گلچین :26جدی1387

بسم تعالی

 

نظری منصفانه بر نقدآقای اسدالله جعفری

سخن گفتن از دین خدایان زدا وخداگرا ،  غم سوز و غمساز،  ویرانگر و سازنده ای بنام اسلام  این عطیه ارزشمند الهی این مهمان نازنین آسمانی واین ارمغان گرانمایه آن عزیز از ملکوک باز آمده  که اغلب چون بینوایان بی نام و نشان درمجلس است همتان و همانند اهل دل در میان اهل گل(به کسره زیر)قدر نا شناسانه مورد بی مهری و جفا کاری قرار گیرد کاریست بسی دقت و احتیاط.چراکه هر گونه لغزش و سهل انگاری درین میدان  پیامد های ناگوار و جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت که میتوان در یک دید کلی انها را در سه حوزه،،  جفا به جود، جفا به دین خداوند(ج) وجفا به خلق خداوند(ج) جمعبندی نمود.حساسیت و خطر هر کدام از اینها کاملا اشکار می باشد و ما ازین سه  خطر به خداوند دستگیر پناه می بریم.

محترم جعفری  حاشاکه در کشور عزیز ما افغانستان جامعه و مردم ما به خرافات و بدعت نرفته اند اگر ما به نبشته محترم احمد طارق (فیض)   خالصانه بنگریم ایشان به این نبشته خود ملت مسلم ما را به یکتا پرستی دعوت نمودند تا نفاق و دو دینی...ازین رو محترم اسدالله جعفری مسلمان و به ویژه دعوتگران دین جون شما باید از همه بیشتر خود ((گوهر دین)) را شنا سند  وسپس در مقام عرضه دین به جای لفاظی و ترفند سازی به منظور یار گیری و افزایش هواداران –که معمولا در سیاست رایج است – و به جای مدح وتعریف مصلحت اندیشانه از دین با حساسیت و حرارت و الفاظ تند لازم نیست که اگر کسی ما را در اشتباه ما متوجه میسازد عمل نمایم . نقد کردن کاریست درست و پسندیده اما با بیان صادقانه که احیاگر و ایمان زا و انسان پرور و با سخاوت تمام در اختیار همگان بگذارد.این عمل نا درست و از اخلاق اسلام دور و بعید است که در نقد و یا مخالف بودن با افکار کسی ما با استعمال کلمات تند و توهین امیز با کسی برخورد نمایم حاشا که حق بر جانب هم باشیم...من نمونه مثال چند کلمه شما را یاد اور میشوم  محترم اسدالله جعفری((   خدای گونه وفرعون سیرت - جاهل است ویامزدور بی مزد بیگانگان؟ لولیدن خوک های شهوت پرست -  خوکان دوپا  - آیا این ادعای پیغمبری این نویسنده خود بدعت وارتداد نیست؟))

و امثال ان...محترم جعفری اگر شما به نبشته تان یقین کامل دارید پس ایا این را هم میداند که وظیفه علمآ روشن نمودند دین به شکل واقعی ان که الله سبحان توسط رسول مقبولش (ص) برای ما تعلیم و تنظیم شده میباشد نه چیزیکه از مفکوره غیر باشد . پیامبر(ص)با زیاده اندیشی وغلوّ  در دین و با خارج ساختن اسلام  از کلام الله و سنت رسول الله که  شرک است . خیلی جدی بودند از همین روست که ایشان(ص) با عبارات و جملاتی قاطع و شدید ودر نهایت تآکید و پافشاری در مورد غلوّ  و زیاده اندیشی در دین هشدار میدهد و می گوید ((به شما در مورد غلوّ   هشدار می دهم چرا که ملتهای پیش از شما فقط به علت زیاده اندیشی و غلوّ  نابود گشتند)).

واز همین رو بود که به منظور پاسداری از حوزه توحید و جلو گیری از ورود اندک شایبه ای شرک امیز به حریم مصفّای یکتا پرستی ،اجازه نمی داد که در بزرگداشت و احترام وی زیاده  روی و غلوّ به عمل اید و یک بار هنگامی که فردی در میان صحبتهایش با پیامبر (ص) ،این جمله را بر زبان اورد..((هر چه خداوند(ج)و شما بخواهید))  ،پیامبر(ص) در واکنشی سریع فرمود((بدترین سخن را گفتی بگو فقط انچه خدای یگانه بخواهد.(همان میشود).ونیر فرمودند در ستایش من زیاده روی نکنید،انگونه که مسیحیان در ستایش عیسی فرزند مریم زیاده روی کردند،بلکه بگویید بندهّ خدا و پیام اور خدا))متفق علییه.

سوال من منحیث یک مسلم از علما کرام این است وقتی اگر پیامبر(ص) با این شدّت عمل میکردند پس این همه قبر پرستی،تمتا از زیارت ها...مرده پرستیها  را کی برای انها اهدایت  کرده است؟ویا به عباره چرا کسی انها را مانع نشده تا به حال؟

دین عبارت است از((ایمان))یا غلبهّ خداوند(ج)بر قلب مسلمان،به معنای کسی که تسلیم دستورات خداوند تعالی می باشد.این ایمان اساساّ شور است وعلاقه و محبّت وایثار وبیم و امید واشتیاق...که در تفکر اسلامی ارتباط مستقیم و مستحکمی با خداوند تبارک و تعالی پیدا میکند. بر این اساس چاشنی دینداری همین ایمان به خداست به معنای خدا محوری در محبّت و اطاعت.

بدیهی است که این خدا محوری به معنای نفی ظواهر و شریعت ستیزی نیست انگونه که برخی می پندارند،بلکه سخن این است که در امر دینداری وهر کاری دیگر نباید با ارزیابی ناصواب و معلول،ترتیب منطقی امور واصل رعایت اولویت ها را برهم زد.در دینداری اعم از پذیرش دین،تبلیغ دین،اموزش دین و...همه جا خداوند(ج) مقدّم است و ایمان،بقیّه امور در مراتب بعدی قرار می گیرند.به دلیل این ایه از قران میباشد که میفرماید: (قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ) (ال عمران 31)

((بگو اگر در ادعّای خدا دوستی خود صادق هستید،از من پیروی کنید تا خدا هم شما را دوست بدادرد)) چنانچه مشاهده می شود ،درین ایه رضایت خداوند(ج) از مدّعیان ایمان،به پیروی از پیامبر(ص) مشروط شده است و دیندارنی که مدّعی ایمان به خداوند(ج)هستند و ادّعا می کنند که ارمان اصلی و نهایی انها کسب رضایت خداوند(ج) می با شد،بیدون از حضرت محمّد(ص) به هدفشان دست نخواهند یافت.

محترم جعفری مسأله حیاتی دیگر که پرداختن جدّی و عمیق به ان و تلاش در جهت گسترش ان ضرورت دارد مسأله وفاق و اتحاد در جامعه اسلامی است.حسّاسیّت  این نیاز و این ضرورت،اشکاراتر از ان است که در باره ان به شرح و توضیح پرداخت.

غفلت از گوهر اصلی دین و تبدیل دین به اندیشه های حزبی،قالبی و ایدیؤلوژیک ،خواسته یا ناخواسته  تولید انحصار طلبی و دیگر ستیزی نموده و حقایق را به اشخاص – و به ویژ ایدیؤلوگها – و گروه های متبوع یا به عباره دیگر مفاهیم را به مصداقهای ایدیؤلوژیک گره خواهد زد،نتجه این نوع تفکر هم خود مطلق انگاری و رواج افت((هر کی با ما نیست لاجرم برماست))خواهد بود و تردیدی نیست که برای اتحاد و همدلی و وفاق،که پس از عقاید،رکن رکین دین اسلام به حساب می اید،دشمنی خطرناکتر و افتی زیانبارتری وجود نخواهم داشت.

مسلمانان و به ویژه دعوتگران و مبّلغان دین باید حسّاسیّتی فوقالعاده بدین نکته توّجه نمایند که هیچ فرد یا حزب یا مذهبی مساوی به کلّ دین نسیت و لازمه پذیرش اسلام،تسلیم شدن در مقابل فلان فرد یا گروه و حزب مسلمان و حتیّ قبول مذهبی خاصّ از میان مذاهب رایج اسلامی نسیت و نباید مفهوم اسلام را با فرد وگروه یا مذهبی خاصّ گره زد ودیگران را جز در صورت پذیرش ان برداشت فردی یا گروهی یا مذهبی خاص،غیرخودی و بیگانه خواند.

پر واضح است وقتی می گوییم مفهوم اسلام را نباید با فردی خاص گره زد،منظورمان غیر از شخص شخیص پیامبر(ص)می باشد.چراکه مفهوم اسلام و مصداق اسلام تنها در شخصیّت یک فرد،به طور کامل انطباق یافته اند و ان پیامبر(ص)که اقوال و کارهاوتأییدات وی  ،حجّت و الزام اور بوده و به عنوان قانون دینی ،مشروعیّت دارند،لذا نمی توان غیر از ایشان(ص)را محور وحدت و اساس همبستگی و مرجع رفع دعوا قرار داد.اساساّ عامل تشکیل امّت اسلامی و سر همراهی و همگرایی مسلمانان،اعتقاد به نبوّت می باشد.

مهم این است که بدانیم :اسلام از دیدگاه فکری،فریاد برابری و مساوات سر داد،و ان را عملاّ عینیّت بخشید،و بر مبنای ان جامعه بنا کرد عاری از تمامی اعوامل تفرقه افکن همانند:نژاد پرستی،میهن پرستی و دسته بندیهای طبقاتی که میان مردم شکاف می اندازند،همانگونه که این امر را در صفحات تاریخ تمّدن اسلامی،و جوامع مسلمان کنونی با وجود انحرافاتی که از حقیقت اسلام،در میانشان دیده می شود،به وضوح مشاهده کنیم.

خواننده گرامی ! به نظر شما این همه بدبختها،ادم کشّی ها ،غارتگریهای  هر کشور به نوبه خود، فقر و تنگدستی ها ، برادر کشّی ها و غیره و غیره ها در کشور ما افغانستان به چه دلیلی ادامه دارد ؟پناه میبرم به الله لایزال از قهر وغضب ان.

روی سخنم با عموم برادرن و خواهران مسلم ام به ویژه با مبلّغان و دعوتگران دین است: ایا ما دین خود را ان چنانیکه الله پاک توسط محبوبش برای همه جهانیان عرضه شده پیروی میکنیم ؟ پس ای عزیزان و بزرگان ! قومگرایها ،مذهبگرایها،ملتگرایها،حزبگرایها ویا هر معیار غیر رباّنی را رها نماید وازالله متعال تمنا دارم تا وفاق را میان تمامی ملت مسلمان ایجاد نموده ملت ما را از شرح نفاق،بدعت،مرده پرستی(خواست حاجت به غیر از الله(ج) که بدبختانه ملت ما امروز روجوع به قبرها نموده حاجتهای خود را تمنا میکنند.که شرک کامل به قدرت الله بی نیاز است)و تمام ان اعمال غیر اسلامی ... و انسانی که امروز در کشور ما رایج است همه ما را به راهی صراط مستقیم اهدایت فرموده و از عذاب جهنم به مهربانی ولطفشان نجاتی مان دهند .امین

اگر درین نبشته اشتباه است ان از غفلت من بوده و اگر روشنایی است ان از برکت خداوند عالمیان و نصایح رسول مقبولش محمد(ص) است.

با عرض حرمت وادب برادر شما گلچین

gulchin_se@hotmail.com

نوت:   محترم جعفری موضوع خلافت راشیدن یک مسأله جدا و بکلی دور از نقد من وشماست .