|
ابراهيم حسن زاده يكاولنگي :خزان 6 جدی 1387 بسم الله الرحمان الرحيم
نامه سر گشاده به كرزاي الحمد لله وصل علي محمد(ص) و آله و اصحابه اجمعين . جناب آقاي حامد كرزاي ،رئيس جمهور منتخب مردم افغانستان سلام عليكم ! آقاي رئيس جمهور : فرصتهاي زيادي سوخت و توانايي هاي بي شماري از دست رفت ؛ اين درحالي است كه مشكلات مردم با هزينه هاي كمي حل مي شد ، و رنج و غصه هاي تاريخي مردم افغانستان پايان مي يافت ! چند صدسال است كه بر اثر ظلم وستم اجدادان سياسي تان ، مادران اين ملت در فراق جوانان شان خون گريه كرده اند، چشم هاي شان هرگز آرا م نخفتند ، فشار فقر و ترس و ارعاب روح مردم را مانند سوهان آب كردند، مردم در گرداب حادثه بدون آينده براي زندگي نفس مي كشيدند، تيغ ستم و نيشتر تبعيض عزت و شوكت مردم را ذبح كرده بودند . وحتي بين مردم و تاريخ پور افتخارشان فاصله انداخته بود. اين مردم به جز از سياه روزي خاطره ي خوش تاريخي هم نداشتند. تن و روان مجروح مردم نشان تير حادثه ها گرديد. بر سرمردم بد بختي و سياه روزي از زمين و آسمان مي باريد .در عالم هستي به جز فرشته هاي خداوند كسي قادر به تصور غصه ها و رنجهاي مردم افغانستان نيستند. دوران بقا چو بـاد صحرا بـگذشت تلخي و خوشي و زشت و زيبا بگذشت پنداشتند ستمگر كه جفا بر ما كرد در گـردن او بـمانـد و بـر مـا بگـذشـت آقاي رئيس جمهور !آيا مي دانيد :؟ درطول سي سال، هر روز در دقيقه ي يك نفر مهاجر شده ، در پنج دقيقه يك نفر كشته شده اند . درهر پنج ساعت يك نفر در راه مهاجرت يا در بيابانها و يا در درياها و يا در زندان هاي قاچاقچيان و كشور هاي همسايه هلاك شدند. از دو خانوداه افغانستاني يك نفر براي هزينه زندگي، هميشه مسافر و در كشورهاي خارجي مشغول كار هستند و اين واقعيت نشان مي دهد كه زندگي در كام مردم افغانستان تلخ است. پر و بال مردم افغانستان به آتش رنج سوخته است و بار گران غصه ها زمين گير شان كرده است چون مرغ زنده در تاوه داغ كباب عذاب مي شوند. آقاي رئيس جمهور ! نه منصبي دارم كه براي بقايش لب تر نكنم و مهر سكوت در دهان زنم ونه از شما توقع منصبي دارم،تاسعي كنم كه به خاطر طمع خاطر تان آزرده نسازم. بدست آهك تفته كردن خمير به از دست به بر سينه پيش امير اي شكم خيره بنـاني بساز تـا نكني پشت بـه خـدمــت دو تــا ترسو و بزدل هم نيستم تا از ترش كر دنت تنم بلرزد : خلاف رأي سلطان رأي جستن بخون خويش باشد دست شستن اگر خود ،روز را شبست ايــن ببايد گفــت آنـك مـاه پرويــن نه اهل چاپولسي هستم كه به خاطر نزديكي با اهل قدرت ثنا گويي كنم؛ تا مثل آن آدم كه به دروغ تو را برادر زاده اش خواند و عدالت را زير پا گذاشت، با كمك بي دريغت، رهبريي ديني يكي از مذاهب اسلامي را در افغانستان به چنگ آورد. نه كودنم كه نقد كردنت مايه اي رسوايي ام گردد ؛ من شيفته رسول خدا هستم كه مانند همشهري ام ناصر خسرو با اقتدا به رسول خدا حق را مي گويم «كه آن حضرت فرموده است ‹ قل الحق و لو علي انفسكم›» حق را بگوييد ولو به ضرر خودتان باشد. تجربه تاريخي نشان داده است، هر قومي كه نخبگانش در بيان حقايق جسور و بي باك باشند دولت مردان در تأمين سعادت مردم موفقترند، نظام هستي بر اين است . هر جا كه دانايان قوم با تيغ نقد به جراحي شيوه كار دولت در افتادند و دولت مردان عاقل كه اهل صلاح و اصلاح و مسئوليت پذير هستند ، به رفع معايب مي پردازند و اگر دولت مردان جنون قدرت داشته باشند، به نخبه كشي قوم روي مي آورند. هر چند زمان ما چنين اجازه اي را به ارباب قدرت نمي دهد، بلكه زمينه سقوط چنين دولتي فراهم مي گردد. آقاي رئيس جمهور! مشكل ناكامي مردم افغانستان شالوده شخصيت شماست. در تاريخ سياسي جهان سراغ نداريم كه جهان به اجماع سياسي با دست حاتم طايي به كمك ملتي شتافه باشند، اگر امور امتي سر وسامان نگيرد به يقين مشكل از خود دولت خود كامه است كه نه به عقل جمعي جهان عمل مي كند و نه به عاقلان قوم ميدان مي دهند.مانند عنكبوت در تارهاي توهم خود زندانيند و از زندان توهم كسي امور ملتي را به عقلانيت مديريت نمي توا ند. جهل و توهم كارش ويران گري است نه آبادي! افغانستان كسي را به رهبري احتياج دارد كه همه سلايق را به نفع مردم مديرت كند . همه اعتقاد ها ، از راست و چپ و مؤمن و لائيك را به نفع مردم كار بگيرد؛ و بحران هاي اجتماعي را قادر به كنترل باشد . در عين حال اهل معنويت باشد چون آدم بي معنويت چنين ظرفيتي را ندارد. زين همرهان سست عناصر دلم گرفت شـير خـدا و رسـتم دستـانـم آرزوسـت جانم ملول گشت ز فرعـون و ظــلم او آن نور روي موسي عمرانم آرزوسـت زين خلق پرشكايت گريان شدم مـلـول آن هاي، هوي و نعره مستانم آرزوست گويـا ترم زبــلــبل امــا ز رشــك عــام مهرست بردهـانـم و افــغانـم آرزوسـت دي شيخ باچراغ همي گشت گرد شهر كــز ديـو و دد مـلولم و انسانم آرزوست گفتند يافت مي نشود جــسته ايــم مــا گفـت آنـك يـافـت مي نشود آنم آرزوست هرچند تسليم نـپذيــرم عقــــيق خــــرد كـــان عـقيــق نـــادر ارزانــم آرزوســت پنهان ز ديده و همه ديده ها از اوست آن آشـكــار صــفـت پـنـهـانــم آرزوســت. آقاي كرزاي: شما آدم ضعيفي هستيد و اهل تقليد آني مي باشيد تا اهل خرد و تجربه پذير و بي اعتقاديد تا يك مسلمان باورمند. شما اهل احساسات تقليد طوطي وار هستيد تا اهل تجزيه و تحليل! اي كاش به همه چيز چنين بوديد ولي در قوميت خودت يك مدافع پشتون والي هستيد به حكومت ايلي بيشتر مي انديشيد تا به آباد ي افغانستان. هرگز نه پذيرفتيد كه سيستم پشتون والي عامل سياه روزي و بدبختي افغانستان است. افغانستان زماني به خوش بختي مي رسد كه قومي پشتون اعتراف كنند اين سيستم موجب ويراني وطن شده كه ماهيت اين سيستم آتشي است كه همه چيز مردم را به كام خود فرو مي برد. نه مرد است آن به نزديك خرد مند كه با پيل دمان پيكار جويند بلي مرد آنكس است از روي تحقيق كه چون خشم آيدش باطل نگويد احمد شاه بابا، موئسس قدرت پشتون والي و پدر تعصب قومي در ا فغانستان است.او فرهنگ تعصب قومي را بوسيله ي قانون پشتون والي در كشور نهادينه كرد و مقرر نمود: پشتون به غير پشتون دختر ندهد. دختر از ميراث شرعي پدر ارث نبرد. زن شوهر مرده بايد با اقوام نزديك شوهر ازدواج نمايد و اگر شوهر وارث مرد نداشته باشد، در همان خانه نشسته و از ماترك شوهر خود مصرف نمايد تا بميرد. پدر و برادر زن شوهر مرده، حق مطالبه مهر را ندارد. زن را پس از نكاح طلاق ندهد. در هنگام مجلس شاهانه حضار مجلس به خاطر احترام سر فرود بياورند ، هر يكي دست بر سر بگذارند و به غير از دراويش و گوشه گيران در مهماني به نوكري دربار در نيامده اذن نشستن به او نمي دهد. مردم در شب هاي جمعه علماي معتبر را دعوت نمايند بعد از مباحثه و مذاكره با آيات قرآن كريم و حديث نبوي با ايشان در يك جا طعام خورند. مردم هر روز جمعه در نماز حاضر شوند و پادشاهي( قدرت سياسي) از آن مخصوص پشتون ها وساير مردم افغانستان نوكران پشتون است. (2) اين اصول رسمي پشتون والي ، بر خلاف قرآن و ديانت اسلام است و اصول غير رسمي همان اصول و مشي طالبان است كه سياست جابجاي جمعيت و پاكسازي قومي را رسماً به عنوان يك ابزار راه حل بحران قدرت معاصر اعلام نموده بود و رفتار عبد الرحمان خان و طالبان امروز بر خواسته از فرهنگ پشتون والي است. اين اصول نشان دهنده تعصب و جهل و غرور است كه همه اين اصول سياسي از بين برنده تمدن و توليد كننده جنگ و فقر است . و خشونت و ترس و ارعاب وآدم كشي و بي عدالتي عوامل نگاه دارنده اين نظام است . پــادشـــه پاسبان درويش است گرچه رامش بفر دولت اوست گوسپند از براي چوپان نيست بلكه چوپان براي خدمت اوست يــكي امـروز كــامران بــيني ديگري را دل از مجاهده ريش روز كـي چنـد بـاش تا بـخـورد خاك مـغز سر خـيال انديـش فرق شاهـي و بندگي بر خاست چون قـضاي نبـشته آمد پيـش گـر كسي خـاك مـرده بـاز كــند ننــمايد توانـگر و درويـش افغانستان كشوري كه داري اقوام مختلف و چند گانه است و همين امر نشان مي دهد كشور زماني ثبات سياسي مي يابد كه سيستم از پشتون والي به سيستم عقلاي در ا نديشه و عمل تبديل شود و عدالت به معناي واقعي در انديشه و عمل در جامعه معيار رفتار سياسي جمعيت هاي سياسي باشد، از اعمال عدالت مملكت آباد مي گردد. و خشونت تبديل به سنت گفت وگو گردد وتصميم گرنده عقل سليم نخبگان قوم باشد . تعصب و خشم از بازي سياسي خارج شده اند ،خواسته هاي سياسي تعديل شده ، زمينه بازي سياسي در جامعه فراهم مي كند و تصميم خشم و تعصب كه در بازار عقلانيت فاقد اعتبار و نا مشروعند ، از ميدان عمل خارج مي كند . آقاي رئيس جمهور : شما از اول كه به وسيله خارجي ها انتخاب شديد ، شما بوسيله ‹asi› از پاكستان به افغانستان منتقل شديد و غرب به همان دليل اشتباه تاريخي و امراض سياسي در جلسه بن توافق كردند، رهبريي قدرت سياسي از قوم پشتون باشد و شما امتحانت را برا ي دستگاه اطلاعات ‹asi› و ‹ sia› خوب پس داده بوديد! كه پاكستاني ها به رياست شما تن در دادند. پاكستان يكي از شرايطش در توافق بن، رهبري سياسي از قوم پشون بود . شما از اول به جريان روم و كساني كه سالها به مردم افغانستان جفا كرده بودند، بيش از حد حرمت گذاشتيد. برخي پست هاي كليدي را به آنان پيشكش كرديد و همين عناصر موجب كم كاري و ناكار آمدي كابينه ات بود و از طرف ديگر در آغاز ورودت به افغانستان تمام تلاشت را به نجات عناصر طالبان كار بردي. كساني خون ريزي و آدم كشي عادتشان بودند و هر گز قابل اصلاح و سازش هم نيودند. و براي شريك كردن طالبان با انواع حيله جمع كثيري از طالبان را وارد بدنه دولت نموديد و به بهانه كمسيون صلح جمع زيادي را سرگرم مذاكره نموديد و از طريق آن كمسيون از جيب ملت و كمك هاي كه براي آبادي افغانستان بود، به طالبان باج داده ايد و آنان ر ا در شهر ها راه داديد و توان مالي را در اختيارش گذاشتيد، آنان به راحتي در شهر ها ؛ خانه هاي تيمي تدارك ديدند و به آدم ربايي و انتحار و انفجار ، قدرت يافتندو ودامنه عمليات خود را در ساير نقاط كشور گسترش دادند، و سر انجام به يك گروه سازمان يافته تبديل شدند و اعتماد بادارانش را جلب كردند و امكانات مالي بيشتر را به دست آوردند و ميدان عمليات خود را گسترش دادند و در عمل نشان داد كه تمام مناطق پشتون نشين در كتنرل طالبان است اين اعتبار موجب شد كه حتي عربستان به عنوان ميانجي ظاهرشود و شما هم پارا فراتر گذاشتيد و به ملا عمر رهبر طالبان كه هزاران افراد بي گناه را كشتند و سياست زمين سوخته را به ساير اقوام اعمال كردند به خصوص استاد مزاري رهبر هزاره ها را و عبدالحق از سران پشتون مشرقي را به ناحق كشتند و بر خلاف تمام موازين بشري اين جنايت را مرتكب شدند، خون اين مردان خدا را ناديده گرفتند ، پناهندگي دادن، فقط با منطق پشتون والي سازگاري دارد و اگرنه از آدم عاقلي چنين سخنان صادر نمي شود . اين چنين تصميم در مقام يك رهبر انتخابي خلاف موازين عقلايي است و شما مشروعيت چنين تصميم را بايد از طريق يك فراخوان عمومي و رفراندم عمومي به دست مي آورديد ، آن وقت نظر ملت را مي ديديد كه افكار عمومي از شما به چه اندازه عصباني هستند. نتيجه همه پرسي، رسوائيت را نشان مي داد . ملا عمر گناهاني را كه مرتكب شده، به هيج عنوان قابل گذشت نيست و مرور زمان هم آن را باطل نمي تواند و حتي ملا عمر اگر به مرگ طبيعي بميرد، بازهم بايد محاكمه شود. اين امري كه تمام عقلاي عالم به آن اتفاق دارند. پس عمق جنايت ملاعمر را ناديده گرفتن فقط در منطق پشتون والي قابل تصور است، نه در منطق مسلمان و انساني كه آزاده است . ماري تو كه هركرا ببيني بزني يا بوم كه هركجا نشيني بكني زورت ارپيش مـي رود بـا مــا با خــداونــد غــيبــدان نــرود زور مندي مـكن بر اهــل زمين تــا دعــاي بـــر آسـمــان نــرود آقاي رئيس جمهور : شما در عرصه امكانات بازسازي همان ساختار برنامه هاي ظاهر خاني را جزئي برنامه باز سازي عيار ساختيد! بر فرض كه اين معيار درست باشد كه آن منطقه داراي امنيت باشد و منافعش به حسب بودجه ملي به تمام مردم سرايت كند. نه در كشوري كه هنوز امنيت پايدار نشده است و مناطق كه به دلايل سياسي مخرب و دچار بحران است؛ كه هرگز به نفع عموم نمي باشد؛وحتي به نفع خود شان هم نمي باشد. حلقات پشتون والي، نا امني را ترويج مي كنند و هر كار باز سازي دركنار بودجه باز سازي بودجه امنيت را هم بالا مي برد، و از طرف ديگر غير مستقيم به دشمنان صلح پول را تزريق مي كنيد كه دامنه عمليات ايذايي خود را گسترش بدهند و نان را به دهان مردم سنگ كنند. آقاي رئيس جمهور: اگر فرد عاقلي كه تعصب پشتون والي را در سر نمي داشت، برنامه بازسازي را در بدل صلح و امنيت و مشاركت آن مردم بر پايداري صلح و امنيت قرار مي داد تا از طريق مشوق طبيعي دامنه صلح و امنيت را توسعه مي داديد و هزينه هاي امنيتي را كاهش مي داديد ، و باز سازي را سرعت مي بخشيديد . دو نتيجه آني را به دست مي آورديد: 1- فقر كشور را اندكي كاهش مي داديد و تغذيه مردم خوب مي شد و از نعمت سلامتي برخوردار مي گرديدند و از زندگي تا حدودي لذت مي بردند. ولي اين مردم هميشه گرسنه و بيمار را گلوله دهان توپ طالبان كرديد و اكثر جوانان اردوي ملي و پوليس از خانواده هاي گرسنه هستند و حتي جانش را در مقابل يك لقمه نان معامله مي كنند؛ شما از خانواده هاي ثروتمند يك نفر هم پيدا نمي توانيد كه در پوليس و ارتش ملي خدمت كند، مگر در پست هاي كه منافع شان را از آنجا بركت مي دهند و از امنيت سرمايه خود پاسداري مي كنند. آيا منافع پشتون والي شما را واداشته است در يك دور باطل جوانان وطن را در خاك و خون مي كشيد و هرروز داغ هاي خانواده داغدار را تازه مي كنيد و از طرف دولت جوانان را در مصاف طالبان مي فرستيد و طالبان نيز از تعصب پشتوني جوانان ر ا در مقابل هموطن خودش يه قرباني مي آورند و اين كشتار بين الافغانستاني نتيجه همان سياست اقتصادي شما است كه باز سازي را در مقابل صلح و امنيت قرار نداديد . 2- آبروي باداران خودت را برديد و آنان را فريب داديد ؛ هم شكست را تجربه كنند و هم پول خرج كنند ولي نتيجه باز سازي به چشم مردم نيايد، شما به چشم باداران تان خاك پاشيديد ، وحلقات دپلماتيك را به دست گروهي پشتون وال قرار داديد و كساني كه صاحب حرف و نظر هستند از دايره دپلماتيك خارج كرديد و يا چنين عناصر را هر گز به خدمت سياسي ميدان نداديد، تا بادارانت را هوشيار مي كردند و از اشغال افغانستان آبروكمايي مي كردند ؛نه كه دهل رسواي شان دنيا را شرمنده كند و اين خيانت به ولي نعمت تان قابل بخشش نيست ! شما به اندازه انسان هاي كه اختيار انتخاب راه، را داشتند عقل و انصاف به كله ات مي داشتيد به تصميم آنان تن در مي داديد! آنان در عصر الاغ دو چيز را ملاك قرار مي دادند 1- كوتاه بودن مسير 2- امنيت راه . و همين ملاك جاده ابريشم را از مسير غرب از هرات غورات و هزاره جات و كابل و پيشاور و از طريق شمال و هزاره جات و كابل پشاور است و كاروان سرا ها و بار انداز ها تا هنوز موجود است، هردو ملاك را مسير هرات وغورات هزاره جات و كابل دارد،شما بايد جاده تجارتي از اين مسير مي ساختيد كه هم وقت كمتر مي برد و هم راه براي مسافران كوتاه بود و هم هزينه امنيت نداشت و سلامت مسافران براي هميشه تضمين مي شد. چون در اين مسير انسانهاي قرار دارند كه خصلت فرهنگي تمدني دارند و امنيت راه و حرمت مال و جان رهگذر را يكي از قوي ترين عامل تمدن سازي مي دانند حتي يك نفر هم در جهت امنيت تلف نمي شد ،حال در آبادي جاده كابل و قندهار و هرات هزينه امنيتي آن بيشتر از اصل هزينه بازسازي جاده كابل و قندهار و هرات است ؛ بايد بازسازي اين مسير مشروط به امنيت اين مسير ازسوي مردم اين مناطق مي گرديد؛ چون دزدي مال التجار ة و كشتن مسافران جز خصلت فرهنگي اين قوم در طول تاريخ بشر است و شما براي يكبار سفر نامه ها را بخوانيد كه مسافران از را هزنان قومت چه كشيده است. آقاي رئيس جمهور: دو چيز از عوامل پايدار ثبات سياسي است 1-رعايت حقوق بشر غير سياسي وغير غربي 2- ريشه كن نمودن ريشه قاچاق از كشور . چون نقض حقوق بشر از عامل بي عدالتي و مروج خشو نت برهنه است؛ باستم ملك آباد نشده است ؛ مقوم رعايت حقوق بشر عدالت است و قاچاق زمينه ساز مافيا و مافيا يكي از عوامل فاسد كننده دولت مي باشد. نكند جور پيشه سلطاني كــه نيايـد ز گـرك چـوپـاني پادشاهي كه طــرح ظـلـم افـكنـد پاي ديوار ملك خويش بكند چون مافيا تشكيل دولت در درون دولت است و اين تشكيلات بدون حمايت دولت امكان وجودي ندارد و يا دولت در عرض دولت است، كه تمام امنيت و ثبات سياسي درمعرض بي ثباتي است؛ و بازسازي اقتصادي و برنامه هاي توسعه كشور به عقب انداخته مي شود و آموزش عمومي آسيب پذير مي گردد . قدرت هاي خراب كارانه زير زميني هر روز مانند حلقات آدم ربايي هاي حاضر در افغانستان گسترش مي يابد و از طرف ديگر عناصر امنيتي ساير كشورها شريك تجارت در مواد مخدر مي شوند و كنترل شبكه مافيايي موادمخد غير ممكن مي شود و اقتصاد طبيعي كشور نابود مي گردد؛ با اقتصاد نا سالم زمينه وابستگي كشور فراهم مي شود، در نهايت تمام ملت بد بخت مي شوند و خشونت و آدم ربايي يگانه بازي سياسي مي شوند و قدرت هم به وسيله باند مافيا تعيين مي شود . ايمان ديانت وفرهنگ انسان دوستي جايش را به آدم كشي و تجارت كثيف مي دهد؛ وحشت هميشه همراه مردم است و زندگي در ترس دايمي تجربه مي شود ؛ از همين رو تمام ملل دنيا قاچاق و تجارت مواد مخدر را نامشروع و ممنوع اعلام كرده است. واما شما در عوض كه با كشت خشخاش‹ كوكنار› به عنوان يك عمل مجرمانه برخورد مي كرديد، و انگيزه هاي اقتصادي آن را از بين مي برديد ، با عناصر قاچاق به عنوان مجرم جنگي برخورد مي كرديد ، طالبان به عنوان كانون نا امني دوباره ظاهر نمي شدند، و شما به خاطر داريد كه با توصيه افكار پشتون والي شما در مقابل هر هكتار زمين كسي مبادرت به كشت خشخاش نكند، صد دالر آمريكايي تشويقي پرداختيد . در سايه اين بهانه پول كلان به جيب پشتون ها سرازير كرديد كه غيراز خداكسي حسابش را نمي داند و اين پول به تشويق زارعان مواد مخدر تمام شد ؛ هر سال آمار توليد افزايش يافتند؛ به نحوي كه سازمان هاي مافيايي دولتي و غير دولتي به وجود آمد و طالبان قادرشدند كه عمليات را در شاهراه هاي تجارتي افزايش دهند و اگر شما در ابتداي كار كمي با جديت با مواد مخدر مبارزه مي كرديد! ديگر نياز به يك وزارتخانه ي بنام وزرات مواد مخدر نبوديم و عناصر خرابكارانه قادر به عمليات سازمان يافته نمي شدند ؛ اين گونه تاجر ربايي و باج ستاني نمي كردند وامنيت سرمايه گذاري را در كشور به چالش نمي كشاندند ، تمام اين حوادث در زير سر فكر پشتون والي است كه غرض هميشه هدف را قرباني مي كندو احساسات عقل را در زنجير كشند با بي عقلي و بي ايماني از انسان هر جنايت سر مي زند مسكين خر اگر چه بي تميزست چون بـار همي برد ،عـزيز است گاوان و خران بار بردار به ز آدميان مردم آزار آقاي رئيس جمهور ! عدم ظرفيت انساني، شما را دچار تناقض كرده است؛ شما مثل برخي موجودات با رنگ طبيعت رنگ مي گيريد، به هرطيف فكري نزديك شديد جزء همان مردم شديد؛ به مردمان غرب زده كه هنوز بوي شرب شرابشان شامه را آزار مي داد، همراه شديد، مشكل شما جهاد و مجاهدان بود و واژه جنگ سالار به زبان رانديد و با آزادي هاي غربي كه در كشور ايجاد بحران مي كرد ، براي نجات افغانستان نسخه پچيديد. با ترويج فرهنگ لا ابالي گري زمينه شكار دختران معصوم را با دالر آمريكاي آمده نموديد كه غرب زده ها عقده هاي تحقير شده شان در غرب را سر مردم ما خالي كنند تا دالر هاي كه از طريق سوء استفاده و« فن»به جيب زده اند در ديوانگي خرجش كنند، و خانواده هاي را داغدار كنند با پول اعانه غربيها به خيانت اربابان خود بحران اجتماعي را در افغانستان شدت بخشند و مهار گسيختگي خانوادگي ر ا در كشور رواج دهند و ترويج مصرف گرايي و تجمل بي استحقاق شدت فقر را به ارمغان آورند و مردم شريف افغانستان به نا چار تن به تجارت فحشا دهند وآزادي وآزادگي وشجاعت و جوان مردي مردم و غيرت و ناموس پرستي مردم را به لودگي و بي ننگي تبديل كنيد براي كه اين مسير زود تر هموار شود ؛ به رسانه هاي مزدور ميدان داديد تا تمام فرهنگ ديني مردم را به تمسخر بگيرند و با تخريب ذهن مردم زمينه عمل هم آماده شود به لشكر شيطان فرصت داديد تا احساسات ديني مردم لكه دار شود، تا مردم به خاطر احساسات ديني و حفظ ارزش هاي ايماني به طالبان روي بياورند، اين سياست براي طالبان لشكر تربيت كرد؛ هميشه دشمني اين عناصر را برجسته نموديد با مجاهدان كه سالها رنج سنگر و فراق دوستان شهيد شان را حس مي كردند، به بهانه چند تن از سران مجاهدان كه پول كمايي كردند و خون شهدا و غصه هاي خانواده شهدا را فراموش كردند و حقوق آنان را پايمال كردند وخودت به سران شان باج داديد! و ساير مجاهدان از بهترين عناصر انساني افغانستان است از حقوق شان محروم ساختيد در حالي كه اهل تعقل وديانت هستند و به فرهنگ بومي خود پاي بند ند، با خرافات و عناصر تعصب و جهالت در نبرد ند و اگر عناصر جهادي مثل جهاد سهم مي داشتند امنيت افغانستان اين قدر هم نا پايدار نمي شد. اين همان چيزي است كه بادارانت هم درك كرده اند؛ حتي آمريكا و اتحاديه اروپا هم به اين نتيجه رسيده اند كه با يد به عناصر تأثير گذار جهادي در مديريت امنيت ميدان داد تا در افغانستان امنيت پايدار شود. آقاي كرزاي : مردم افغانستان در حيات تاريخي خود يك افتخار دارند و آن جهاد است، همين جهاد با اشغال گري شوروي سابق است. اصل جهاد را زير سئوال بردن به معناي دشمني با اسلام است وكساني كه چنين ايده دارند بايد بدانند در افغانستان تاريخ مصرف ندارند بي جهت درد سر مي كشند. آقاي رئيس جمهور ، مجموعه كساني در طول سالها به اطرافت مانند كرم ابريشم پيله كردندكه از عناصر انساني هستند كه در انجوه ها ( NGO ) با فن گرفتن راه دزدي غير شرافت مندانه را ياد گرفتند! كساني اين قدر بي وجدان هستند كه پول خيرا ت خارجي ها را مي دزدند بعد از طريق شركت هاي هرمي يا در كادر دولت با اختيار تام سوء استفاده بي شمار مي كنند، اين خود ترويج فساد اداري است كه آنان از مقربان اقتصادي شما است و وزير كابينه ات و مشاوران اقتصادي تان و غير ....... و پديد آوردن هر نوع اداره ضد فساد و پولشوي دروغ است و بازي به يك دور باطل است . چرا خودت را دردسر مي دهيد رشته ي كه بافته ايد باز مي كنيد و مي بافيد و كارت كار عنكبوت گشته است . نــه هـركـه قــوت بــازوي منصبــي دارد بسلطنت بخورد مال مردمان بگزاف توان به حلق فرو بردن استخــوان درشت ولي شكم بدرد چون بگيرد اندر ناف نــمــانــــد ســتمـــكار بـــــد روز گـــــار بـمانــد بــر او لــعــنــت پــايــدار آقاي رئيس جمهور ! هروقت با چند زني كه سرشان بوي قورمه سبزي مي دهند و مشكل افغانستان را شريعت مي دانند، شما هم باساز آنان به رقص مي آيي وچنان فيمنيستي ظاهر مي شويد و تمام حقوق زنان پايمال شده است و خشونت در خانواده ها بي داد مي كند و بدون توجه به واقعيت افغانستان به سفارش چند زني كه افكارش مسموم است براي نجات زنان نسخه مي پيچيد و دارو تجويز مي كنيد و كار هرطبيب اول شناخت درد و تجويز دواي مناسب با درد است ، درد افغانستان فقر وحهل است در كشور ما فقر چنان آزار دهنده است كه اكثر خانواده ها ميوه دلشان و ثمره عمرشان را كه دختران عزيز ترين فرزندان شان است؛ به عنوان كالا مي پندارند با طويانه او چاره شكاف فقر خود را مي انديشند و آبروي خود را حفظ مي كنند .برخي نارسايي هم وجود دارند كه ريشه در جهل خانواده ها دارند و جهل هم ريشه در فقر دارد پس وظيفه هركسي كه از حقوق زنان دفاع مي كند ريشه كني فقر است و استقلال اقتصادي زنان است وخشونت خانوادگي در سايه تحصيلات عالي با فرهنگ اسلامي قابل مهار است و جاي تشويش ندارد و كسي نگران نباشد، فرهنگ غني اسلام آن قدر پر محتوا است كه در سايه رشد فرهنگي از خانواده ها خشونت را ازبين ببرند و اگر با معنويت خشونت مهار نشود با داروي غربي بيمار دچار بيماري مزمن مي گردد كه علاج هم ندارد، چنانچه امروز در غرب 34 درصد جمعيت را مجردها تشكيل مي دهند ازاين جمعيت 24 در صد شان را زير 34 ساله ها تشكيل مي دهند و اين زندگي انفرادي مشكل ترين فشار اجتماعي در غرب است، كه كارشناسا ن و مهندسان اجتماعي از طرح و راه حل هاي كه فشار اجتماعي را كاهش دهد، عاجز مانده اند. پس آقاي رئيس جمهور كرزي! در حقيت يك مقلد طوطي وار خوبي هستيد تا يك رئيس جمهور براي يك كشور جنگ زده و يك دلال سياسي و اجتماعي هستيد تا يك مصلح و نجات دهنده مردم افغانستان! رأي هاي مردم را حرام كرديد، به امانت هاي مردم خيانت كرديد! آقاي رئيس جمهور : ايكاش دشمني ات با اهل ديانت و مردم افغانستان به همين جا ختم مي شد. در تشكيل عناصر كمسيون مستقل حقوق بشر مرتكب اشتباه شديد و براي يكبار با كاكاي دروغينت و شيخ الحديث ها مشورت مي كرديد! تا در چنيش عناصر انساني در كمسيون مبارك مستقل حقوق بشر دچار اين اشتباه فاحش نمي شديد و كمسيون كارش در حد گزارش دهي مانند يك خبر گزاري خلاصه نمي شد و مشكلات هاي اخلاقي و بحران هاي رواني در چند دهه جنگ در افغانستان رشد يافته است، درمان مي شد، عمق فاجعه براي جامعه آشكار مي شد، تا ماجرا جويان جنگي كمتر به سرباز گيري از خانواده هاي فقير موفق مي شدند، و جامعه دچار سوء تفاهم نمي شدند،بحران ديگر و مبارزه سكولار و اهل ديانت در اين كشور چاق نمي گرديد؛ نيرو ها در شرايط فعلي به جاي تعاون به حذف همديگر مبادرت نمي كردند ؛ عناصر انساني كمسيون مستقل حقوق بشر، بايد از چهارحوزه علوم بشري انتخاب مي شدند. اول علماي رباني كه فهم درست از ديانت دارند و شناخت شان از دين سليقه ي نيستند وآنطور كه دين است به مردم معرفي كنند نه دين عرفي كه با انواع سنت هاي غلط آشفته شده است كه مخالف ديانت است. مانند سنت پشتون والي وهمچنان ا فرادي اهل ديانت از حوزه حقوق و ازحوزه جامعه شناسي و فلسفه و تاريخ و اديبات بر مي گزيديد تا اين عناصر انساني با شناخت مشكلات رواني و اخلاقي باكمك نهاد هاي ديني منابر و مساجد و تكيه خانه ها با ار تباط مستقيم با همه اقشار جامعه بد رفتاري هاي اجتماعي را درمان مي كردند امور معنوي به جزء ازطريق معنويت در جامعه قابل تزريق و توسعه نيستند؛ بيش از هر چيز ايمان عناصر انساني به معنويت لازم است تا كار معنوي با اين حجم بالا در جا معه انجام داده مي شد. بــبــازوان تـــوانـــا و قـــوت سـردســت خطاست پنجة مسكين ناتوان بشكست نتـرسـد آنـكه بــر افــتادگـان نبـخــشايــد كه گر زپاي در آيدكسش نگيرد دست هرآنكه تخم بدي كشت وچشم نيكي داشت دماغ بيهوده پخت و خيال باطل بست زگــوش پــنـبـه بـــرون آر و دادخـلـق ده و گر تومي نـدهــي،روز دادي هســت بــنــي آدم اعـــضــاي يـــكـــديــگـــرنـــد كـــه در آفــرنـيـش زيــك گــوهــرنـــد چـــو عـــضـــوي بـــدرد آورد روز گــــار دگر عضـــو هــــا را نمانــــد قــــــرار تــو كــز مــحنــت ديــگــران بـــي غــمـــي نــشــايـــد كــه نــامــت نــهـــند آدمــــي شما از انگبين عسل طلب كرديد و عناصر لائيك از جامعه را كه با معنويت سر ستيز دارند به عنوان رهبران كمسيون مستقل حقوق بشر گماشتيد وآنان موضوع محوله در حيطه مسئوليت خود را نشناختند و خود را سرگرم مبارزه با دين كردند؛ همه مشكل را از دين دانستند ، و كساني كه موضوع مأموريت خود را نشناسند به جاي كلاه به امير، سر يتيم مي آورند! چه انتظار است؟. و هيچ كدام از رهبران كمسيون حقوق بشر درحوزه امور فرهنگي تخصص ندارند؛ تا حقوق بشر را در وطن سامان دهند؛ اينان از كار مندان انجوها هستند كه هميشه با مأموران خارجي براي وند زدن صدقه و اعانه ملل دنيا دهان جوال گرفته اند و از دلال هاي كه خود عامل فساد و مروج فساد در افغانستان شدند.و آنان را در مقام رهبري كمسيون مبارك مستقل حقوق بشر گماشتند ظلم مضاعف بر مردم افغانستان است. ابر اگر آب زنـدگي بـارد هرگز از شاخ بيد بر نـخوري با فرو مايه روز گار مبر كز ني بوريا شكر نخوري كمسيون مستقل حقوق بشر كارش درمان بد رفتاري آسيب رسان و زيانده جامعه است و توسعه فرهنگ انصاف و خود داوري در جامعه و گسترش محبت و انسان دوستي و خدمت به هم نوعان و ريشه كني كينه و عداوت از جامعه است.كمسيون مستقل حقوق بشر فرهنگ ساز است، نه نهاد اجراي اي صـاحـب كرامـت شـكرانه سـلامت روزي تفقدي كن درويش بينوا را آسايش دوگيتي تفسير اين دوحرفست بادوستان مروت با دشمنان مدارا در كـوي نـيكنامـي مـا را گـذر نـدادنـد گر تو نمي پسندي تغير كن قضا را اين مسئوليت از عهده چنين عناصر انساني بر نيايد . چون با توده ها رابط عاطفي ندارند و بزرگان جامعه به آنان اطمينان نتوانند و با قشر از مؤمنان كه جامعه روحانيت هستند دشمني دارند و هر تحول كه جامعه را به جلو برانند؛ فقط از طريق مساجد است؛ چون مردم مسلمان هستند ؛اين بودجه عظيم كمسيون مستقل حقوق بشر حرام شد ؛ چون گزارش برخي خبر گزاري ها بهتر و جان دار تر از كميسون مستقل حقوق بشر بود؛ در عمل كمسيون مستقل حقوق بشر در راستاي فلسفه وجودي خود ناكام بود. ممكن است براي سياه نمايي كار هاي بر خلاف مسئوليت خود شان به خاطر رضايت باداران خارجي شان انجام داده باشند. چون رهبران كمسيون مستقل حقوق بشر اشاعه دهنده دشمني و ايجاد كننده شكاف هاي اجتماعي در جامعه هستند.نه مرهم گذار دردهاي مردم و اهانت كننده به باورهاي مردم است، نه احترام كنند گان به عقايد مردم.. درخت دوستي بنشان كه كام دل ببارآرد نـهال دشـمني بـركن كــه رنـج بي شـمار آرد چو مهمان خرابات به عزت باش با رندان كه درد سركشـي جانا گرت مستي خـمار آورد شب صحبت غنيمتدان كه كه بعد روز گارما بسي گردش كند گردون بسي ليل و نهار آورد آقاي رئيس جمهور: هنگامي كه با مجاهدان همدم شديد، چنان به تملق روي آورديد و ثنا گويي نموديد كه گويا شما يكي از مدافعان معنويت هستيد و استقلا ل افغانستان را مرهون پايداري آنان اعلام كرديد و خودت را يكي از مجاهدان شمرديد و از فضايل جهاد سخن ها گفتيد ؛ و به هر ريتم موسيقي رقصيديد ولي مشكل افغانستان را پيچيده تر از گذشته ساختيد! آقاي كرزي؛ اين مشكل زايده از دو نيت نامشروعت است. يكي به تقليد از پدر سياسي ات ظاهرشاه به تضعيف نيروي معنوي كشور از هيچ فرصتي دريغ نكرديد و بدون توجه به تغيير زمانه به همان سبك استبدادي آب را به جوي قشر سياسي لائيك و سكولار مطلق جاري كرديد و مديريت كشور را در تعارض سياسي و بحران تبديل كرديد وحتي قانون اساسي را چند بار نقض كرديد! شما به اين امر بيش از توان خود مايه گذاشتيد ولي نتيجه آن عكس شد يعني هر رئيس جمهور بعدي از شما بخواهد گام بردارد و ملت را از رنج تاريخي نجات دهد؛ به ناچار به عناصر معنوي توجه خواهد كرد و همان جيزي را كه انگليس و آمريكا به آن به تازگي رسيده اند واقعيت اين است؛ اگر بيماري سياسي نمي داشتيد و اين بيماري سياسي جلو عقل و وجدانت را نمي گرفت؛ همه سلايق و توانايي عناصر انساني وطن را از جهادي وخلقي و پرچمي ولائيك و سكولار و مؤمن و مذهبي وغير مذهبي بر اساس همان ظرفيت شان براي آبادي افغانستان به كار مي گرفتيد وتنوع نقطه نظر اختلافي را به خاطر رنج مردم وپايان بخشيدن به غصه هاي مردم به نقطه وحدت تبديل مي كرديد ولي شما بازيي تفرقه انداز و حكومت كن را به كار گرفتيد! كه به زودي دود آن چشمانت را كور خواهد كرد و نيرو ها را در سر تقسيم قدرت و ثروت غافل از مسئوليت تاريخي شان نموديد وسياست مداران را گرفتار روز مرگي شان نموديد ؛.همه را به بازي كثيف كسب قدرت سر گرم ساختيد واين حادثه هولناك ، فاجعه فقر ونا امني را در كشور فراموش كرديد ! اين سياست دوباره بحران مشروعيت در قدرت را زنده كرد و مشكلات مردم را افزايش داد. نيت دوم: شما از قاعده سياسي پشتون والي دست نكشيديد و همه چيز را حتي به قيمت قرباني شدن جوانان وطن براي پشتون ها خواستيد و هر روز مكتب به آتش كشيدند شما بهتر از گذشته اش ساختيد وكساني را كه به طالبان پناه دادند و از طريق خانه هاي شان جوانان اردوي ملي و پوليس را آماج گلوله ها قرار دادند به بهانه غير نظامي از آنان حمايت كرديد؛ شما حاميان محلي شان را در امن قرار داديد وكساني كه نتيجه راه گيري شان وانتحارشان كشتن غيرنظامي و ايجاد ترس و رعب در جامعه است ناديده گرفتيد به آنان بعد از دستگيري خلعت بخشيديد. آقاي كرزاي: اگرشما در ابتداي حكومت خود سران طالبان وآدم كشان را بر دار عبرت مي بستيد! ديگر چنين مشروعيت و جرئت خراب كارانه نمي يافتند. اين حس پشتون والي شما اسباب نجات طالبان شد وشيوه مديريت كشور را به همان سيستم ظاهر خاني بدون تقسيم قدرت و توزيع صلاحيت و مسئوليت پذيري برايت حفظ كرديد و نظام تبعيض در بودجه ولايات همچنان با منطق كهنه ات به نفع مناطق پشون نيشين آراسته نموديد ! يعني استبداد كهنه را در لباس جديد احيا كرديد! بيشتر از آن كه شرايط به شما اجازه نمي دهد. ولي واقعيت اين است ، جنگ بين پشتون والي است؛ يكي به سبك ظاهر خاني با رنگ آزادي ولعاب ديموكراسي مي خواهد و ديگري پشتون والي را به سبك عبدالرحماني مي خواهد؛ نتيجه اش انحصار قدرت به نفع پشتون است؛ يكي زنان را سر برهنه در بازار مي آورند وديگري زنان را در كنج خانه زنداني مي كنند.ولي قرباني اين بازي قدرت مردم افغانستان است و بس آقاي رئيس جمهور كرزاي : ازشما خواهش مي كنم باتيم كاري تان باداران خارجي تان را بيشتر ازاين فريب ندهيد به آنان مشوره هاي نادرست ندهيد وآبروي آنان را بيش از اين جلوي مردم دنيا نبريد و مانند روسها رسوا نسازيد و اين نا جوانمردي از شأن افغانها به دور است. سخن آخر آقاي رئيس جمهور: بحران سياسي افغانستان دو راه چاره دارد: 1- تمام عناصر انساني قوم پشتون كه از اهل وجدانند و اهل وجدان پشتون كم هم نيستند بايد اين رسك سياسي را بر جان بخرند كه نظام هاي سياسي گذشته را محكوم كنند و قاعده پشتون والي را به عنوان سيستم ضد تمدن و فرهنگ اعلام كنند با جان دل به سيستم عقلاي با مشاركت ساير اقوام تن دهند و نظام سياسي كشور را كار آمد كنند و تبعيض را از هر نوع آن از كشور ريشه كن نمايند با همدلي با اعتماد متقابل سياسي تمام اقوام افغانستان به عزت برسند؛ پشتون و هزاره و تاجيك و اوزبك وغير.. .......احسا س سربلندي نمايند و هر فرد افغانستاني از زندگي خود لذت ببرند و به افغانستان افتخار كنند و هركسي به سعادت دست يابند وتماميت ارضي افغانستان حفظ شود. با واقعيت تمدني افغانستان ساز كار ي داشته باشد . چنانچه امير علي شير نواي(رض) ترك بود ولي او وام دار زبان فارسي بود ولي در سايه زبان فارسي اولين فرهنگ تركي و فارسي را در جهان، او توليد كرد، به تمدن ويران شده دست؛ چنگيز خان و تيمور لنگ در اين خطه حيات دوباره بخشيد كه دنيا ي خراسان بزرگ هر چه مدارا از همين دوره دارد از اين دوره طلاي است؛ ما هرچه بنام افغانستان داريم، محصول مديريت عاقلانه امير علي شير نواي(رض) است چون پشتون داراي خصلت مثبت هم است كه اين خصلت هاي انساني به خاطر سيستم پشتون والي از ذهن پشتون ها در رفتار اجتماعي ظاهر نشد. تعصب و جهل برعقل هاي پشتون ها چيره شد ؛در تصميم پشون ها غرور و جهل و تعصب شريك شدند ، عقل و عقلانيت در زندان جهل با ريسمان تعصب بستند و نگهبانش را غرورگذاشتند، همه مردم را در جهل مركب باقي ماندند. دلم به قوم پشتون بيشتر خون است چون گرفتار جهل و فقر و غرور هستند كه همه روي يك سكه هستند، هر چند در زندگي خصوصيم دوستاني كه در روز گار بدي مردانه در كنارم استاده اند، از قوم پشتون است. دست دوستي با هر پشتوني كه براي مبارزه با فقر و جهل قيام كند دراز مي كنم و دستان آنان را مي فشارم. .شما به ميراث پشتون والي به ملي بودن زبان پشتو اسرار نكنيد واين گويش از زبان فارسي است وگويش هيچ وقت زبان ارتباطي و تمدني نيست ولي در عين حال به غناي آن كوشش كنيد و مانند امير شير علي نواي از ظرفيت زبان فارسي استفاده كنيد و زبان پشتو را بارور كنيد ولي زبان فارسي زبان تمدني است بيش از ده هزارسال سابقه تمدني دارد بيشتر معارف فرهنگي به اين زبان است و اسرار به زبان پشتو به عنوان زبان ملي نكنيد يعني فاصله انداختن مردم از مثنوي مولوي و از ديوان سنايي وغيرو....است و فاصله از تاريخ است؛ نسلي كه با گذشته خودرابطه نداشته باشند نسل خلاق نيستند، يعني ملتي را بي اعتبار مي كنيد اين آثار فرهنگي كه به زبان فارسي است متعلق به همه ملت افغانستان است ، اوزبك و بلوچ هزاره و تاجيك وپشتون وغير.... ميراث داران اين گنجينه فرهنگي هستند و هركسي بين اين گنجينه فرهنگي تاريخي و ملت افغانستان فاصله اندازند يعني ملت را بي پشتوانه نموده اند! بي اعتبار ملت نازل به منزله اسكناس بي پشتوانه است پس به اعتبار اين ملت بازي كردن خود از عوامل خشونت و پشتون والي است، زبان فارسي زبان ارتباطي اوزبك با پشتون و هزاره و تاجيك و غير......... زبان فارسي زبان ارتباطي پشتون با اوزبك و هزاره و تاجيك و غير...... است و اين امر طبيعي است نه به خاطر حمايت هاي سياسي است، اگر حمايت سياسي كار آمد بود، پشتو به عنوان زبان ارتباطي در مي آمد كه نيامد. بنا بر اين اولين نشانه عقلانيت ازسوي پشتون هاي عاقل خاتمه دادن به تعصب لساني است و اين امر نشانه رفتن به سيستم عقلاني كار آمد و پايان بخش رنجهاي مردم و طليعه خوش بختي مردم است و اگرنه با هر سيستم حكومت را ياد كنيد روح آن پشتون والي است كه موجب بحران سياسي و فقر و جهل و فرهنگ آدم كشي است ، آقاي رئيس جمهور دست برد شما به قانون اساسي با توافق بن كه زبان فارسي از سرود ملي را حذف كرديد و به اندازه زبان خارجي در اسناد دولتي برايش موقعيت نگذاشتيد در راستاي حكومت پشتون والي است و اين سيستم ديگر قادر به ايجاد امنيت و ثبات سياسي نيست ، تاريخ مصرفش گذشته است پس يا به عقل ميدان بدهيد و سيستم پشتون والي را مرده اعلام كنيد؛ چون مملكت با تعصب و جهل و غرور بر جهل و كشتار انسان آباد نمي شود هر حكومتي قادربه آباداني است كه جان انسان و اموال مردم خط قرمز كشاكش سياسي باشد، حكومت و رعيت به اين دو اصل به عوان سند ملي غير قابل تغيير احترام بگذارند. آقاي رئيس جمهور يا راه چاره دوم را بپذيريد: 2- ظلم پشتونها در تاريخ و قساوت تاريخي و كشتن انسان و مردم آزاري پشتون ها در حد انفجار رسيده است و افغانستان استخوان شكسته بيشتر ازاين تاب فشار نا آرامي و بي ثباتي سياسي را ندارد و حاصل اين فشار تجزيه افغانستان است و انتقام خون ها به ناحق ريخته شده انسانها مظلوم و بي گناه است كه جنگ در سر قدرت مابين پشتون ها از نو آغازشود .هيچ دليل عقلي حتي از نوع ترس هم وجود ندارد كه مردم قرباني حكومت پشتون والي شود، پس نخبگان قوم تاجيك و هزاره و اوزبك و تركمن و بلوچ و پشه اي وغير.. تجزيه افغانستان را به عنوان يك الترنتيف در كشاكش سياسي بايد جدي بگيرند كه از هر ابزاري كار آمد تر است و ساير اقوام مزه زندگي براي يكبار در تاريخ هم شده درك كنند جهان اي برادر نماند بكس دل انــدر جـهـان آفــريـن بنـد و بــس مكن تكيه برملك دنيا و پشت كه بسيار كس چون تو پرورد و كشت چو آهنگ رفتن كند جان پاك چـه برتخـت مـردن ،چـه بر روي خـاك فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (٤٥) و (به اين ترتيباثر دنباله (زندگي) جمعآوريكنندگان كه ستمشان كرده بودند، قطع شد. و ستايشها، مخصوص خداوند، پروردگار جهانيان است. (انعام/45) ابراهيم حسن زاده يكاولنگي خزان 16/ 9/1387 : abrahim707@gmail.com
|