|
علی اکبرفیاض
حکومت محمد نادرخان محمدنادر خان در تاریخ 23 میزان 1308 هـ.ش . وارد کابل شد و در حضور سران لشکر سمت جنوبی و وزیری و بزرگان کابل و اطراف آن و ارکان دولت امانی که دعوت شده بودند ، بیانیه ای ایراد کرد، در این بیانیه اظهار شده بود که بازگشت نادرخان به خاطر نجات کشور از دست دزدان است و حال که مقصد حاصل شد ادعای شاهی ندارد ولی قبایلی که همراه او آمده بودند. او را شاه خواندند و او هم پذیرفت . البته قبل از ورود نادر خان قبایل جنوبی، ساختمانهای دولتی را چپاول نموده، مال و منال آنها را غارت کرده بودند ، در حالی که چند ماه قبل لشکر سقاوی چنین کاری را نکرده بودند. در حالی که در آغاز سلطنت نادرخان اوضاع کشور مغشوش می نمود و تمام دارایی کشور به تاراج رفته بود، اما به تدریج کابل و ولایات تحت تسلط دولت مرکزی درآمد، در قندهار محمد هاشم خان توانست سلطه پیدا کند و در هرات والی امیرحبیب الله کلکانی( بچه سقا)تسلیم شد و بیعت نامه فرستاد، در مزارشریف نائب السطنه سقاوی سید حسین در بازگشت به کابل دستگیر شد و لشکریان او نیز متفرق شدند. تنها مردم هزاره جات به علت علاقه مندی خاصی که به امان الله شاه داشتند در بیعت نادرشاه تعلل ورزیدند. اما چون اثری از امان الله شاه در بین نبود بزرگانشان مانند غلام نبی خان دره صوف و فتح محمد خان بهسود به کابل آمدند و رتبه اعزازی ( عزیزی ) بدست آوردند. در موقع جلوس محمد نادرشاه اگر چه اوضاع کشور از نظر مادی و مالی نا امن و نابسامان بود؛ اما از نظر روحی، مردم به دولت جدید نگاه مساعد داشتند زیرا که بی امنی و خرابی اوضاع اقتصادی در یک سال گذشته اکثر مردم را خسته ساخته بود و در جستجوی شخصی بودند که به این وضع پایان داده و امنیت و نظم و نسق را برقرار سازد. بوجود آمدن دولت نادرخانی بعد از احراز تخت و تاج اولین کاری که محمد نادرشاه انجام داد تشکیل کابینه دولت بود و محمدهاشم خان به عنوان صدراعظم و شاه محمود خان به عنوان وزیر حربیه تعیین شدند و بقیه وزرا را به صورت اشتراکی از قبایل و دولت سابق امانی انتخاب نمود. البته دولت نادرشاه بیشتر جنبه ی خانوادگی به خود گرفته بود و تمام اعضای خانواده ی سردار یحیی خان جدّ نادرخان در سلطنت و حکومت شریک شدند. از سوی دیگر قانون اساسی سال 1302 هـ.ش. را با سایر قانونهای دوره ی امانی کنار گذاشت و اداره محاکم را دوباره به عالمان دینی سپرد، زنان را به حجاب مکلّف کرده و به ایجاد نیروی منظم اقدام نمود. در میزان ( مهر ) سال 1309 هـ.ش. لوی جرگه را مرکّب از افراد دست چین از سران قبایل، اقوام، ریش سفیدان و مناطق شهری دایر نمود. هیات گردآمده که «شورای ملی» نامیده شد در اکتبر 1931 م. قانون اساسی را به عنوان «اصول اساسی دولت علیه افغانستان» مرکب از 110 ماده به تصویب رسانیدند. این قانون به ظاهر نظام مشروطه را در کشور وانمود می کرد و امّا در واقع صلاحیت نهایی را در بین شاه، قشر روحانی و عالمان دینی تقسم می کرد. قیامها در عصر حکومت نادرخان در مناطق مختلف کشور شورش رخ داد که عامل عمده آنها سخت گیری و بیدادگری مامورین دولت بود و سیاست تبعیض و تفرقه که در بعضی موارد سرکشی روسای قبایل در برابر حکومت مرکزی را در پی داشت و همچنان قیام مردم کوهدامن را که در تابستان 1930م. رخ داد و به شدت سرکوب گردید به دنبال داشت. علت این قیام اخّاذی و ظلم بیش از حدّ مامورین دولت به خاطر حمایت این مردم از حبیب الله کلکانی بود، اموال آنها غارت و حتی به ناموس آنها تجاوز می شد. مناسبات محمد نادرشاه با خارج از نظر محتوا سیاست خارجی نادرشاه در قطب مخالف امان الله قرار می گرفت ولی ظاهراً همان روش را دنبال می کرد. سیاست خارجی سیاست خارجی از دو نگاه مورد برسی قرار می گیرد: الف : از نظر ظاهر ب : از نظر محتوا به صورت ظاهری، نزدیک به روش امان الله خان بود. از نظر محتوا، در قطب مخالف روش حکومت امان الله خان بود . نادرخان با تمام کشورهای جهان ارتباط برقرار کرد. اما برای انگلیس مقام خاص قایل شد بدون این که از استقلال کشور صرف نظر کند، در عمل دولت و خود را پایبند مشورت دولت انگلیس کرد. به این جهت بود که دولت بریتانیا در اوّل پادشاهی اش حکومت او را با تحویل دادن 10 هزار قبضه تفنگ تایید نمود و مبلغ یکصد و هشتاد هزار پوند انگلیسی به او کمک نمود. اسناد سیاسی آن دوره روشن نموده و این که در زمینه هایی بین دولت نادرشاه و انگلستان همکاری وجود داشته است. بررسی اسناد سیاسی آن دوره واضح ساخته که در زمینه استخبارات بین دولت نادرشاه و انگلستان همکاری وجود داشته و بر اساس آن استخبارات انگلیس حرکات امان الله و غلام نبی چرخی را تعقیب نموده به دولت افغانستان اطلاع می داد.( افغانستان در پنج قرن اخیر، فرهنگ ص 609 ج 2 ) در ارتباط با این مورد دو دسته مخالفت کردند. 1 ـ اقوام و قبایل 2 ـ روشنفکران و هواخواهان شاه سابق خوی و خصلت نادرخان محمد نادر شاه هر چند در ظاهر شخصی، متواضع، معتدل، خوددار و حاکم بر نفس می نمود، امّا در باطن طبعی سخت گیر، کینه توز و انتقام جو داشت. مخالفت با دیدگاه و منافع خود را جنایت و خیانت می شمرد و تا از مخالف انتقام نمی گرفت آرام نمی نشست. هنگامی که به پادشاهی رسید کار انتقام و تصفیه را از شخص درجه دو نظام امانی یعنی سردار محمد ولی خان آغاز نمود. از بین بردن مخالفان برای از بین بردن سران مخالف از محمدولی خان دروازی معان امان الله شاه شروع کرد، محمدولی خان با یک عرب بغدادی به نام محمود سامی پاشا، معلم مکتب حربیه سراجیه یکجا، محاکمه گردید. در مجلس محاکمه که در 16 آپریل 1930 م. دایر گردید و نادر شاه در آن شرکت کرد در آن محمود سامی به طور قطع و محمد ولی خان به ظن غالب به خیانت محکوم شدند. محمود سامی به اعدام محکوم شد و محمد ولی خان به 8 سال حبس و بعدها بدون مشخص شدن جرم واقعی محمد ولی خان نیز اعدام گردید. عبدالرحمن خان لودین از سر دسته تند روان مشروطه خواه در سال 1309 هـ.ش. در باغ ارگ شاهی تیر باران شد و عده ای از روشنفکران به دم توپ پرانده شدند، عده ای هم در زندان از بین برده شدند، غلام نبی خان چرخی که سابقه ی طولانی کار در حکومت و اجرای آن، علیه انگلیس مبارزه کرده بود به جرم خیانت اعدام گردید و برادر و خانواده اش زندانی شدند. سال ترور سال 1932 هـ.ش. سال ترورهای سیاسی بود، در ششم جون همین سال محمد عزیزخان برادر بزرگ نادرشاه و وزیر مختار او در برلین در داخل وزارت مختاری به ضرب گلوله ی یک محصل افغانی به نام سید کمال به قتل رسید. در محاکمه ای که در برلین برگزار شد ایشان انگیزه قتل را نفوذ بیش از حد انگلیس خواند. سید کمال در آلمان محاکمه و به اعدام محکوم شد و یک تحصیلکرده افغانی در آنجا به نام محمد عظیم که در مکتب نجات معلم بود وارد وزیر مختار بریتانیا در کابل شد و 3 نفر را به قتل رسانید. او سعی کرد که وزیر مختار را به قتل برساند و چون به او دسترسی نیافت سه تن از کارمندان سفارت را که یکی انگلیسی، دیگری هندی و سومی افغانی بود به ضرب گلوله از پا درآورد. قتل نادرشاه
در این هنگامه
که فضای آرام سیاسی کشور با زندان و اعدام و نفوذ بریتانیا متشنّج شده بود
به روز 17 عقرب 1312 هـ.ش 8 نوامبر 1933 م. شاه در محفلی که به غرض توزیع
شهادتنامه های متعلمین در باغ ارگ شاهی ترتیب داده شده بود به ضرب گلوله
یک متعلم لیسه نجات به نام عبدالخالق به قتل رسید. در همان روز مجلس اعیان
که در حقیقت یک مجلس خانوادگی بود محمدظاهر را که 19 سال داشت به عنوان شاه
جدید انتخاب و اعلام کرد. نادرشاه در مملکت دارای به تبلیغات اهمیت فراوان می داد. روزنامه نگاری دولتی در عصر او گسترش یافت؛ اما این گسترش عمدتا جنبه ی کمی داشت، سردار نادرخان هنگامی که هنوز در جنوب افغانستان در تلاش دستیابی به کابل بود، جریده ای را به نام "اصلاح" تاسیس کرد که شماره اول آن در 7 آگوست 1929 م. انتشار یافت. پس از به قدرت رسیدن نشریات دولتی را تقویت کرد و انجمن ادبی تاسیس نمود که ماهیانه مجله ی کابل را انتشار می داد. این انجمن از سال 1311 هـ . ش. به نشر سالنامه پرداخت که در آن وقایع سال درج شده بود. جراید درارتباط با دولت و وزارتخانه ها دوباره شروع به فعالیت کردند؛ که همه دولتی بوده اما از نشر مطبوعات آزاد جلوگیری به عمل آمد و جریده انیس هم بعد از دستگیری مدیر آن( غلام محی الدین) ، دولتی شد. در زمینه اقتصادی هم کاریهایی صورت گرفت که مهمترین آن آغاز کار ساختمان سرک ( جاده ) دره شکاری بین کابل و شمال کشور بود. صنایع مربوط به زراعت پنبه و لب لبو احداث گردید. تاسیس اوّلین بانک که ابتدا به نام «شرکت سهامی افغان» به ثبت رسید و سپس نام« بانک ملی» را به خود گرفت. زندگی نامه مختصر نادرشاه نادرشاه در سال 1883 م. در دیره دون هند بریتانوی متولد شد. تعلیمات ابتدایی و زبان اردو و انگلیسی را در همان جا فرا گرفت. محمدنادر شاه فرزند سردار محمدیوسف خان، نوه ی سردار یحیی خان ونبیره ی سلطان محمد خان ( معروف به طلایی ) از برادران وزیر فتح خان بود. در 23 سالگی به رتبه برگد نظامی در 31 سالگی به درجه ی سپه سالاری ارتقاء یافت. در دوره حکومت امان الله مقام نظامی اوّل کشور را داشت و در آخر به عنوان سفیر افغانستان به فرانسه رفت. بعد از بازگشت از فرانسه باکمک نیروهای نظامی قبایل وزیری، سرحد، جنوب و شرق افغانستان؛ شاه کشور شد و در 17 عقرب 1312 هـ. ش. به قتل رسید. |