دستگیر نایل

در یاد بود ازهفتمین سال شهادت احمد شاه مسعود چه شنیدیم؟

به تاریخ هشتم سبتامبر ،به مناسبت هفتمین سال شهادت قهرمان احمد شاه مسعود در تالار لویه جرگه ء کابل محفل با شکوهی برگزار شده بود که رییس جمهور کرزی وبرخی مقامات بلند پایه دولت ورهبران مجاهدین در ان شرکت داشتند.از چندی وچونی محفل بگذریم،که گزارش های متعددی داده شده است ،سخنان جالبی از زبان رییس جمهور کرزی و رهبران مجاهدین گفته شد که قابل دقت وتامل است.رییس جمهور کرزی،برای جلب حما یت مجاهدین ومخالفان سیاسی خود در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری جراء ت کرد قوای ناتو و خارجی هارا مسوول نا بسا مانیها و تلفات افراد ملکی در کشورش وانمود سازد واز رهبران جهادی بخواهد که وحدت خودرا برای تامین صلح، دفاع از نظام وباز سازی کشور حفظ نمایند واز شهید مسعود هم ذکر خیری بعمل اورد.برهان الدین ربانی، حاجی محمد محقق، اسماعیل خان وعبدالرب سیاف ، دولت را متهم کردند  که در اردوی ملی،وحکومت، سهم مجاهدین اندک است وانها، به حاشیه رانده شده اند.محقق گفت که اگر اردوی ملی از لشکر مجاهدین ساخته میشد،امروز طالبان، تا دروازه های کابل نمی رسیدند وهمانگونه که افغانستان را ترک گفته بودند،تا اخرین خط ،به فرار خود ادامه میدادند.اما نگفت که این اردو، از کدام گروه مجاهدین باید ساخته میشد.؟ از حزب وحدت، جمعیت اسلامی، حزب اسلامی ، جنبش ملی ویا ....؟  اردوی مجاهدین در زمان اقتدار انها در دههء نود نشان دادند که هر چیز هستند به جز از اردوی ملی! من لزومی برای توضیح ان نمیبینم چون چیزی که عیان است،حاجت به بیان نیست.از طرف دیگر اینها گاهی فکر کرده اند که اردوی اید یولوژی شده آیا میتواند اردوی ملی باشد؟ واز حاکمیت ملی وملت دفاع نماید؟ زیرا دو آزمون بزرگ وتلخ اردوی ایدیولوژِی زده ( اردوی حزب دموکراتیک خلق و مجاهدین) نشا ندادند که اردو نبودند.زیرا زمانیکه آن نظام ها و سیستم ها سقوط کردند،آنها نیز ازهم پا شیدند.اردوی ملی باید از مردم ساخته شود.مردمی که هیچ تعلق خاطری به کدام گروه، سازمان ، حزب وقومی نداشته باشد و هدفش دفاع از وطن، وارمان های ملی باشد.

سخنان جالب دیگر از جناب سیاف بود که ایشان فرمودند:« ... ساده وعامیانه میگویم.این میدان را تا مجاهدین نه زنند،پدر کس زده نمیتواند.!!» آقای سیاف نگفت که این مجاهدین کدام ها اند که میدان را می زنند؟ در گذشته وزمان اقتدار مجاهدین که دشمن یکدیگر بودند، نتوانستند یک نظام مردمی وصلح امیز را به وجود اورند.وتا زور شان رسید،به حذف و نابودی یکدیگر وتباهی مردم و ویرانی کشور تیر و تفنگ کشیدند.در جنگ های ده دوازده ساله، این تنها طالبان بودند که یکه تاز میدان بودند وبا لشکری متشکل از اردوی پاکستان،جنگجویان عرب والقاعده، امنیت آهنین را بوجود اورده بودند .امنیتی که نفس هارا در سینه ها بند کرده بود وحرف مخالف،از هیچ دهانی بیرون شده نمی وانست.ودر واقع،کشور به یک سرزمین ارواح مبدل شده بود.آیا هدف آقای سیاف از مجاهدانی که میدان را می زنند، همان طالبان کرام نیست؟ البته که آری وهدف جناب سیاف همان نظام طالبان وباز گشت آنها به قدرت است اما، مردم آنرا شوخی می انگارند وگمان میکنند که از مجاهدین، مقصد او همان هایی اند که دیروز با همدیگر برسر کسب قدرت،می جنگیدند. سخنان اقای سیاف، صاف و پوست کنده روشن است که میدان را طالبان والقاعده وپاکستانی ها زده ، میتوانند ،نه مجاهدان.با همین دلیل،در ارزوی همان روء یا ها زنده است وامید هم دارد.

این حکومتی ها ورهبران جهادی که از قهرمانیها واندیشه های پاک مسعود سخن میگویند،آیا گاهی از خط فکری وارمان های او هم پیروی کرده اند؟ وراه او را پیگیری نموده اند؟ آیا آن زنده گی فردی ودرویشانه ای را که مسعود داشت،اینها هم  که اکنون رو به محراب ودل،به بازار دارند،وبنده ءزر وزور شده اند، دارند؟ چرا از نام او و جهاد واسلام که آرمان آن شهید ودیگر شهیدان وسر سپرده گان وطن بود،دکان داری میکنند؟ به لحاظ خدا! بس کنید واز خون شهیدان و پاکبازان راه جهاد و مقاومت، اینقدر تجارت ومعامله نکنید.که حساب خدا را در پیش رو دارید.