|
محمد ظاهر(ظفری)
مصیبتی برفرازسایرمصایب اجتماعی: مسلم است که افغانستان درطول تاریخ شاهد مشکلات عدیدۀ سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی وفرهنگی بوده وپیوسته با آن دست وپنجه نرم نموده است وهمین عوامل با عث شده تا امروز با تأسف افتخاریکی ازجملۀ عقب مانده ترین کشورهای دنیا را داشته باشد،بدون اینکه سردمداران آن توجهی به آن داشته باشند. اما این امرمخصوصا درسه دهۀ اخیربه صعودی ترین مرحلۀ خود رسیده است. به نظربنده مرهم گذاشتن بالای زخم ها ومصایب سایرعرصه ها امکان پذیرتراست نسبت به اینکه درعرصۀ فرهنگی صدماتی وارد گردد. اگریک تعمیردراثرجنگ ها تخریب میگردد، دوباره می شود که آنرا آباد ساخت اما وقتی ستون های اساسی فرهنگ ومدنیت یک کشورمتزلزل میگردد ویا متأثرازپدیده های منفی ووارداتی می شود، مرمت کاری آن به سالها نه که به قرن ها نیازدارد. چنانچه دیده می شود پدیده های متعدد وارداتی یی که ترویج وتکثیرآن ، بدن زخمی فرهنگ مارا هرچه بیشترزخمی ترمی سازد،درکشور درحال رشد وتوسعه است که ازآن جمله مطلب زیرین را می توان مثال زد. باختم ماه مبارک رمضان، عید سعید فطرفرا میرسد ومردم با سروروشادمانی نظربه توان وقدرت خود عید را جشن می گیرند. این فرهنگ مقدس وپسندیده، تمامی مسلمانان را به اخوت،صمیمیت ووحدت وهمدلی دعوت نموده وقلب هارا عاری ازهرنوع خباثت می سازد. اما بهترین تحفۀ آن برای طفلکان مسلمان است که حد اعظمی لذت را ازین روزمتبرک بدست می آورند. اطفال حتی ازنیمۀ دوم ماه مبارک رمضان درفکرآمادگی به این روزمی شوند واولیای خویش را وادارمی سازند تا با تهیۀ لباس جدید وسایرتحفه ها وعیدانه ها ، عید ایشان هرچه بیشتروبهتررنگ خوبتری بخود بگیرد. درپهلوی تمام این سنت های پسندیده آنچه که درعید امسال قابل تشویش ونگرانی بود، ترویج بیشترفرهنگ جنگ وخشونت وآنهم صرفا به دلیل منافع چندفرد وسودجویی هایی که به اشکال مختلف بعضی ها ازان بهره می گیرند. درسالهای گذشته نیزازاقلام وارداتی پاکستان که غرض سرگرمی اطفال ساخته می شود استفاده می شد که برعلاوۀ تفنگچه های خورد پلاستیکی ازپتاقی نیزدردرروزهای عید استفاده صورت می گرفت ، اما این رسم امسال کاملا رنگ دیگری به خود گرفته وعملا اطفال را به آموزش جنگ وجبهه گیری، تشویق وسوق می نمود. تفنگ های به نام بازیچۀ که امسال توسط تجار بااحساس!!! وشکم پرورمان واردشده بود عیناً به حجم وضخامت تفنگ های اصلی بوده ونه تنها دردکان ها بلکه درروی راهروها وسرک ها فرش گردیده واطفال بادیدن آن حتماً پول عیدانۀ خویش را ازان خریداری می نمودند. اگرظاهراین موضوع را سطحی فکرنمائیم ، خیلی عادی به نظرمی آید اما واقعیت اینست که ترویج وانکشاف این نوع پدیده ها اثرات ناگواری را بالای اطفال ما دردرازمدت داشته وآنها را هرچه بیشتربا فرهنگ خشونت وآدمکشی نزدیک می سازد. بنده یکی ازبرخوردهارا درمکرویان اول شاهد بودم که به مدت بیشترازنیم ساعت دوام نموده ومن با کنجکاوی تمام این حا لت را تماشا نمودم. این تقلید وعملیات نظامی به شکلی بود که دوجبهه درمقابل هم قرارداشتند که یکی ازقلعۀ زمان خان ودیگری ازمکرویان به گفتۀ خودشان دفاع می کردند. هرگروپ درحدود 50 تن اطفال را ازسنین 10 الی 18 تشکیل میداد. گروه قلعۀ زمان خان مهاجمین بودند که بالای مکرویان حمله نموده بودند. ازینکه این تفنگ های مودل جدید ضربه ای بوده ومرمی هم دارد ، حملات با فیرهای متواترآغازمی شد وشدت آن نظربه گذشت دقایق تفاوت میکرد یعنی گاهی قلعۀ زمان خان غالب شده ومکرویان را به فرارمجبورمی ساخت وگاهی برعکس آن. چون جریان برای من نهایت جالب وسوژه سازبود تا آخرتعقیب نمودم تا آنکه سرانجام سه جوان درحدود 18 ساله ازداخل نانوایی که درعین حال خود شان شاگردان نانوایی مابین مکرویان بودند ، با تفنگ های دست داشتۀ خویش خارج شده وبه طرفداری ازتیم مکرویان به حمله آغازنمودند که درعین حال با سروصدای زیاد کلمات فدایی ، چریک وغیره را نیزاستعمال می نمودند. این تغیرات درنیرو باعث شد که گروه قلعۀ زمان خان ازساحه خارج شده وکاملا مکرویان را ترک بگویند. خوانندۀ عزیز! اگرما با تعمق این حالت را به تحلیل بگیریم دیده می شود که نهایت این فاجعه به کجا منتهی میگردد! آیا این خود بالذات تشویق وترویج فرهنگ جنگ وخشونت به شکل زیربنایی درجامعۀ ما نیست؟ آیا غیرازین آلۀ ساعت تیری برای اطفال بازیچۀ دیگری وجود ندارد؟ آیا به اصطلاح عامیانه ناف وطن ما برای وحشت ودهشت افگنی بریده شده؟ بدون شک آنانیکه به تولید وصدورچنین نوع بازیچه ها اشتغال دارند ، برعلاوۀ که بهرۀ مالی واقتصادی می برند ، آگاهانه وپلان شده می خواهند تا حتی طفل ما ازحالت که بزرگ سالان شان طی سالیان متمادی برادرکشی به آن درگیربوده اند ازترس اینکه مبادا صلح برین کشورمستولی گردد خارج ساخته شوند. که ایشان (پاکستان وپاکستانی ها) حق هم دارند که به این ترفند ها وسیاست های انگلیس مآبانۀ شان ادامه بدهند. اما سوال اصلی متوجه دولتمداران وتجارخودماست که چگونه دربدل منافع شخصی ونامشروع شان نمی خواهند جلوهمچوواردات گرفته شود. آیا مردم ما بیشتربه یک لقمه نان ضرورت دارند ویا زنگوله وبازیچه ؟ که برای همه واضح است. چه خوب است که تاجربا احساس ما ، تاجربی احساس وخودپرست مان را متوجه این خیانت نماید. چه خوب است که اجاره داران گمرکات وسایرمراجع وارداتی مان درپهلوی سایرعواید شان ، ازین عاید به خیرملت گذشت نمایند وجلوورود اجناسی ازین قبیل را بگیرند. هرچند میدانم که فساد به حدی فراگیراست که بالای وجدان ها ی به خواب رفته غالب شده ونمی گذارد وجدان های بیداروآگاه کوچکترین موثریتی را درین راستا داشته باشند ، باآنهم امیدوارم که انسان های پاکنهاد ووطن پرست دست به هم داده ومانع تعمیم همچو پدیده ها شوند. زیرا درارزیابی یی که درعین روزازنظریات برخی همشهریان داشتم، هیچکس شیوع وترویج این تفنگ بازی را تأ ئید نمی کرد. بناءً فقط یک تعداد محدودی ازآزمندان هستند که اجازۀ گسترش را به خاطرمنافع شان میدهند. ازینکه عید سعید اضحی درپیشروست ، امیدوارم مسئولین محترم درین نقطه عطف توجه نموده با احساس مسئولیت ودین وطنی شان وبا طرح پلان های جدی یی جلوگیری ومبارزه با این نوع واردات درحفظ وگسترش اصالت فرهنگی خودشان ممد وموثرواقع شوند. محمد ظاهر(ظفری) شهرکا بل میـزان 1387
|