نمونه هاي از آن اشاره مي كنيم: از پیامبر صلىاللهعلیهوآله روایت است: إنّما سُمِّیَ رَمَضانُ؛ لِأَ نَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ؛ این ماه را رمضان نامیدهاند: چون گناهان را مىزداید. این وجه در نامگذارى، از یك سو با ریشه لغوىِ «رمضان» و از سوى دیگر با بركات، رهآوردها و آثار آن، هماهنگ و متناسب است . شمارى از روایات، این نامگذارى را به سبب نقشى دانستهاند كه ماه رمضان در پاكسازى آئینه جان از آلودگىهاى گناهان و پاكسازى روان از زنگار خطاها دارد. خداوند، بندگان را به چیزى كه تاب نیاورند، موظّف نكرده است. همانا آنان را در شبانهروز، به پنج نماز، موظّف ساخته است و از هر دویست درهم، به پنج درهم مكلّف نموده و در سال، به روزه ماه رمضان تكلیف كرده است - قال الإمام زین العابدین علیهالسلام: إنَّ اللهَ افتَرَضَ خَمسا و لَم یَفتَرِض إلاّ حَسَنا جَمیلاً: الصَّلاةَ، وَالزَّكاةَ، وَالحَجَّ، وَالصِّیامَ، و وِلایَتَنا أهلَ البَیتِ(2) ؛ خداوند، پنج چیز را واجب كرده است و جز نیكو و زیبا، واجب نكرده است: نماز، زكات، حج، روزه و ولایت ما اهل بیت. - قال الإمام الباقر علیهالسلام: بُنِیَ الإِسلامُ عَلى خَمسٍ: إقامِ الصَّلاةِ، و إیتاءِ الزَّكاةِ، و حَجِّ البَیتِ، و صَومِ شَهرِ رَمَضانَ، وَالوِلایَةِ لَنا أهلَ البَیتِ (3) ؛ اسلام بر پنج پایه بنا شده است: برپا داشتن نماز، پرداختن زكات، حجّ خانه خدا، گرفتن روزه ماه رمضان و ولایت ما اهل بیت . - قال الإمام الصادق علیهالسلام: ما كَلَّفَ اللهُ العِبادَ إلاّ ما یُطیقونَ، إنَّما كَلَّفَهُم فِی الیَومِ وَاللَّیلَةِ خَمسَ صَلَواتٍ، و كَلَّفَهُم مِن كُلِّ مِئَتَی دِرهَمٍ خَمسَةَ دَراهِمَ، و كَلَّفَهُم صِیامَ شَهرِ رَمَضانَ فِی السَّنَةِ(4) ؛ خداوند، بندگان را به چیزى كه تاب نیاورند، موظّف نكرده است. همانا آنان را در شبانهروز، به پنج نماز، موظّف ساخته است و از هر دویست درهم، به پنج درهم مكلّف نموده و در سال، به روزه ماه رمضان تكلیف كرده است . - قال الإمام الصادق علیهالسلام: یُسأَلُ المَیِّتُ فی قَبرِهِ عَن خَمسٍ: عَن صَلاتِهِ، و زَكاتِهِ، و حَجِّهِ، و صِیامِهِ، و وِلایَتِهِ إیّانا أهلَ البَیتِ(5) ؛ از مرده در قبر درباره پنج چیز سؤال مىشود: نمازش، زكاتش، حجّش، روزهاش، و ولایتش نسبت به ما اهل بیت . - قال الإمام علیّ علیهالسلام: حَرَسَ اللهُ عِبادَهُ المُؤمِنینَ بِالصَّلَواتِ وَالزَّكَواتِ و مُجاهَدَةِ الصِّیامِ فِی الأَیّامِ المَفروضاتِ؛ تَسكینا لِأَطرافِهِم، و تَخشیعا لِأَبصارِهِم، و تَذلیلاً لِنُفوسِهِم، و تَخفیضا لِقُلوبِهِم، و إذهابا لِلخُیَلاءِ عَنهُم، ...(6)؛ خداوند، بندگان مؤمن خویش را با نمازها، زكاتها و تلاش براى روزه گرفتن در روزهاى واجب شده، نگهدارى كرده است تا اعضایشان آرامش یابد و چشمانشان خشوع پیدا كند و جانهایشان رام گردد و دلهایشان متواضع شود و غرور از آنان زدوده گردد، به سبب حكمتهایى كه در آنهاست، چون: خاكى شدن چهرههاى عزّتمند از روى تواضع، به زمین چسبیدن اعضاى شریف از روى فروتنى، و چسبیدن شكمها به پشتها از روى رام شدن . - قال الإمام علیّ علیهالسلام: فَرَضَ اللهُ الصِّیامَ ابتِلاءً لاِخلاصِ الخَلقِ (7) ؛ خداوند، روزه را واجب فرمود، تا آزمونى براى اخلاص آفریدگان باشد. - قالت فاطمة علیهاالسلام: فَرضَ [اللهُ] ... الصِّیامَ تَثبیتا لِلإِخلاصِ (8) روزه براى استوارسازى اخلاص، واجب شده است . - قال الإمام الحسین علیهالسلام ـ فی بَیانِ عِلَّةِ الصِّیامِ ـ : لِیَجِدَ الغَنِیُّ مَسَّ الجوعِ فَیَعودَ بِالفَضلِ عَلَى المَساكینِ (9)؛ امام حسین علیه السلام درباره حكمت روزهدارى فرمود: تا ثروتمند، رنج گرسنگى را بچشد؛ پس بر بینوایان نیكى كند . - قال الإمام الصادق علیهالسلام: إنَّما فَرَضَ الله عز و جل الصِّیامَ لِیَستَوِیَ بِهِ الغَنِیُّ وَالفَقیرُ؛ و ذلِكَ أنَّ الغَنِیَّ لَم یَكُن لِیَجِدَ مَسَّ الجوعِ فَیَرحَمَ الفَقیرَ؛ لِأَنَّ الغَنِیَّ كُلَّما أرادَ شَیئا قَدَرَ عَلَیهِ، فَأَرادَ اللهُ عز و جل أن یُسَوِّیَ بَینَ خَلقِهِ، و أن یُذیقَ الغَنِیَّ مَسَّ الجوعِ وَالأَلَمِ؛ لِیَرِقَّ عَلَى الضَّعیفِ فَیَرحَمَ الجائِعَ(10)؛ امام صادق علیهالسلام درباره حكمت روزهدارى فرمود: خداوند متعال، روزه را واجب ساخته است تا ثروتمند و تهیدست، برابر شوند؛ چون [بدون روزه] ثروتمند، رنج گرسنگى را نمىچشید تا به فقیر ترحّم كند؛ زیرا ثروتمند هر گاه چیزى را بخواهد، بر آن تواناست. پس خداى متعال خواست تا میان بندگانش برابرى پدید آورد و ثروتمند هم طعم گرسنگى و رنج را بچشد تا بر ناتوان، رقّت قلب یابد و بر گرسنه ترحّم نماید. با توجه به مطالب بالا آيا حيف نيست كه اين عبادت براي غير خدا باشد؟ آن فلسفه ي كه در بالا به آن اشاره شد محقق نمي شود مگر اين كه اين عبادت از هر گونه دنائت وغيريت وانانيت پيراسته باشد چنان كه روس مكرم اسلام به آن اشاره مي فرمايد: - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: قالَ اللهُ عز و جل: «الصَّومُ لی، و أنَا أجزی بِهِ» (15) ؛ خداوند فرموده است: «روزه، براى من است و خودم پاداش آن را مىدهم.» - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: كُلُّ عَمَلِ ابنِ آدَمَ یُضاعَفُ؛ الحَسَنَةُ عَشرُ أمثالِها إلى سَبعِمِئَةِ ضِعفٍ ، قالَ اللهُ عز و جل: «إلاَّ الصَّومَ فَإِنَّهُ لی، و أنَا أجزیبِهِ، یَدَعُ شَهوَتَهُ و طَعامَهُ مِن أجلی»(16) ؛ هر كار انسان، چند برابر مىشود. كار نیك، ده برابر تا هفتصد برابر مىشود. خداوند فرموده است: «مگر روزه، كه براى من است و خودم پاداش آن را مىدهم، [كه روزهدار] خواسته دل و خوراكش را به خاطر من وامىگذارد.» - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: قالَ الله ـ تَبارَكَ و تَعالى ـ : «كُلُّ عَمَلِ ابنِ آدَمَ هُوَ لَهُ غَیرَ الصِّیامِ؛ هُوَ لی، و أنَا أجزی بِهِ.» وَالصِّیامُ جُنَّةُ العَبدِ المُؤمِنِ یَومَ القِیامَةِ كَما یَقی أحَدَكُم سِلاحُهُ فِی الدُّنیا ... (17)؛ خداى متعال فرموده است: «هر كار انسان براى خود اوست، مگر روزهدارى، كه براى من است و من خودم پاداش آن را مىدهم . روزه، سپر بنده مؤمن در روز قیامت است، همانگونه كه در دنیا هر یك از شما را سلاحش حفاظت مىكند. بوى ناخوش دهان روزهدار نزد خدا از بوى مشك، خوشبوتر است. روزهدار، دو بار خوشحال مىشود: هنگامى كه افطار مىكند و مىخورد و مىنوشد و آنگاه كه مرا دیدار مىكند. پس او را وارد بهشت مىكنم.» - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: عَلَیكَ بِالصَّومِ؛ فَإِنَّهُ مَحضٌ (18) ؛ بر تو باد روزه، كه عبادتى ناب است! - قال الإمام علیّ علیهالسلام ـ فِی الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَیهِ ـ الصَّومُ عِبادَةٌ بَینَ العَبدِ و خالِقِهِ، لا یَطَّلِعُ عَلَیها غَیرُهُ، و كَذلِكَ لا یُجازی عَنها غَیرُهُ (19) ؛ روزه، عبادتى میان بنده و آفریدگار اوست. كسى جز آفریدگار، از آن آگاه نمىشود و كسى جز پروردگار، پاداش آن را نمىدهد . سخنى در شرح حدیثِ: «روزه، براى من است» ابو حامد غزّالى در شرح این حدیث، گفته است: این كه روزه براى خداست و این شرافت را یافته كه به خداوند، نسبت داده شود (هر چند همه عبادات، براى اوست، همچنان كه كعبه این شرف را یافته كه خانه او باشد، در حالى كه همه زمین براى اوست) دو معنا دارد: نخست این كه: روزه، پرهیز و ترك است و عملى پنهان است و در آن، كارى نیست كه دیده شود. به خلاف همه عبادتها كه در معرض دید مردم انجام مىشوند، روزه، عبادتى است كه جز خدا آن را نمىداند؛ چرا كه كارى است باطنى كه همان صبر است . دوم این كه: روزه، سركوبى دشمن خداست؛ چون ابزار شیطان ملعون، شهوتها هستند و شهوات با خوردن و آشامیدن، نیرو مىیابند. از این رو، پیامبر صلىاللهعلیهوآله فرموده است: إنَّ الشَّیطانَ لَیَجرى مِنِ ابنِ آدَمَ مَجرَى الدَّمِ؛ فَضَیِّقوا مَجارِیَهُ بِالجوعِ؛ شیطان، همچون خون، در وجود آدمى جارى مىشود، پس گذرگاههاى او را با گرسنگى، تنگ كنید ... . از آن جا كه به خصوصِ روزه، سركوبى شیطان و بستن و تنگ ساختن گذرگاههاى اوست، شایسته است كه ویژه خدا گردد؛ زیرا سركوبى دشمن خدا، یارى نمودن خداست، و یارىرسانىِ خداوند به بندهاش، در پىِ یارى كردن بنده به خداست. خداوند فرموده است: «إِن تَنصُرُواْ اللهَ یَنصُرْكُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»(محمد/7) ؛ اگر خدا را یارى كنید، خدا یارىتان مىكند و گامهایتان را استوار مىسازد . پس شروع تلاش، از بنده است و پاداش دادن به هدایت، از خدا . نتيجه اين روزه چيست؟ هيچ پديده ي در جهان نيست كه لوازم غير اختياري وقرارداد ي نداشته باشد حال ببينيم كه نتيجه قهري ونقلي روزه گرفتن چيست: - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله ـ فی قَولِهِ تَعالى: «التَّـائبُونَ الْعَـابِدُونَ الْحَـامِدُونَ السَّـائحُونَ »- : السّائِحونَ و هُمُ الصّائِمونَ فی الحدیث: «سیاحة هذه الاُمّة الصیام»، قیل للصائم: سائح؛ لأنّ الّذی یسیح فی الأرض متعبّد یسیح ولا زاد له ولا ماء، فحین یجد یطعم. والصائم یُمضی نهاره لا یأكل ولا یشرب شیئاً فشُبّه به.(20) پیامبر خدا صلىاللهعلیهوآله دربـاره آیـه: «[مؤمنـانْ] توبـهكنندگـان، پرستشگـران، ستایشگران، سیاحتگران ... اند» میفرماید: سیاحتگران، همان روزهداراناند. در حدیث است: «سیاحت این امّت، روزه است.» این كه به روزهدار، «گردشگر» گفته شده، به خاطر شباهتى است كه میانشان وجود دارد؛ زیرا كسى كه در زمین سیاحت مىكند، عبادتپیشهاى است كه بىتوشه و آب مىگردد و هر گاه چیزى بیابد، مىخورد. روزهدار هم روزش را بدون خوردن و نوشیدن مىگذراند . - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: إنَّ للهِِ مائِدَةً عَلَیها ما لا عَینٌ رَأَت، ولا اُذُنٌ سَمِعَت، ولا خَطَرَ عَلى قَلبِ بَشَرٍ، لا یَقعُدُ عَلَیهَا إلاَّ الصّائِمونَ(21) ؛ خداوند، سفرهاى دارد كه بر آن نعمتى است كه نه چشمى دیده، نه گوشى شنیده و نه بر دل بشرى گذشته است. بر سر این سفره، جز روزهداران نخواهند نشست . امام صادق علیهالسلام درباره حكمت روزهدارى فرمود: خداوند متعال، روزه را واجب ساخته است تا ثروتمند و تهیدست، برابر شوند؛ چون [بدون روزه] ثروتمند، رنج گرسنگى را نمىچشید تا به فقیر ترحّم كند؛ زیرا ثروتمند هر گاه چیزى را بخواهد، بر آن تواناست. پس خداى متعال خواست تا میان بندگانش برابرى پدید آورد و ثروتمند هم طعم گرسنگى و رنج را بچشد تا بر ناتوان، رقّت قلب یابد و بر گرسنه ترحّم نماید. - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: نَومُ الصّائِمِ عِبادَةٌ، و نَفَسُهُ تَسبیحٌ (22)؛ خواب روزهدار ، عبادت است و نَفَس او، تسبیح است . - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: نَومُ الصّائِمِ عِبادَةٌ، و صَمتُهُ تَسبیحٌ، و عَمَلُهُ مُضاعَفٌ، و دُعاؤُهُ مُستَجابٌ، و ذَنبُهُ مَغفورٌ (23)؛ خواب روزهدار، عبادت است؛ سكوتش تسبیح است؛ عملش دو برابر است؛ دعایش مستجاب است و گناهش آمرزیده است . - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: إنَّ الصّائِمَ لا یَجری عَلَیهِ القَلَمُ حَتّى یُفطِرَ، ما لَم یَأتِ بِشَیءٍ یَنقُضُ (24)؛ بر روزهدار، قلم [ثبت گناهان] بىتردید جارى نمىشود، این حدیث و امثال آن، مجوّز ارتكاب گناه نیستند و مقصود، آن است كه روزه، مانع از انجام دادن گناهان مىگردد و در نتیجه گناهى در پرونده روزهدار، ثبت نمىشود، تا آن كه افطار كند، [البتّه] تا وقتى كه آنچه روزه را باطل مىكند، انجام نداده باشد. - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: لِلصّائِمِ فَرحَتانِ: فَرحَةٌ عِندَ فِطرِهِ، و فَرحَةٌ یَومَ القِیامَةِ، یُنادِی المُنادی: «أینَ الظّامِئَةُ أكبادُهُم؟ و عِزَّتی، لَأَروِیَنَّهُمُ الیَومَ»(25) ؛ روزهدار، دو خوشحالى دارد: خوشحالى او به هنگام افطارش، و خوشحالى او در روز قیامت، [آنگاه] كه منادى ندا مىدهد: «كجایند صاحبان جگرهاى سوخته و تشنه؟ به عزّتم سوگند، امروز سیرابشان مىكنم. - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: وَالَّذی نَفسی بِیَدِهِ، لَخُلوفُ فَمِالصّائِمِ أطیَبُ عِندَ الله ِتَعالى مِن ریحِ المِسكِ(26) ؛ سوگند به آن كه جانم در دست اوست، بوى ناخوش دهان روزهدار نزد خداى متعال، خوشبوتر از بوى مُشك است . - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: ثَلاثُ دَعَواتٍ مُستَجاباتٌ: دَعوَةُ الصّائِمِ، و دَعوَةُ المُسافِرِ، و دَعوَةُ المَظلومِ (27) ؛ سه دعا، مستجاب است: دعاى روزهدار، دعاى مسافر و دعاى ستمدیده . رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:خواب روزهدار، عبادت است؛ سكوتش تسبیح است؛ عملش دو برابر است؛ دعایش مستجاب است و گناهش آمرزیده است . - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: ما مِن یَومٍ إلاّ و مَلَكٌ یُنادی فِی المَقابِرِ: مَن تَغبِطونَ؟ فَیَقولونَ : أهلَ المَساجِدِ؛ یُصَلّونَ ولا نَقدِرُ، و یَصومُونَ ولا نَقدِرُ (28) ؛ هیچ روزى نیست، مگر آن كه فرشتهاى در گورستانها ندا مىدهد: «به حال چه كسى رشك مىبرید؟» مىگویند: به حال مسجدیان؛ آنان نماز مىخوانند؛ ولى ما نمىتوانیم، و روزه مىگیرند؛ ولى ما نمىتوانیم . - قال الامام الصادق علیهالسلام: مَن صامَ للهِِ عز و جل یَوما فی شِدَّةِ الحَرِّ فَأَصابَهُ ظَمَأٌ، وَ كَّلَ اللهُ بِهِ ألفَ مَلَكٍ یَمسَحونَ وَجهَهُ و یُبَشِّرونَهُ، حَتّى إذا أفطَرَ قالَ اللهُ عز و جل لَهُ: «ما أطیَبَ ریحَكَ و رَوحَكَ ! مَلائِكَتِی، اشهَدوا أنّی قَد غَفَرتُ لَهُ»(29)؛ كسى كه در گرماى سخت، روزى را براى خدا روزه بدارد و تشنه شود، خداوند، هزار فرشته را بر او مىگمارد كه چهرهاش را لمس مىكنند و بشارتش مىدهند، تا آنگاه كه افطار كند، كه خداوند به او مىفرماید: «چه خوش است بوى تو و نشاط تو! فرشتگان من! گواه باشید كه او را آمرزیدم.» دعای ساكنان حرم وسر وعفاف ملكوت براي روزهداران - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: ما مِن صائِمٍ یَحضُرُ قَوما یَطعَمونَ إلاّ سَبَّحَت لَهُ أعضاؤُهُ، و كانَت صَلاةُ المَلائِكَةِ عَلَیهِ، و كانَت صَلاتُهُم استِغفارا (30) ؛ هیچ روزهدارى در میان گروهى كه غذا مىخورند، حاضر نمىشود، مگر آن كه اعضایش تسبیح مىگویند و درود فرشتگان بر او خواهد بود. درود فرشتگان، همان استغفار است. - قالَ رَسولُ اللهِ صلىاللهعلیهوآله لِبِلالٍ: «الغَداءُ یا بِلالُ!» فَقالَ: إنّی صائِمٌ . قالَ رَسولُ الله صلىاللهعلیهوآله: «نَأكُلُ أرزاقَنا و فَضلُ رِزقِ بِلالٍ فِی الجَنَّةِ. أشَعَرتَ یا بِلالُ أنَّ الصّائِمَ تُسَبِّحُ عِظامُهُ و تَستَغفِرُ لَهُ المَلائِكَةُ ما اُكِلَ عِندَهُ؟»(31) ؛ پیامبر خدا به بلال فرمود: «اى بلال! صبحانه بخور.» گفت: روزهام.(روزه مستحبی) رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: روزهدار، دو خوشحالى دارد: خوشحالى او به هنگام افطارش، و خوشحالى او در روز قیامت، [آنگاه] كه منادى ندا مىدهد: «كجایند صاحبان جگرهاى سوخته و تشنه؟ به عزّتم سوگند، امروز سیرابشان مىكنم. پیامبر خدا فرمود: «ما روزىِ خود را مىخوریم و روزىِ بلال، در بهشت است. اى بلال! آیا مىدانى تا وقتى كه نزد یك روزهدار غذا خورده مىشود، استخوانهایش تسبیح مىگویند و فرشتگان براى او استغفار مىكنند؟» - قال الامام الصادق علیهالسلام: مَن كَتَمَ صَومَهُ قالَ اللهُ عز و جل لِمَلائِكَتِهِ: «عَبدِی استَجارَ مِن عَذابی فَأَجیروهُ.» و وَكَّلَ اللهُ تَعالى مَلائِكَتَهُ بِالدُّعاءِ لِلصّائِمینَ، و لَم یَأمُرهُم بِالدُّعاءِ لِأَحَدٍ إلاَّ استَجابَ لَهُم فیهِ (32)؛ هر كس روزه خود را پنهان دارد، خداوند به فرشتگانش مىفرماید: «بنده من از آتش، پناه جست، پس پناهش دهید.» و خداوند متعال، فرشتگان خود را مىگمارد تا براى روزهداران دعا كنند. و خداوند، هرگز آنان را مأمور دعا براى هیچ كس نكرده، مگر آن كه دعایشان را درباره او پذیرفته است . میهمانى الهى به چه معناست؟ویژگى برجستهای كه در فضاى ماه با فضیلت رمضان جلوهگر است، وجود زمینهها و ظرفیتهایى است كه براى میهمانى خداى سبحان فراهم آمدهاند، آنگونه كه پیامبر خدا در توصیف این ویژگى فرمود: "هُوَ شَهرٌ دُعیتُم فیهِ إلى ضِیافَةِ اللهِ، وَ جُعِلتُم فیهِ مِن أهلِ كَرامَةِ اللهِ؛ ماهى است كه در آن به میهمانى خدا دعوت گشتهاید و از اهل كرامت خدا قرار داده شدهاید. در حقیقت، این ویژگى، سرچشمه همه ویژگىها و بركات این ماه مبارك است. به عبارت دیگر، مىتوان گفت كه میهمانى الهى در این مقطع زمانى، و غذاهاى معنوى ویژهاى كه خداوند براى پذیرایى از میهمانانش در چنین ضیافتى فراهم ساخته است، ریشه تحوّلات ژرف معنوىاى است كه در این ماه با فضیلت، بر زندگى انسان سایه مىافكنند، و سفرهاى است گسترده براى همگان كه هر كس، مىتواند از بركات بىشمار آن برخوردار شود.
انسان از نگاه اسلام، تركیبى از جسم و جان است. همانگونه كه جسم انسان براى تداوم وجود خویش نیازمند غذاهاى مادّى است، هویّت و حقیقت انسانىِ او نیز نیازمند غذاهاى معنوى از سنخ خود است. معناى میهمانى خدا نخستین سؤالى كه در اینجا مطرح میشود، معناى میهمانى خداى سبحان در این ماه و میزبانى او از دوستانش است. مگر همه مردم در همه اوقات، میهمانان خدا نیستند كه بر سر سفره الهى فرود آمدهاند؟ به علاوه، پایه میهمانى، همان خوردنى و آشامیدنىاى است كه میزبان براى میهمان فراهم مىكند . پس، این چه ضیافتى است كه پرهیز از خوردن و آشامیدن، نخستین شرط آن است؟ پاسخ این سؤال، از تحلیل واقعبینانه حقیقت انسان و شناخت بنیادهاى وجودى او به دست مىآید . انسان از نگاه اسلام، تركیبى از جسم و جان است. همانگونه كه جسم انسان براى تداوم وجود خویش نیازمند غذاهاى مادّى است، هویّت و حقیقت انسانىِ او نیز نیازمند غذاهاى معنوى از سنخ خود است.روشن است كه خداوند سبحان، میهمانى رمضان را براى پذیرایى از جسم و وجود مادّىِ دوستانش فراهم نساخته است؛ چرا كه بدنهاى آنان، مثل همگان، در ضیافت همیشگى خدایند، و به تعبیر سعدى شیرازى: ادیم زمین، سفره عام اوست چه دشمن بر این خوان یغما، چه دوست(1) این در حالى است كه اغلب دشمنان خدا از این سفره گسترده، بیش از دیگران بهره مىبرند. نتیجه، این كه: ارزش پذیرایى از جسم و تأمین خواستههاى مادّى، هرگز به پاى تأمین نیازهاى معنوى نمىرسد، به خصوص كه قرآن كریم تصریح مىكند: اگر بیم آن نبود كه همه مردم به كفر بگروند، كافر به بالاترین امكانات مادّى، نایل مىشد: «وَ لَوْ لاَ أَن یَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن یَكْفُرُ بِالرَّحْمَـنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَ مَعَارِجَ عَلَیْهَا یَظْهَرُونَ * وَ لِبُیُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَ سُرُرًا عَلَیْهَا یَتَّكِـئونَ * وَ زُخْرُفًا وَ إِن كُلُّ ذَ لِكَ لَمَّا مَتَـعُ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ الْأَخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِینَ»(2)؛ اگر بیم آن نبود كه مردم (در، گمراهى) امّتِ واحد شوند، براى خانههاى كسانى كه به خداوندْ كافر مىشوند، سقفهایى از نقره و نردبانهایى قرار مىدادیم كه از آن بالا بروند* و براى خانههایشان درها و تختهایى كه بر آن تكیه زنند، قرار مىدادیم * و [نیز] انواع زیورها را . همانا همه اینها كالاى زندگى دنیایى است و سراى آخرت نزد پروردگارت براى تقواپیشگان است. خداى متعال در میهمانسراى رمضان، جانها و روحهاى دوستانش را به ضیافت فرا خوانده است، نه بدنها و وجود مادّى آنان را، و این، ضیافتى است كه جز او، كسى ارزش آن را نمىداند. از این رو خداى سبحان فرموده است: «الصَّومُ لى وَ أنَا أجزى بِهِ ؛ روزه، از آنِ من است و من خود، پاداش آن را مىدهم . در حدیثی از پیامبر اكرم صلىاللهعلیهوآله نیز آمده است: «لَو أنَّ الدُّنیا كانَت تَعدِلُ عِندَ اللهِ عز و جل جَناحَ بَعُوضَةٍ، ما سَقَى الكافِرَ، وَ الفاجِرَ مِنها شَربَةً مِن ماءٍ (3)؛ اگر نبود این كه دنیا در نزد خدا برابر با بال پشهاى هم نیست، هرگز در آن، یك جرعه آب نیز به كافر و فاجر نمىنوشاند! خداى متعال در میهمانسراى رمضان، جانها و روحهاى دوستانش را به ضیافت فرا خوانده است، نه بدنها و وجود مادّى آنان را، و این، ضیافتى است كه جز او، كسى ارزش آن را نمىداند. از این رو خداى سبحان فرموده است: «الصَّومُ لى وَ أنَا أجزى بِهِ ؛ روزه، از آنِ من است و من خود، پاداش آن را مىدهم . از سوى دیگر، شرایط و آداب این میهمانى، باید هماهنگ با ضیافت جان باشد و طعام و نوشیدنى آن، هماهنگ با ضیافت روح و هدف از آن نیز پدید آوردن تحوّل روحى و تجدید حیات معنوى انسان و تقویت بنیه روانى او . در این زمینه، عالم ربّانى مرحوم شیخ رضا (فرزند فقیه و فیلسوف و عارف بزرگوار، شیخ محمّدحسین اصفهانى) در الرسالة المجدیّة در شرح این سخن پیامبر اكرم (صلىاللهعلیهوآله) كه: «در این ماه، به میهمانى الهى دعوت گشتهاید و از اهل كرامت الهى قرار داده شدهاید»، چه زیبا نوشته است كه: بدان! این میهمانى، پذیرایى از جسم نیست و بدن تو به این میهمانى دعوت نشده است؛ چرا كه تو در ماه رمضان، در همان خانهاى ساكن هستى كه در ماه شعبان ساكن بودى و غذاى تو، همان نان و آبگوشتى است كه در ماههاى دیگر سال مىخوردى، [با این تفاوت كه] در روزهاى این ماه، از خوردن آن منع شدهاى؛ بلكه روح توست كه میهمان این ضیافت است و به منزل و غذایى دیگر دعوت شده است كه روحانى و هماهنگ با روح است . دعوت به ماه رمضان، دعوت به بهشت است و غذاهاى این میهمانى نیز از نوع غذاهاى بهشتى است. هر دو، میهمان خانه خدایند؛ لیكن نام میهمانسرا در این جا «ماه رمضان» است و نامش در آنجا «غرفههاى بهشتى». اینجا غیب است و آنجا مشهود و عیان؛ اینجا تسبیح و تهلیل است و آنجا چشمه سلسبیل؛ اینجا نعمتهاى پوشیده و اندوخته هستند و آنجا «میوهاى از آنچه برمىگزینند * و گوشت بریان پرندهاى كه میل دارند»(4) بدان! این میهمانى، پذیرایى از جسم نیست و بدن تو به این میهمانى دعوت نشده است؛ چرا كه تو در ماه رمضان، در همان خانهاى ساكن هستى كه در ماه شعبان ساكن بودى و غذاى تو، همان نان و آبگوشتى است كه در ماههاى دیگر سال مىخوردى، [با این تفاوت كه] در روزهاى این ماه، از خوردن آن منع شدهاى؛ بلكه روح توست كه میهمان این ضیافت است و به منزل و غذایى دیگر دعوت شده است كه روحانى و هماهنگ با روح است . پس نعمتها در هر جهان با پوشش همان جهان، آشكار مىشوند و گاهى هم هست كه نعمتها در همین دنیا براى پیامبران و معصومان، به شكل آن جهانى، آشكار مىشوند. آنچه در روایات بسیارى آمده كه: پیامبر خدا براى فاطمه زهرا (علیهاالسلام) یا امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) میوهاى از میوههاى بهشت یا جامهاى از جامههاى بهشت آورد، گواه این مطلب است . بلكه بالاتر از این، گاهى این امور براى شیعیان خاص نیز فراهم مىآید، البتّه به تناسب وسعت وجود و مرتبهاى از كمال كه به آن رسیدهاند. بارها و بارها از نزدیكترین خویشانِ سببى و نسبى خود به نظر مىرسد كه مقصود وى، پدر بزرگوارش شیخ محمّدحسین اصفهانى (كُمپانى) باشد. شنیدهام كه مىگفت: «در یكى از روزهاى ماه رمضان، مشغول خواندن زیارت "امین الله" در مرقد امیرمؤمنان در نجف بودم . چون به این عبارتِ زیارت رسیدم كه: «مائدههاى رحمت براى آنانى كه از خوان نعمتت روزى مىطلبند، آماده است و سرچشمههاى سیرابى براى تشنگان، پُر آب است»، در همان حال كه در معناى آن تأمّل و اندیشه مىكردم، ناگهان سفرهاى برایم آشكار شد كه طعامها و نوشیدنىهاى گوناگون بر آن چیده شده بود، آن چنان كه تا آن زمان، تصوّرش را هم نكرده بودم. من مشغول خوردن از غذاى آن بودم و در همان حال به یك مسئله فقهى نیز مىاندیشیدم . حالتى شگفت و دهشتزا بود! در واقع، حقیقت غذا [ى روح]، همین است كه روزه را باطل نمىكند ... .» شراب طهور در زندگى دنیا، محبّت خداست و بهترین زمانی كه براى فراهم ساختن آن مغتنم است، همین ضیافتى است كه ساقىاش، همان میزبانش است . هرگز مپندار كه تعبیرات این بنده، خیالات و اوهام شاعران یا شطحیّات صوفیان افراطى است . هرگز مباد كه از زبان قرآن و حدیث، فراتر روم یا در اعتقاداتم از آنچه خداوند و پیامبر (صلىاللهعلیهوآله) گفته و به آن فرمان دادهاند، پیشتر روم؛ بلكه مقصود، سخنِ همان خدایى است كه در سوره «هل أتى» مىفرماید: «خداوند به آنان شراب طهور مىنوشاند.» (5) فلسفه غايي روزه چيست؟ آمرزش الهى - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: إنَّما سُمِّیَ رَمَضانُ؛ لِأَنَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ(1) ؛ رمضان را به این خاطر رمضان نامیدهاند كه گناهان را مىسوزاند . - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: أتَدرونَ لِمَ سُمِّیَ شَعبانُ شَعبانَ؟ لِأَنَّهُ یَتَشَعَّبُ مِنهُ خَیرٌ كَثیرٌ لِرَمَضانَ، و إنَّما سُمِّیَ رَمَضانُ رَمَضانَ؛ لِأَنَّهُ تُرمَضُ فیهِ الذُّنوبُ ـ أی تُحرَقُ ـ (2) ؛ آیا مىدانید كه چرا شعبان را شعبان نامیدهاند؟ چون از آن، خیر فراوان براى رمضان، منشعب مىشود، و رمضان را به این خاطر رمضان نامیدهاند كه گناهان در آن، سوزانده مىشوند . هر كس رمضان را از روى ایمان و براى خدا و پاداش او، روزه بگیرد و به عبادت برخیزد، گناهان گذشتهاش آمرزیده مىشود؛ و هر كس شب قدر را از روى ایمان و به امید پاداش الهى، به عبادت بایستد، گناهان گذشتهاش بخشوده مىگردد. - الدرّ المنثور عن عائشة: قیلَ لِلنَّبِیِّ صلىاللهعلیهوآله: یا رَسولَ الله، ما رَمَضانُ؟ قالَ: «أرمَضَ اللهُ فیهِ ذُنوبَ المُؤمِنینَ و غَفَرَها لَهُم»(3) ؛ به پیامبر صلىاللهعلیهوآله گفتند: اى پیامبر خدا! رمضان چیست؟ فرمود: «خداوند در آن، گناهان مؤمنان را مىسوزاند و مىآمرزد.» - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: مَن صامَ رَمَضانَ و قامَهُ إیمانا وَاحتِسابا غُفِرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ، و مَن قامَ لَیلَةَ القَدرِ إیمانا وَاحتِسابا غُفِرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ (4) ؛ هر كس رمضان را از روى ایمان و براى خدا و پاداش او، روزه بگیرد و به عبادت برخیزد، گناهان گذشتهاش آمرزیده مىشود؛ و هر كس شب قدر را از روى ایمان و به امید پاداش الهى، به عبادت بایستد، گناهان گذشتهاش بخشوده مىگردد. - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: شَهرُ رَمَضانَ شَهرٌ فَرَضَ اللهُ عز و جل عَلَیكُم صِیامَهُ؛ فَمَن صامَهُ إیمانا وَاحتِسابا خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ كَیَومَ وَلَدَتهُ اُمُّهُ(5) ؛ ماه رمضان، ماهى است كه خداوند، روزه آن را بر شما واجب ساخت. پس هر كس آن را از روى ایمان و به امید پاداش الهى روزه بدارد، از گناهانش بیرون مىآید، همچون روزى كه مادرش او را زاده است . - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: مَن صامَ رَمَضانَ و خَتَمَهُ بِصَدَقَةٍ؛ و غَدا إلَى المُصَلّى بِغُسلٍ، رَجَعَ مَغفورا لَهُ (6)؛ هر كس رمضان را روزه بدارد و آن را با صدقه به پایان ببرد و با غسل به نمازگاه برود، آمرزیده باز مىگردد . - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: یَأمُرُ اللهُ مَلَكا یُنادی فی كُلِّ یَومٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ فِی الهَواءِ: أبشِروا عِبادی! فَقَد وَ هَبتُ لَكُم ذُنوبَكُمُ السّالِفَةَ، و شَفَّعتُ بَعضَهُم فی بَعضٍ فی لَیلَةِ القَدرِ، إلاّ مَن أفطَرَ عَلى مُسكِرٍ أو حِقدٍ عَلى أخیهِ المُسلِم(7)؛ خداوند به فرشتهاى فرمان مىدهد كه در هر روز از ماه رمضان در هوا ندا دهد: «اى بندگان من! مژده! گناهان گذشته شما را بخشیدم و شفاعت شما را درباره یكدیگر در شب قدر قبول كردم، مگر آن كه با شراب افطار كرده باشد، یا از برادر مسلمانش كینه در دل داشته باشد.» - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: إنَّ رَمَضانَ شَهرٌ افتَرَضَ اللهُ عز و جل صِیامَهُ، و إنّی سَنَنتُ لِلمُسلِمینَ قِیامَهُ؛ فَمَن صامَهُ إیمانا وَاحتِسابا خَرَجَ مِنَ الذُّنوبِ كَیَومَ وَلَدَتهُ اُمُّهُ(8) ؛ همانا رمضان، ماهى است كه خداوند، روزه آن را واجب كرده است و من قیام (براى نماز) را در آن، سنّت قرار دادهام . پس هر كس آن را از روى ایمان و به خاطر ثواب الهى روزه بدارد، از گناهان خارج مىشود، همچون روزى كه مادرش او را زاده است. - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: مَن صامَ رَمَضانَ؛ و عَرَفَ حُدودَهُ؛ و تَحَفَّظَ مِمّا كانَ یَنبَغی لَهُ أن یَتَحَفَّظَ فیهِ، كَفَّرَ ما قَبلَهُ (9) ؛ هر كس رمضان را روزه بدارد و حدود آن را بشناسد و خود را از آنچه سزاوار خویشتندارى در این ماه است، نگه بدارد، گناهان پیشین را پاك كرده است. آزادى از آتش دوزخ - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: سُمِّیَ شَهرُ رَمَضانَ شَهرَ العِتقِ ؛ لِأَنَّ للهِِ فی كُلِّ یَومٍ ولَیلَةٍ سِتَّمِئَةِ عَتیقٍ، و فی آخِرِهِ مِثلَ ما أعتَقَ فیما مَضى(10) ؛ ماه رمضان را ماه آزادسازى نامیدهاند؛ چون خداوند در هر روز و شب، ششصد آزادشده دارد و نیز در آخر ماه، به اندازه آنچه در (روزها و شبهاى) گذشته آزاد كرده است . - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: إنَّ اللهِِ تَعالى فی كُلِّ لَیلَةٍ مِن رَمَضانَ سِتَّمِئَةِ ألفِ عَتیقٍ مِنَ النّارِ قال البیهقی فی فضائل الأوقات: ... (11) ؛ خداوند، در هر شب (ماه) رمضان، ششصد هزار آزادشده از آتش دارد. بیهقى در فضائل الأوقات گفته است: نزد علماى ما، مقصود از عدد یادشده، «فراوانى» است، نه همان عدد یادشده در روایت. و همه اینها ـ كه خدا داناتر است ـ براى كسى است كه حدود این ماه را بشناسد و حقوق آن را نگه دارد. پس چون آخرین شب فرا رسد، خداوند به شمار همه آنچه پیشتر آزاد كرده، آزاد مىكند . صلىاللهعلیهوآله: إنَّ للهِِ فی كُلِّ یَومِ جُمُعَةٍ سِتَّمِئَةِ ألفِ عَتیقٍ مِنَ النّارِ كُلُّهُم قَدِ استَوجَبوها، و فی كُلِّ ساعَةٍ مِن لَیلٍ أو نَهارٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ ألفَ عَتیقٍ مِنَ النّارِ كُلُّهُم قَدِ استَوجَبوها، و لَهُ یَومَ الفِطرِ مِثلُ ما أعتَقَ فِی الشَّهرِ وَالجُمُعَةِ (12)؛ خداوند را در هر روز جمعه، ششصد هزار آزادشده از آتش است كه همه آنان شایسته آناند؛ و (خداوند را) در هر ساعت از شب یا روز ماه رمضان، هزار آزادشده از آتش است كه همه آنان شایسته آناند؛ و او را در روز فطر، به اندازه آزادشدگان در این ماه و جمعه است . - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: إنَّ للهِِ عز و جل عِندَ كُلِّ فَطرَةٍ الفطرة: المرَّةُ من الإفطار، عُتَقاءَ مِنَ النّارِ(13)؛ خدا را به هنگام هر نوبت افطار، آزادشدگانى از آتش است . امام صادق علیهالسلام: چون شب اوّل ماه رمضان شود، خداوند، از آفریدگان، هر كس را بخواهد، مىآمرزد. پس چون شب بعد فرا رسد، دو برابر آنان را مىآمرزد. شب بعد، دو برابر همه آنانى را كه آمرزیده و آزاد كرده است، مىآمرزد، تا [آن كه در] آخرین شب ماه رمضان، دو برابر آنچه در هر شب آزاد كرده است، از آتش آزاد مىكند. - قال الإمام الصادق علیهالسلام: إنَّ للهِِ عز و جل فی كُلِّ لَیلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ عُتَقاءَ و طُلَقاءَ مِنَ النّارِ إلاّ مَن أفطَرَ عَلى مُسكِرٍ، فَإِذا كانَ فی آخِرِ لَیلَةٍ مِنهُ أعتَقَ فیها مِثلَ ما أعتَقَ فی جَمیعِهِ (14) ؛ خدا را در هر شب ماه رمضان، آزادشدگان و رهاشدگانى از آتش است، مگر كسى كه با شراب افطار كند . پس چون آخرین شبِ آن فرا رسد، به اندازه همه كسانى كه در این ماه آزاد كرده است، آزاد مىكند . - قال الإمام الصادق علیهالسلام: إذا كانَ أوَّلُ لَیلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ غَفَرَ اللهُ لِمَن شاءَ مِنَ الخَلقِ، فَإِذا كانَتِ اللَّیلَةُ الَّتی تَلیها ضاعَفَهُم، فَإِذا كانَتِ اللَّیلَةُ الَّتی تَلیها ضاعَفَ كُلَّ ما أعتَقَ، حَتّى آخِرِ لَیلَةٍ فی شَهرِ رَمَضانَ تَضاعَفَ مِثلَ ما أعتَقَ فی كُلِّ لَیلَةٍ .(15) امام صادق علیهالسلام: چون شب اوّل ماه رمضان شود، خداوند، از آفریدگان، هر كس را بخواهد، مىآمرزد. پس چون شب بعد فرا رسد، دو برابر آنان را مىآمرزد. شب بعد، دو برابر همه آنانى را كه آمرزیده و آزاد كرده است، مىآمرزد، تا [آن كه در] آخرین شب ماه رمضان، دو برابر آنچه در هر شب آزاد كرده است، از آتش آزاد مىكند. مجموعه بركات و ویژگىهاى ماه رمضان - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله ـ فی فَضلِ شَهرِ رَمَضانَ ـ هُوَ شَهرٌ أوَّلُهُ رَحمَةٌ، و أوسَطُهُ مَغفِرَةٌ، و آخِرُهُ الإِجابَةُ وَالعِتقُ مِنَ النّارِ (16) ؛ ـ درباره فضیلت ماه رمضان ـ ماهى است كه آغاز آن رحمت، میانه آن آمرزش و پایان آن اجابت [دعا] و آزادى از آتش است . - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله ـ مِن خُطبَتِهِ فی آخِرِ جُمُعَةٍ مِن شَعبانَ ـ : یا مَعشَرَ النّاسِ، إذا طَلَعَ هِلالُ شَهرِ رَمَضانَ غُلَّت مَرَدَةُ الشَّیاطینِ، و فُتِّحَت أبوابُ السَّماءِ و أبوابُ الجِنانِ و أبوابُ الرَّحمَةِ، و غُلِّقَت أبوابُ النّارِ (17)؛ پیامبر در خطبه خویش در آخرین جمعه ماه شعبان فرمود: اى گروه مردم! هر گاه هِلال ماه رمضان برآید، شیاطینِ سركش به بند كشیده مىشوند، درهاى آسمان و درهاى بهشت و درهاى رحمت، گشوده، و درهاى آتش، بسته مىشوند. - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله ـ یُبَشِّرُ أصحابَهُ ـ : جاءَكُم رَمَضانُ، جاءَكُم شَهرٌ مُبارَكٌ اِفتَرَضَ اللهُ عَلَیكُم صِیامَهُ، تُفَتَّحُ فیهِ أبوابُ الجِنانِ، و تُغَلَّقُ أبوابُ الجَحیمِ، و تُغَلُّ فیهِ الشَّیاطینُ، فیهِ لَیلَةٌ خَیرٌ مِن ألفِ شَهرٍ، مَن حُرِمَ خَیرَها فَقَد حُرِمَ .(18) پیامبر خدا در مُژده دادن به یاران خویش فرمود: رمضان، شما را فرا رسیده است. ماهى مبارك، شما را فرا رسیده كه خداوند، روزهدارىِ آن را بر شما واجب ساخته است. در این ماه، درهاى بهشت، گشوده و درهاى جهنّم، بسته مىشوند و شیاطین به بند كشیده مىشوند. در آن، شبى است كه بهتر از هزار ماه است. هر كس از خیر آن محروم شود، به یقین، محروم مانده است . پیامبر در خطبه خویش در آخرین جمعه ماه شعبان فرمود: اى گروه مردم! هر گاه هِلال ماه رمضان برآید، شیاطینِ سركش به بند كشیده مىشوند، درهاى آسمان و درهاى بهشت و درهاى رحمت، گشوده، و درهاى آتش، بسته مىشوند - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: إذا كانَ أوَّلُ لَیلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ نادَى الجَلیلُ ـ تَبارَكَ و تَعالى ـ : «... یا جَبرَئیلُ، انزِل عَلَى الأَرضِ فَغُلَّ فیها مَرَدَةَ الشَّیاطینِ حَتّى لایُفسِدوا عَلى عِبادی صَومَهُم.» (19) ؛ چون شب اوّلِ ماه رمضان شود، خداى با عظمت ندا دهد: «... اى جبرئیل! به زمین فرود آى و شیاطین سركش را به بند كش تا روزه بندگانم را بر آنان تباه نسازند.» - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: إذا كانَ أوَّلُ لَیلَةٍ مِن رَمَضانَ فُتِّحَت أبوابُ السَّماءِ فَلا یُغلَقُ مِنها بابٌ حَتّى یَكونَ آخِرُ لَیلَةٍ مِن رَمَضانَ، فَلَیسَ مِن عَبدٍ مُؤمِنٍ یُصَلّی فی لَیلَةٍ مِنها إلاّ كَتَبَ اللهُ لَهُ ألفـا و خَمسَمِئَةِ حَسَنَةٍ بِكُلِّ سَجدَةٍ،... (20) ؛ چون اوّلین شب (ماه) رمضان شود، درهاى آسمان، گشوده شوند. پس هیچ درى از آنها بسته نمىشود تا آن كه آخرین شب رمضان فرا رسد. هیچ بنده مؤمنى در شبى از آن، نماز نخوانَد، مگر آن كه خداوند براى هر سجده، هزار و پانصد حسنه بنویسد و برایش خانهاى از یاقوت سرخ كه شصت هزار در دارد، در بهشت بنا كند كه براى هر درى قصرى طلایى و آراسته به یاقوت سرخ است. پس چون اوّلین روز (ماه) رمضان را روزه بگیرد، همه گناهان گذشتهاش تا مثل آن روز، آمرزیده شود. و هر كس به (ماه) رمضان برسد، هر روز، هفتاد هزار فرشته از نمازِ بامداد تا آنگاه كه (خورشید) پوشیده در حجاب شود، براى او آمرزش مىطلبند. و براى او در برابر هر سجدهاى كه شب یا روز در ماه رمضان به جا آورده است، درختى خواهد بود كه سوار، در (امتداد) سایه آن (باید) پانصد سال راه برود. ***مأخذ اين نوشته دو نرم افزار :1 – كتاب هاي اسلامي در اينتر نت2- جامع الاحاديث است |