|
|
نويسنده : ابراهيم حسن زاده: 4ثور 1388
سحر معنای سحر: فسون و جادو و هر چیز که مأخذ آن لطیف و دقیق باشد، سحر و کهانت و حیله مانند یکدیگرند. سحر: گاه تصرف در چشم بیننده باشد، که چیزی برخلاف آنچه هست، به چشم او آرد و گاه عملی که شی را برخلاف صورت و جنس آن مصور سازد. سحر عبارتست از نیرنگهای مخصوص که شدت دقت و تازگی آن جز افراد خاص بدان نرسند، مایه آن ، شناخت اشیاء و ترکیب آنها در وقت مخصوص است و بیشتر آنها خیال اندازی می باشد که عاری از حقیقت است و در چشم کسی که به اسرار آگاه نباشد بزرگ جلوه کند. ســحر عبارتست از اسباب و عواملی کـه بــه گـونه پنهانی و ناشناخته در او روح ناپرداخته اثر نهند در عالم طبیعت نحوه تأثیر آنـها مبـهم و نامفهوم باشد.[1] سحر: لفظ عربی به معنای تغییر یا گردانیدن ماهیت و صورت واقعی شی به امر غیرحقیقی یا خیالی. تعریف اصطلاحی سحر وسیع و تا حدی از نظر صوری مبهم و برخلاف واقع است. چنانچه گوی حقیقت شی دگرگون شده است، مانند ریسمان به مار تبدیل شده باشد. و گاه اطلاق شده است، به احداث امور عجیبه با استمداد از ارواح شیاطین با استفاده از تأثیر کواکب و اجرام آسمانی. نویسندگان کارهای عجیبی را که از راه آلات ترکیبات علمی صورت می پذیرد، جز سحر به شمار می آورد. در این صورت علم حیل جزء سحر خواهد بود، کسی را که این گونه امور از وی صادر شود، ساحر خوانند، سحر در شریعت اسلام ممنوع و ارتکاب آن از گناهان کبیره است.[2] در حقیقت در ماهیت سحر اختلاف است و هنوز به یک تعریف واحدی نویسندگان در علم غریبه نرسیده اند، حتی برخی ها سحر و معجزه را از یک جوهر دانسته است ولی بین سحر و معجزه وکر امت، چنانچه ذکر شد، اختلاف جوهری وجود دارد؛ در ادامه بحث روشن می شود. سحر در لغت عرب به هر چیزی که مأخذ آن دقیق باشد. و گفته می شود او را سحر کرد یعنی فریب داد و او را بیمار کرد. افسون ماده اصلی سحر است در باطن مأخذ آن لطیف و وضع آن بسیار دقیق می باشد ، جزء اهلش کسی به آن دست نمی یابد ، پس سحر یک امر پنهان است. در جمله سحر (خداع) که در فارسی شعبده بازی یاد می شود است. دوستی غیر حقیقی می نماید و واقعیت یک شی را تغییر می دهد که بیننده گمان می کند، که حقیقتاً تغییر یافته است. پس واقع آن مخفی و پنهان است. از جمله در عرف چشم جادوی عاشق و بیان سحر انگیز از جمله چیزهای است که اسباب و علت آن بسیار دقیق است و اکثر مردمان قادر به درک آن اسباب و علت نمی باشد. در قرآن سحر را تعریف کرده یک نوع حیله خیالی به چشم انسان می آید، که آنچه را واقعیت ندارد واقعی به نظر می آید. « قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ آنها تَسْعَى »[3] گفت : شما اول بیافگنید در این هنگام طناب ها و عصا های آنان بر اثر سحر شان چنان به نظر می رسید که حرکت می کند،.« قَالَ أَلْقُوا فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ »[4] گفت شما بیافکنید و هنگامی که وسایل سحر خود را افکندند، مردم را چشم بندی کردند و ترساندند سحر عظیمی پدید آوردند و از این آیات استفاده می شود، که سحر قابل تعلیم و آموختن است و شواهد تاریخی به این امر گواهی می دهد و عالم به این فن را ساحر می گفته اند.« وَقَالُوا يَا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ (٤٩) »[5] وقتی گرفتار بلا می شدند می گفتند ای ساحر پروردگارت را به عهدی که با تو کرده بخوان تا ما را از این بلا برهاند، که ما هدایت خواهیم یافت. از مجموع این نصوص به دست می آید که سحر یا حیله یا شعبده یک فن علمی پنهان است، که برخی مردم عالم به آن می باشد،. چون اکثر مردم به اسباب و علت سحر جاهلند، به دلیل دقت و پنهانی اسباب آن سحر گوید و ممکن است به تأثیر برخی نفوس آدمی در نفس دیگر به خاطر دقت مأخذ و پنهانی اسباب آن سحر گفته شود. در میان مردم برخی باور کرده اند که ساحر از طریق تأثیر نفوس ریاضت و جادوگری با کمک کلام مبهم و اسماء غریبه شیاطین و جن را تسخیر می کند ، و به زعمشان به نفع هر کسی بخواهد از آنان کار می کشد و عرف به خیال خودشان نتیجه های گرفته اند ، چون شیاطین به دعوت ساحر حاضر می شوند ، از او فرمان می برند و هر کاری را انجام می دهند ولی این تأثیر حقیقت ندارد ، بلکه ناشی از وهم و انفعال مردم است و به همین دلیل مردم پذیرفته اند ،که سحر علمی است بوسیله کمک شیطان و ارواح کواکب انجام می شود. فقها و متکلمین در مورد حقیقت سحر و احکام سحر اختلاف کرده اند ، برخی سحر را از جمله خرق عادات شمرده است . و بین معجزه و سحر فرق گذاشته اند ولی اشاره نکرده اند که سحر قابل تعلیم و آموختن و به تکرار عمل است ، این امر عادی است و به خلاف معجزه غیرقابل تعلیم و آموزش و بدون تکرار و تمرین می باشد، این مباحث پیرامون این آیه مبارکه یادآوری شده است[6] « وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمان وَمَا كَفَرَ سُلَيْمان وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمان مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّمانحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (١٠٢)).[7] و یهود از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می خواندند، پیروی کردند. سلیمان هرگز به سحر نیالود و کافر نشد ولی شیاطین کفر ورزیدند و به مردم سحر آموختند. و نیز یهود از آنچه دو فرشته بابل هاروت و ماروت نازل شد، پیروی کردند. و به هیچ کس چیزی یاد نمی دادند، مگر این که از پیش به او می گفتند ما وسیله آزمایشیم کافر نشو. ولی آنها از آن دو فرشته مطالبی را آموختند که بتوانند بوسیله آن میان مرد و همسرش جدای بیفکنند، ولی هیچگاه نمی توانند بدون اجازه خداوند به انسانی زیان برسانند، آنها قسمتهای را فرا می گرفتند که به آنان زیان می رسانید، و نفعی نمی داد و مسلماً می دانستند هر کس خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره نخواهد داشت و چه زشت و ناپسند ، بود آنچه خود را به آسانی می فروختند اگر می دانستند. ولی سحر دوام ندارد، و به زودی باطل می شود، دیگراین که خداوند آن را باطل می کند، چون سحر باطل است و ثانیاً ذات سحر دوام ندارد، فی نفسه باطل می شود. به این امر آیه قرآن دلالت می کند. « فَلَمَّا أَلْقَوْا قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ (٨١) »[8] هنگام که افکندند موسی گفت آنچه شما آوردید سحر است، که خداوند به زودی آن را باطل می کند، چرا خداوند هرگز عمل مفسدان را اصلاح نمی کند. به همین دلیل خوارق عادات قابل تعمیم نیست او اصرار می کند سحر به یک نوع مکر و تصرف در تخیل انسان است.[9] نقد در حقیقت رشید رضا با توجه به نصوص قرآنی سحر را خوب بحث نمود ولی او چندان به علوم غریبه رغبتی نداشت و به همین دلیل به جز سحر خود را درگیر علوم غریبه نکرد، با توجه به آیات قرآن ایشان سحر را یک نوع تخیل دانست که جلو چشمان انسان ظاهر می شود ، و یا به یک امر و سبب پنهان و لطیف بستگی دارد که از دایره درک انسان خارج است ولی او تأثیری برای سحر قایل نشد، چون سحر را یک امر زایل شدنی دانست و یا چون باطل است، خود به خود سحر از بین می رود و یا خدا سحر را از بین می برد. چون خدا هر باطلی را از بین می برد و این مطلب را برهانی نکرد . ج- سحر در المیزان سحر از خانواده کارهای خارق العاده است، چون امور خارق العاده را عادت انکار می کند و بعیدش می شمارد، فی نفسه خارق العاده محال عقلی نیست. چون در امور عادی علت اسباب را به چشم سر مشاهده می شود ولی در امور خارق العاده اسباب آن از نظر حس پنهان است، چون بین تمام اشیاء ارتباط وجود دارد ، که مافوق اسباب حسی است، و تمام این اسباب به دست پروردگار است کارهای خارق العاده از جنس سحر و غیر سحر با ریاضت و مجاهده بدست می آید، که همه مستند به مبادئی نفسانی است وآثار اراده است. ولی سحر و کهانت همواره در مقابل قوی مغلوب می گردد و باطل می شود ولی کرامت اولیاء استجابت دعا که از امور خارق العاده است ، هرگز شکست نمی خورد.[10] سحر دوام ندارد و باطل می شود زیرا سحر کارش این است، غیر حق و غیر واقع را در حس مردم وانظار آنان به صورت حق و واقع جلوه دهد، چون این عمل فی نفسه کاری است باطل. چون خدای تعالی طبق سنت جاری ی که بر استقرار حق در عالم تکوین و اراده بر محو باطل دارد، زود امور باطل و سحر را باطل می کند ، چون سحر از مصادیق اعمال فاسد و عمل فاسد مطابق مقتضای سایر حقایق عالم نیست. چون برخلاف جریان حقایق باشد ، قهراً سایر اسباب عالم با همه قوی و وسایل مؤثرش با آن معارضه می کند و آن را محو و فانی می نماید.[11]و علامه این بیان را از آیات که قبلاً ذکر شد استفاده نموده است و این مطالب مفاد آیات کریمه قرآن است او نیز برای اثبات آن برهان اقامه می کند . علامه علت اصلی عمل سحر و کهانت و کارهای خارق العاده مرتاضان هندی را قدرت اراده نفسانی می داند. چون اسباب طبیعی مادی ندارند، و این گونه کارها با همه اختلافی که در نوع آنهاست مستند به قوت اراده و شدت ایمان به تأثیر اراده است ، اراده تابع علم و ایمان قبلی است. هر چه ایمان به تأثیر اراده بیشتر شد، اراده هم موثر می شود. و اگر ایمان و علم بدون قید شرط باشد، اراده نیز مطلق تأثیر می کند و اگر علم و ایمان مشروط به قید که فلان حرز با زعفران در فلان وقت و در مقابل آفتاب بنویسد و اراده نیز مشروط تأثیر می گذارد. ولی این علم جازم همیشه مطابق واقع نیست و گاهی بر خلاف واقع است، مانند کسانی که اعتقاد به تسخیر روح کواکب دارند و حال آنکه برای کواکب روحی در خارج وجود ندارد ولی این اراده محدود است و به هر مقدار که به اراده خود اعتماد کند، به همان اندازه تأثیر می گذارد. اراده در سحر و کهانت متکی به اعتماد پروردگار نیست و این قسم از باب خبرگیری و یا طلب یاری از جن و احضار ارواح باشد نام آن را کهانت می گذارند و اگر به دعا و افسون و یا طلسمی باشد سحر می نامند. این گونه خارق العاده دارای مراتب است و اراده قوی اراده ضعیف را باطل می کند. سحر یک امر خارق العاده است و مستند به اراده که با دعا و افسون و طلسم حاصل می شود و دوام ندارد و شکست پذیر است، ممکن است مطابق با واقع و یا خلاف واقع باشد.[12] در ضمن سحر فی الجمله تأثیر دارد که چنانچه قرآن هم تصدیق می کند مانند آیه شریفه ذیل « وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ »[13] و از شر آنها که با افسون در گره ها می دمند. ْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلا بِإِذْنِ »[14] ولی آنها از دو فرشته مطالبی را می آموختند که بتوانند بوسیله آن میان مرد و همسرش جدای افکند ولی هیچگاه نمی توانند بدون اجازه خداوند به انسان زیان برسانند.[15] در ضمن به افراد که اراده قوی دارد و متأثر از آن نمی شود سحر اثر ندارد و سحر که خداوند تأثیرش را فی الجمله تصدیق نموده است و این حقیقت را بیان می کند برخی افراد که اراده شان ضعیف است سحر در نفس او اثر می گذارد ولی علامه در بخش روایات پذیرفته است، که به پیامبر سحر اثر کرده بود و آیات معوذتین در مورد تأثیر سحر به پیامبر نازل شد و پیامبر با این سوره خود و حسنین حرز می نمودند[16] جمله علوم که در کارهای خارق العاده به کار گرفته می شود به نام علوم غریبه یاد می گردد.. علوم غریبه بخش های زیادی دارد و ضابطه ای در تقسیم علوم غریبه وجود ندارد، مهمترین شاخه های در میان متخصصین این فن شهرت دارد نام برده می شود. 1ـ علم سیمیا است ، بخش آن هماهنگ ساختن و خلط کردن قوای ارادی با قوای مخصوص مادی است. برای دست یابی و تحصیل قدرت در تصرفات عجیب و غریب در امور طبیعی می باشد، یکی از اقسام آن تصرف در خیال مردم است که آن را سحر دیدگان می نامند. این فن از تمام فنون سحر مسلم تر و صادق تر است. 2ـ علم لیمیا است و این علم از کیفیت تأثیر اراده که متصل به ارواح قوی گردیده ، قادر به پدید آوردن حوادثی می شود، مانند کسی که اراده اش به ارواح موکلان ستارگان و یا اتصال به ارواح موکلان حوادث شود و آنان را در تسخیر خود در آورد و بوسیله آنان کارهای انجام دهد و ساده ترین آن به تسخیر گرفتن جنیان برای کسب خبر است و این علم را علم تسخیرات نیز گویند. 3ـ علم هیمیا که در ترکیب قوای عالم بالا با عناصر عالم پایین بحث می کند. تا از این راه به تأثیرهای عجیبی دست یابد و آن را علم طلمسات نیز می گویند. کواکب و اوضاع آسمانی با حوادث زمین ارتباط دارند. دسترس به این امرمانند نقشه زحل را با تصویرسک دشمن رانابود می کند ، و این علوم را طلسمات نامند. 4ـ علم ریمیا از استخدام قوای مادی بحث می کند تا به آثار عجیب آنها دست یابد به طوری که در حس بیننده آثاری خارق العاده درآید و این علم را شعبده نامند. مانند علم اعداد و علم احضار ارواح و علم به حروف و علم ابجد را نیز به علوم غریبه ملحق کرده است.[17] مرحوم علامه طباطبایی سحر را با جزئیاتش بیان نکرد ،از طریق مباحث پرا کنده غیرمستقیم سحر را بیان نمود و تفاوت های سحر را با کرامت اولیا و معجزه را با اندک تغییر در استدلال از رشید رضا اقتباس کرده است. ولی علوم غریبه تحت عنوان بحث علمی بحث نموده و سحر یکی از شاخه های علوم غریبه شناخته شده در پایان علامه طباطبایی کتابهای علوم غریبه معرفی کرد ولی بی میل از استفاده به آنها نبود و به شدت خباثت سحر و موضع دینی علیه سحر اشاره نکرد و شاید به خاطر اشتهار حرمت سحر از کنار احکام سحر گذشته است. واگر بنای علامه این باشد هر نوع علوم و اشکال و فن را به کار گیرد، ناشی از مبادی نفسانی است و اراده قوی تأثیر می کند و پس افراد ضعیف بیشتر از سحر متأثر می شود و ایشان در بحث روایی که سحر به پیامبر اثر گذاشت قبول کرد ولی با شناخت به این که پیامبر معصوم مطلق است و اراده او فوق اراده ها است و لذا متأثر شدن پیامبر از سحر کمی دور از آبادی است و علی رغم ضعف سند روایات که مخالف قرآن و عقل است . سحر و تأثیر آن از جمله مسائل متافیزیکی است، روشن شدن این مباحث برای زدودن خرافات بسیار مؤثر است و در ضمن نگرانی ها و وسواسها و ترس های موهوم را از خانواده ها از بین می برد و در ضمن افراد را به چاره جوی معقول برای حل مشکل هدایت می کند و نه این که مردم را تحمیق کرد و سپس جیب مردم را خالی نمود، این نه تنها سحر نیست بلکه در زمان کوتاه چنین افرادی در وجدانش تنبیه شود و چگونگی رفتار خود را با حوادث عیار نماید و مردم را از پناه بردن به سحر و از عقل فرار نمودن نجات داد . مشترکات: 1- سحر و ساحری درشر ع مقدس حرام است. و کیفر ساحر سنگین و ارتکاب سحر از گناهان کبیره است . 2- سحر باطل است و دوام ندارد . 3- فی الجمله تاثیر سحر را پذیرفتد. 4- تسخیر جن و شیاطین توهم است ، با سحر کسی جن و شیاطین را در اختیار گرفته نمی تواند. 5- سحر قابل آموختن است.به اثر تکرار ساحر مهارت پیدا می کند. 6- سحر و ساحر شکست پذیر است. 7- سحر از امور خارق العاده ای که غیر از کرامت اولیا خدا است. علامه می گوید: 1-سحر باطل است؛خدای تعالی طبق سنت جاریه که بر استقرار در عالم تکوین واراده بر محو باطل دارد، بسیا زود سحر را باطل می کند. 2-تاثیر سحر به اثر اراده است و سحر برکسی که ارداه او از ساحر قویتر باشد، تاثیر نمی کند. 3- سحر بر آدم های ضعیف اثر می گذارد. 4- سحر از دایره قضا و قدر الهی خارج نیست. ازجمع بندی مباحث این امر به دست آمد، که مبنای کلامی هر مفسر دخالت در فهم و استنطاق از متن قرآن کریم دارد، همین اختلاف در مبانی موجب اختلاف در فهم قرآن می شود، پس اختلاف در برداشت از یک متن صامت اجتناب ناپذیراست، بحث مقایسه و تطبیق و نقد، درستی و نادرستی فهم ها را روشن می کند، این امر به دور از جانب داری باشد ، با گفت گوی علمی موارد اختلاف از محل اختلاف خارج می کند، اگر از محل اختلاف خارج نشود، با پذیرفتن فهم دیگران در مقابل فهم خود برد باری و سعه صدر را در بین اندیشمندان اسلامی به وجود می آورد، که کسی با فهم جزمی خود ، دیگران را تکفیر نکند و در جامعه اسلامی اختلاف افکنی نکند و بارسمیت بخشیدن فهم مخالف دانش اسلامی بارور و عمیقتر می گردد ، با اختلاف و نقد و تطبیق علم کمال می یابد، و اشتباهات فهم ها در گردش روز گار روشن می شود، این گونه کار های علمی برای کشف حقایق بهترین راه است، بهترین ابزار برای شناسای حقایق به دیگران است. و این گونه مباحث جامعه را از تقلید به تولید د انش راهنمای می کند، با نگاه نقادانه و مقایسه و نقد ذهن ها خلاق می شود، و آثار رسوبی گذشته از ذهن ها پاک می گردد، حقایق و در ثمین به دست می آید، خواننده با خواندن این سیاهه قلم به شیوه نگارش و فهم مطالب دو مفسر بزرگ دنیای اسلام و باورهای کلامی هریک آشنا می شود، ومی تواند خود به قضاوت بنشیند ، فهم صواب را به دور از تعصب انتخاب کند. و دراین مباحث آثار اجتماعی و تاثیر آن را بر زندگی مردم به خوبی برجسته شد وهر کس جهانی را می سازد که به آن می اندیشد، ساختار جامعه به نگاه جهان بینی وهستی شناسی انسان بستگی دارد، و یگانه ابزار در مقابل تهاجم فرهنگی قابل فهم نمودن این مباحث عقلی قرآن است. ایمان و عقلانیت سازنده دنیا وآخرت انسان به نحوی مطلوب است، که انسان در زندگی خود خسارتی ندیده است. و -[1] معارف و معاریف ج 6 ص 212 [2] - دایره المعارف فارسی ج 1 ص 1276 [3] - طه / 66 [4] - اعراف /116 -[5] و زخرف / 49 [6] - تفسیر المنار ج اول ص 399-403 مراجعه شود -[7] بقره / 102 [8] - یونس / 81 [9]- تفسیر المنار ج 7 ص 310-311 [10] - ترجمه تفسیر المیزان ج 1 ص 128 [11] - همان مدرک ج 10 ص 161-162 -[12] ترجمه تفسیر المیزان ج 1 ص 363-366 -[13] فلق / 4 [14] - بقره/ 102 [15] - ترجمه تفسیر المیزان ج 20 ص 681 [16] - همان مدرک ص 683 [17] - ترجمه تفسیر المیزان ج 1 ص 367 1ـ قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، آستانقدس، مشهد، 1388 2ـ نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، تهران ،1371 3ـ آزاد ابوالمکارم، ترجمان القرآن، آکادمی اسلامی، لاهور، 1986 م 4ـ آلوسی محمد، تفسیر روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع، بی جا، بی تا 5ـ آملی جوادی عبدالله، توحید در قرآن، نشر اسر،ا قم، 1383 6ـ آملی جوادی عبدالله، وحی و نبوت در قرآن، نشر اسرا، قم، 1381 7ـ ابی الحسین احمد بن فارس بن زکریا ،معجم مقابیس اللغة، محقق عبدالسلام محمد هارون، انتشارات جامعه مبلغین، قم، 14.4 ق 8ـ استادی هوشنگ، فرهنگ عربی و فارسی مبین، نشر ترانه، مشهد، 1386 9ـ اصفهانی رضای محمدعلی، منطق تفسیر قرآن، مرکز جهانی علوم اسلامی، قم، 1385 1.ـ اصفهانی رضای محمدعلی، درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، نشر اسوه، قم، 1376 11ـ اصفهانی الامام الراغب، مفردات لالفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان، الدار السامیه، بیروت، 1412 ق هـ 1992 م 12ـ امام ابی البرکات عبدالله نسفی تفسیر نسفی، دارالفکر، بیروت، بی تا 13ـ امام احمد بن حنبل، مسند احمد، دارالباز، مکه مکرمه، 1414 ق هـ 14ـ ابو نعیم احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء و صفات الاصفیاء، دار الکتب العلمیه، بیروت، بی تا 15ـ باقلانی قاضی ابی محمد بن الطیب، تمهید الاوایل و تلخیص الدلایل، کتاب الثقاقه، بیروت، 1416 ق هـ 193. م 16ـ بجنوردی موسوی کاظم سرپرست، دایره المعارف بزرگ اسلامی، مرکز دایره المعارف اسلامی، تهران، 1367 17ـ برقی ابی جعفر احمد بن محمد خالد، المحاسن، محقق و مصحح جلال الدین حسینی، دارالکتاب اسلامیه، قم، 1321 ق 18ـ بغدادی عبدالقاهر بن ظاهر بن محمد( متوفای 429 ق هـ) الفرق بین الفرق، دارالمعرفه، بیروت، بی تا 19ـ بهشتی محمد ،فرهنگ صبا، انتشارات صبا، تهران، 1369 2.ـ ترکه صاین الدین علی ابن محمد، التمهید فی شرح القواعد التوحید، ترجمه و شرح محمد حسین ناییحی، مطبوعات دینی، قم، 1386 21ـ ترمزی ابی عیسی محمد، سنن الترمذی هوالجامع الصحج، محقق مصحح عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت، دارالفکر، 14.. ق هـ 22ـ تفتازانی سعد الدین، شرح المقاصد، انتشارات شریف رضی، قم، .137 23ـ جوهری اسماعیل بن حماد، الصحاح اللغة، تحقیق احمد عبدالغفور عطار، دارالعلم، بیروت، 1376 ق هـ 1956 م 24ـ جعفری تبریزی محمد تقی، جبر و اختیار، مؤسسه تدوین نشر آثار استاد، تهران، 1372 25ـ حداد عادل غلام علی، سرپرست، دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دایره المعارف اسلامی، تهران، 138326ـ حسینی افغانی سید جمال الدین شیخ محمد عبده، الاثار الکامله، اعداد و تقویم سید هادی خسروشاهی، مکتب الشروق الدولیه، قاهره، 1423 27ـ حسن مشیری، جنبشهای و گرایشهای قومی در مستعمره هند، ترجمه حسن لاهوتی، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستانقدس رضوی، مشهد، 1367 28ـ حکیم ، محمد تقی الاصوال العامه للفقه المقارن ، مؤسسه آل بیت ،قم، 1979 29ـ خواجه نصیرطوسی (597ـ 672) قواعد العقاید، ترجمه سیداسدالله بادوی، تحقیق علی ربانی گلپایگانی، لوح محفوظه ، قم ، 1379 3.ـ خاتمی، احمد،فرهنگ علم کلام، انتشارات صبا ، تهران، 137. 31ـ خرازی ، محسن، شرح بدایه المعارف، ترجمه مرتضی متقی نژاد، عصر غیبت ، قم ، 1381 32ـ خرم شاهی بهاءالدین، تفسیروتفاسیرجدید، نشرکیهان، تهران،1377 33ـ خرم شاهی بهاءالدین،دانشنامه قرآن وقرآن پژوهی، داستان، تهران،137. 34ـ دهخدا، علی اکبر،لغت نامه ،انتشارات دانشگاه تهران،137.و1377 35ـ دشتی حسینی سید مصطفی، معارف ومعاریف، نشردانش، قم، 1376 36ـ دارمی، عبدالله بن عبدالرحمن، (181ـ257) سنن الدارمی، دارالاحیاء سنت نبوی،بیروت، بی تا 37ـ ذهبی محمد حسین،تفسیروالمفسرون،احیاء تراث عربی، قاهره،14.9 ق ه، 1976 م 38ـ رشیدرضا، وحی محمدی،المنار، قاهره،1376ق ه ،1448 م 39ـ رشیدرضا،تفسیرالمنار،المنار،قاهره،1367 ق ه 4.ـ رومی فهدبن عبدالرحمن بن سلیمان، مدرسه عقلیه الحدیثه فی التفسیر، مؤسسه الرساله،بیروت، 1416ق ه 41ـ زرین کوب، عبدالحسین ، آشنای با نقدادبی،انتشارات سخن، تهران،1374 42ـ زبیدی،مرتضی،تاج العروس من جواهر القاموس، دارالفکر، بیروت، 1994م،1416 ق ه 43ـ سجاد ی جعفر، فرهنگ علوم فلسفی وکلامی،انتشارات امیرکبیر،تهران،137. 44ـ سمهودی علی بن عبدالله شافعی،وفاءالوفاءبأخبار دارالمصطفی، مطبعه آزاد، قاهره، 1226 ق ه 45ـ سیاح، احمد، فرهنگ سیاح، انتشارات اسلامی ، تهران ، 1365 46ـ سیوطی جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، مکتب الثقافیه،بیروت، 1414ق ه ، 1994 م 47ـ سید شریف علی ابن محمد گرگانی ، شرح مواقف، انتشارات شریف رضی،قم،137. 48ـ شایگان فر،حمیدرضا ، نقد ادبی ، انتشارات داستان ، تهران، 138. 49ـ شهرستانی، ابی الفتح محمد بن عبدالکریم ، الملل والنحل، مصحح محمدفهمی ، مکتبة الحسین قاهره، 1368 ق ه 5.ـ شنوقه، سعید، التأویل فی تفسیر بین المعتزله و السنه، مکتبه الازهر، قاهره، 2..5 م 51 - شکور،محمدجواد،فرهنگ فرق اسلامی ، بنیاد پژوهشهای اسلامی مشهد،137. 52 ـ صفی پور، عبدالرحیم بن عبدالکریم،منتهی الارب فی لغة العرب، فرهنگ عربی وفارسی نشرسنای، تهران، 1227 ق 53 ـ صابیا جمیل، فرهنگ فلسفی ، ترجمه منوچهرصانعی،انتشارات حکمت ،تهران، 1366 54ـ طباطبایی،محمد حسین، نهایه الحکمه،نشراسلامی، قم، 1342ه 55 ـ طباطبایی،محمدحسین، فلسفه وروش رئالیسم،پاورقی مرتضی مطهری،نشرصدراء ،قم، 1359 56ـ طباطبایی،محمدحسین، ترجمه تفسیرالمیزان، ترجمه سیدمحمدباقرموسوی جامعه مدرسین، قم،75 13 57 ـ طبرسی، ابی منصور احمد بن علی بن ابی طالب، الاحتجاج، نشرمرتضی مشهد، 14.3 ق ه 57ـ 58 - عبده، محمد، رسالة التوحید( متوفای 1332 ق ه) ، دانشگاه الازهر، قاهره، 1385 59ـ عبدالحلیم محمود، منبع مناهیج المفسرین ،دارلکتب المصری، قاهره، 2... م 6.ـ عک عبدالرحمن،اصول التفسیر وقواعده ،نشرنفایس،دمشق، 14..6 61ـ عقیقی بخشایشی،طباقات مفسران شیعه،دفترنشرنوید،قم، 1372 62ـ غزالی ابی حامد بن محمد،احیاء العلوم الدین، دارالهدی، بیروت، 1412ق 63ـ فیروز آبادی، مجدالدین،القاموس المحیط،شرکت فن چاپ ،مصر،1373ق، 1954 64ـ فشارکی لسانی، محمدعلی، شرح فشرده بر مقدمه تفسیرالمیزان، نشرنهضت زنان مسلمان، قم،1363 65ـ فراهیدی ابی عبدالرحمن الخلیل بن احمد، کتاب العین، تحقیق دکترمهدی مخزومی ودیگران، انتشارات درالهجره،قم،14.. م 66ـ فراهیدی ابی عبدالرحمن الخلیل بن احمد، ترتیب العین، محمد حسین بکابی،نشراسلامی،قم،1414ق 67ـ قاضی عبدالجبار،( متوفای 415ق ) ، المغنی، قاهره ، 1414 68ـ قاضی عبدالجبار،( متوفای 415ق ه )، شرح الاصول الخمسه، مکتب وهبه، قاهره، 1996م 69ـ قطب سید محمد، فی ظلال القرآن، دارالشرق، بیروت، 14.8 ق ه 7. ـ لنگرودی، جعفر،مبسوط ترمنولوژی حقوق، گنج دانش، تهران، 1378 71ـ مجلسی علّامه محمدباقر،بحارالانوار ج 18و11 ، مؤسسه الوفاء،بیروت،14.3ق و 1983 م 72ـ فخررازی، محمدبن عمر،تفسیرکبیر(مفاتیح الغیب) قاهره، صحافی عثمان، 13.7 ق ه 73ـ مظفر، محمدرضا، عقاید الامامیه،بیروت دارالغدیر، بی تا 74ـ مظفر، محمدرضا،فلسفه و کلام اسلامی ، ترجمه محمدرضایی و همکاران،بوستان،قم،1382 75ـ مظفر،محمدرضا،اصول فقه دوجلد، بوستان، قم، 138. 76ـ مطهری مرتضی، نقد بر مارکسیسم ، صدرا،تهران ،1362 77ـ مودودی، ابوالاعلی، خلافت وملوکیت،ترجمه خلیل احمد، نشربیان ، پاوه، 14.5 ق ه 78ـ معین ، محمد،فرهنگ معین، انتشارات امیرکبیر،تهران، 136. 79ـ مصاحب،غلام حسین، دایره المعارف فارسی، انتشارات سهامی کتابهای جیبی، تهران، 1356 80. ـ محمد فرید وجدی ، دایره المعارف قرن، بی جا ، 1356ه 81ـ نفیسی، شادی، عقل گرای درتفسیرقرن چهاردهم، بوستان، قم ، 1379 82ـ نفیسی ، شادی علامه طباطبایی وحدیث، انتشارات علمی وفرهنگی، تهران، 1384ه 83-مجله مشکوه،شماره،95،تابستان،1386، نگاهی به رویکرد عقلی و اجتماعی در تفسیر قرآن. 84 – مجله پژوهشهای قرآنی، شماره، 10-9 ، بهار و تابستان،1376، ویژه تفسیر المیزان |