|
آخرین خطا به ء مرحوم داود خان حفیظ الله خالد
در مورد شخصیت و افکار مرحوم محمد داود خان تا کنون نظریات گوناگونی از طرف نویسندگان و پژوهشگران کشور ارائه گردیده که هرکدام شخصیت مرحوم داود خان را از دیدگاه های خویش مورد ارزیابی قرار داده اند هدف نگارنده از نگاشتن این سطورتکرار آن نظریات نبوده ، بیدون شک تاریخ در مورد هر یک از زمامداران حال و گذشته کشور ما قضاوت عادلانه اش را خواهد کرد نوشته هذا گذارشی از چشم دید نگارنده از یک گردهمائی است که مرحوم داود خان در حوت سال ۱۳۵۶ آخرین بیانیه خویشرا در آن ایراد نمود بود. مرحوم داود خان درجریان پنج سال زمامداری خویش سفر های زیادی بخارج انجام داد، هدف مسافرت وی به کشور های مختلف جهان و منجمله کشورهای ثروتمند عربی چون کویت ، عربستان سعودی، و لیبیا جلب مساعدتهای آن دول درانکشاف اقتصادی کشور بود. بحران افغانستان از گذشته هاریشه دارد
حمید ستاری کوفی- اطریش
افغانستان پایگاه مشترک
و مجموعه یی است از اقوام مختلف با زبان و مذاهب گوناگون، که نبود وفقدان نظام کار
آمد سیاسی بگونه ی فرا قومی، نبود عدالت
بحرانها و مشکلات مزمنی که ریشه در تاریخ طولانی تحولات این منطقه درجهان دارد، دست کم بعد از فروپاشی نظام سوسیالیستی شوروی و عظمت خواهی آمریکا و متحدانش بیشتر شده اند. بحران سازی و دهشت افگنی و عقب نگهداشتن مردم مظلوم افغانستان، نقش اساسی داشته و تاهنوز دارند. حکومت فاسد کرزی و پارلمان سست بنیاد نو ایجاد، نتوانستند و نمیتوانند از مشکلات مردم بکاهند، برعکس برای ادامه جنگ وگسترش آن فعالیت های بیشتری را آغازکرده اند. از ناقد نا آگاه و جوان مجلس نمایندگان، خانم ملالی جویا که چشمان سیاه و ریش انبوه سیاف را نشانه رفته است، سیاف نیز صورت خویش را با رنگ تعصبات مذهبی - قومگرایی و دسیسه بافی چرب میکند، به گفتگوهای بیهوده و انتقادات عقد ورزانه در برابر هم روز مجلس وایام نمایندگی خویش را طی میکنند. در اندیشه ی آنها ( سیاف وملالی ) هیچگونه علامتی برای ابادی، کار هدفمند، پیشنهادهای سودمند وملی به مشاهده نمی رسد. بیشترین اعضای مجلس از اعضای فاسد دولت فاسد تر اند. مردمان صلح جوی برخی نقاط افغانستان فرهنگ آبادانی، رشد اقتصادی، بالابردن سطح دانش، و بهبود زندگی خویش را در پرتو دموکراسی، صلح و ارامش؛ نسبت به دوام جنگ وبحران ترجیح داده اند. اگر افغانستان را به خانه ملا نصرالدین مشابه بدانید، مرزهای کشوررا به دیوار های سه طرف خانه تطبیق کنید، میدانید که او دروازه خانه خودرا با قفل سنگینی فروبست. دوطرف خانه دیوار داشت و پشت ساختمان خانه دیوار نبود. توجه داشته باشید که یکسو را قفل نمود، دوطرف را دیوار کرد و پشت خانه را باز گذاشت! همین کار ملا باعث شد که دزدان آمدند، خانه را غارت کردند و دار وندار آنرا برداشتند وبردند. اما ملا هرگز راه ورود دزدان را ندانست و از دیوار نداشتن پشت خانه شدیداً غافل مانده بود. ما نیز اگر میخواهیم از زخم سرطان سیاسی با همسایه مفلوک خود پاکستان خلاص شویم، باید دیوار پشت خانه را بلند کنیم واز آن جهت خودرا مطمیین بسازیم. تاکی باید شعار های توخالی و حرفهای گنده بزنیم درحالیکه توانایی اداره کشور خویش را نیز ازدست داده ایم. اگر خط دیورند موجب جدایی طوایف مختلف پشتون در دوسوی آن میشود، چرا هرگز از همینگونه جدایی در شمال، شمال شرق و غرب کشور سخن بمیان نمی آید؟ اگر کشور ما تنها یکطرف دارد وتنها یک قوم از خط خایینانه ایکه جد مستبد خود آنان آنرا کشیده است؛ رنج میبرند، چرا نباید از خطوط استعماری و استبدادی دیگر که اقوام تاجیک؛ ترکتباران و خراسانیان را ازهم جدا کرده اند، حرف بمیان آوریم؟ لذا به باور من دلیل پیچیدگی بحران عمومی و آشفتگیهای سیاسی افغانستان از همین خط دیورند ناشی میگردد. مشکل ناشی از دیورند به انبار باروتی شباهت داردکه، در معرض انفجار قرار دارد و به جز برسمیت شناختن آن این انفجار همیشه باعث ترس و نگرانی ما خواهد بود. من باوردارم که هیچ پشتونی نیز بصورت آگاهانه از آفات آن باخبر نیست و یکنوع تلاش مبهم و بی ثمر برای رضایت خاطر آنان در دستور کار دولتهای فاسد وبی خاصیت گذشته بوده است. این مشکل نیز مانند همین امروز از سوی بیگانه ها بر پادشاه مستبد و قدرت طلب افغانستان ( عبدالرحمن ) قبولانده شده است. بحران کشور به حل کامل همه ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور واز جمله نهایی شدن سرنوشت خط دیورند احتیاج دارد. دولت های پیشین ما با اخذ وام از ممالک آباد، امکانات و پولهای هنگفتی را در امر قبایل و منطقه پشتونخواه مصرف کردند، اما این مصرف غیر عاقلانه و کاملا نا عادلانه، هیچ گرهی از مشکلات کار پشتونهای دوسوی سرحد را نگشوده است. دولتهای قومگرا بجای آنکه این پول را در برنامه های انکشاف اقتصادی و تقویت نهادینه شدن آموزش و وزراعت اختصاص دهند، آن را درراه بیهوده و نا جایز مصرف نموده اند. جان کندن برای یک دیوار وغافل بودن از سه دبیوار دیگر، سرنوشت هر خانه یی را به ویرانی می کشاند. همانگونه که تلاشهای غرب در عراق به صلح نانجامید، در افغانستان به باز سازی منتج نشد ودر هرجای دیگر زمین نیز بیهوده و مشکل ساز بوده است، معنایش اینست که مقتضیات زمان و ضرورت مردمان در این کشور ها درک نشده است. شاید درک آن ساده باشد اما چه کسی آماده است مشکلات یک سرزمین دیگررا در حالیکه در پی زیر دست وپاکردنش باشد، رعایت کند و بشناسد. این آقای کرزی و همراهان او هستند که از خوش سلوکی مردم دیده براه ابادی افغانستان سوء استفاده کرده اند و شانسهای آباد سازی وطن را بر باد نموده اند. کلاه آبی ها هنوز نتوانستند مردم مارا ارام بسازند. نبود شفافیت در اهداف و درک نادرست از بافت قومی کشور، دورنگی حاکمیت ها با اقوام دیگر باعث افزایش بی اعتمادی و مشکلات سیاسی فراوان شده است. همانگونه که انجام کودتای ثور و حکومتهای پوشالی دیگر درگذشته و امروز موجبات دوام فاجعه و جنگ خونین میان اقوام افغانستان شده است، تردیدی نیست که خط دیورند و ابهامات آن عامل اصلی بحران و بی ثباتی در افغانستان میباشد. بعد از تشکیل پاکستان و تقسیم طوایف پشتون در دوسوی خط دیورند، مشکلات ما آغاز یافت. دراین سالها جنکها تشدشد یافتند و دشمنی ها بیشتر شدند. تشکیل مافیای موادمخدر در سایه حکومت بد نام کنونی که در حمایت آنان نقش مهمی دارد، به جنگ افروزی و بحران سازی در منطقه ادامه میدهد و گروههای قاچاق و تشنج آفرین را وسیعاً در دایره کار خویش قرار داده است. بهانه مبارزه با مواد مخدر به تجارت مافیایی بدون مانع در منطقه و جهان مبدل شده است. این وضعیت نه تنها برای قاچاق مواد مخدر که برای اهداف مهمتر سیاسی در آسیای میانه نیز سازماندهی شده است. اربابان حامی کرزی و شرکتهای فاسد بین المللی نیامده اند که برای ما دولت بسازند؛ بلکه آمده اند تا داشته های زیر خاکی وروی زمینی سرزمین مارا بغارت ببرند و بنام دموکراسی مردم مارا از سرنوشت آنها محروم گردانند. با تشکیل مدارس افراط گران مذهبی، برای جوانان نا بیدار افغانستان در قلمرو پاکستان، که از تلاشهای آمریکا و مشارکت عربستان وامیر نشین های ریگزاران عرب در دو – سه دهه پیشتر است کشور ما از ثبات و امنیت محروم شده است. ایجاد پروژه طالبان در پیوست حکومت مجاهدین و بحرانی کردن آن برای آشفته نمودن کل شرایط نقش آشکار دارد. جریان ایجاد سازمان القاعده و طالبان در یک محور برای بحرانی کردن افغانستان برنامه خارجیان بود وهیچگونه تصادفی در کار نیست. این سازمانها باعث شدند که پایگاه های آمریکا به منطقه بیاید و بحران ریشه دار گردد. طالبان با اندیشه های قرون وسطایی ودوران هجر خود، هم دین را مسخره نمودند و هم تاریخ این سرزمین را. آنها دشمنان آبادی، فرهنگ، جامعه، سرسبزی و محیط سالم انسانی هستند. آنهارا نیز همین خارجیان حامی حکومت کرزی به افغانستان آورده بودند و هنوز در برنامه های پنهان خود از آنان حمایت میکنند. در شرایط کنونی مقتضای زمان آنست که اقوام افغانستان اعم از نورستانیها، تاجیکها، بلوچها، ازبیکها، ترکمنها، هزاره ها وپشتونها یگانه راهی راکه برای رسیدن به صلح میسر است، با قاطعیت و جدیت بیشتر در دستور کار دولت قرار دهند. این راه برسمیت شناختن خط دیورند و حل مشکلات مرزی کشور با همسایگان ماست. ایجاد پوسته های امنیتی پاکستان در امتداد مرز با افغانستان و بستن آن با سیم خار دار در فاصله بیش از هزار کلیومتر اصولا بدان معناست که ما چه بخواهیم وچه نخواهیم، مرز افغانستان همین خط دیورند است و ادعای غیر اصولی اقوام پشتون یک آرزوی بیهوده است. با بستن مرز توسط هر وسیله یی معنای اصلی آن رسمیت یافتن خط دیورند واعتبار آن در جامعه بین المللی است. در چند دهه ی اخیر هیچ اقدام وگام موثری برای حل جامع و دقیق بحران سیاسی افغانستان با همسایه ی شرقی مان برداشته نشده است. همین ضعف صلاحیت مردم و جسارت حکومتهای مارا در عبور از مرحله اختلافات قومی و تداوم آن کاهش داده است. امروزه آقای کرزی اشک روباه میریزد، ولی این اشکها از کشتن مردم شریف و غیر نظامی جنوبی که مظلومانه در گرو بازیهای فرزندان خودشان با بیگانه دارند کشته میشوند؛ نمیتواند جلو گیری نماید، بلکه برای رضایت آقای بوش و تبسم خانم رایس حاضر است جنوبی چه؛ که افغانستان را بباد تباهی بکشد و نیست و نابود کند! دورجدید انتخابات اینده برای تعین کرسی ریاست جمهوری، باوجود ناکامیهای مطلق این آقایون و بدنامیهای فراوانی که در دوران ذعامت ایشان بوجود آمد، موجب میشود که برای رضای خاطر اداره گران بازی سیاسی در افغانستان، همه مردم این سرزمین را قربانی اهداف خویش سازند و به آبروی دیگران بی حرمتی کنند. اگر این اوضاع که در چهار پنج سال گذشته ادامه یافت در یک دور پنجساله دیگر نیز ادامه بیابد؛ آه در بساط مردم با قی نمی ماند و جفا و جنایت از مرحله کنترول هم خارج خواهد شد. کشوریکه مرزهایش تعین نمیشوند، ذعامتش را خارجیان مشخص نموده و اداره میکنند، سرنوشت مردمش را دیگران رقم میزنند و روشنفکرانش هم در خدمت بیگانه ها باهم رقابت دارند. اوضاع موجود در افغانستان ایجاب میکند که کار شناسان آگاه افغانستان و پاکستان وبا نظارت سازمان ملل متحد و مشارکت همسایگان کنفرانسی روبراه کنند که در آن نویسندگان و پؤوهشگران مسایل تاریخ و مناسبات سیاسی راه های حل وپایان یافتن مشکل مرزی ما و پاکستان را علامت گذاری کنند. باید مجلس نمایندگان، حقوقدانان و فعالان سیاسی با جسارت و تدابیر درست در برابر این مشکل پیشنهادات مهمی ابراز نمایند و آنرا به نتیجه نهایی برسانند. به امید پایدار شدن ثبات سیاسی، تامین امنیت سراسری و حل نهایی و درست مسایل مرزی در چهار سمت وسوی کشور بصورت طرفین ووسطین و همچنان به آرزوی استقرار صلح ودوستی ، همزیستی و ابادانی جنوب و شمال، شرق وغرب کشور. میگویم: جفاکاران این مرز وبوم نیست باد !
|