مقالات تاریخی و پژوهشی  

 آخرین خطا به ء مرحوم داود خان

حفیظ الله خالد

در مورد شخصیت و افکار مرحوم  محمد  داود خان تا کنون نظریات گوناگونی از طرف نویسندگان و پژوهشگران  کشور ارائه گردیده  که هرکدام  شخصیت مرحوم داود خان را از دیدگاه های خویش مورد  ارزیابی قرار داده اند هدف نگارنده  از نگاشتن این سطورتکرار آن  نظریات نبوده ، بیدون شک تاریخ در مورد هر یک از  زمامداران  حال و گذشته کشور ما قضاوت عادلانه اش را خواهد کرد نوشته هذا گذارشی از چشم دید نگارنده از  یک گردهمائی است که مرحوم داود خان در حوت سال ۱۳۵۶ آخرین بیانیه خویشرا در آن ایراد نمود بود. مرحوم داود خان درجریان پنج سال زمامداری خویش سفر های زیادی بخارج انجام داد، هدف مسافرت وی به کشور های مختلف جهان و منجمله کشورهای ثروتمند عربی چون کویت ، عربستان سعودی، و لیبیا جلب مساعدتهای آن  دول  درانکشاف اقتصادی کشور بود.
 در آخرین سال حیات خویش مرحوم داود خان ازولایات کشور نیز بازدید بعمل آورو تا ضمن  وارسی امور ولایات برنامه های حکومت خویشرا در زمینه  انکشاف اقتصادی  بمردم توضیح نماید ، آخرین  باز دید وی در ماه حوت سال ۱۳۵۶ به جلال آباد واز آنجا بولایت لغمان  صورت گرفت  ، بیانیه مرحوم داود خان در اجتماع چندین هزار نفری شهر مهترلام آخرین خطا به ء بود که وی
در زمان حیات خویش دریک گردهمائی ایراد نمود بدینوسیله گذارشی آن گردهمائی وبخشهای از بیانیه شفاهی مر حوم داود خان  که در آن اجتماع ایراد نموده جهت اگاهی بیشتر هموطنان عزیز از نظریات رهبران دیروز وطن تقدیم میگردد. قابل یاد آوریست که در آنوقت محمد حسن گردیزی که  از دوستان نزدیک داود خان بود بحیث والی ولایت لغمان ایفای وظیفه مینمود وی که  شخص صادق ، پرکار و در بین مردم از محبوبیت  و شهرت نیکی برخوردار بود بیشتر به عمران و آبادانی آنولایت بخصوص اعمار سرک ها و تاسیسات عام المنفعه توجه داشت  تا امور اداری و کار کردن عقب میز  دفتر ، علاقمندی وی به امور ساختمانی و سرکسازی بحدی بود که بعضا خود شخصا در امور ساختمانی  سهم میگرفت، بخاطر همین  خدمات صادقانه وی بود  که هنرمندان محلی در آنوقت در وصف والی حسن خان آهنگ ها وسرودهای زیادی  سروده بودند  .          
 سه روز قبل از مسافرت مرحوم داود خان به ولایت لغمان والی حسن خان کارساختمانی زمینی کوچک مربع شکلی را در مرکز شهر مهترلام بطورعاجل آغاز وامور مراقبت آنرا خود بعهده گرفت، توجه پیهم والی حسن خان به ساختن آن زمین کوچک که در کنار مسجد جامع و در چوک شهر مهترلام موقیعت  داشت کنجکاوی اکثرعابرین و شهریان مهترلام را برانگیخته بود، مردم که در مورد هدف آن ساختمان مربع شکل چیزی نمی دانستند هر بار وقتی والی از محل باز دید مینمود عده ء ازعابرین  و کسبه کاران شهر بدور آن محل جمع شده هر کدام تصورات  و پیشبینی های  مختلفی در مورد کاربرد آن ساختمان کوچک که  بیشتر به سکوی پرش شباهت داشت داشتند معماران و کارګران ساختمانی نیزدرحالیکه مصروف پیشبرد کار آن بودند در مورد چگونکی استفاده از آن معلومات نداشته سرانجام  آن معما زمانی حل گردید که مرحوم داود خان هنگام بازدید خویش از ولایت لغمان آخرین بیانیه خویشرا از آن محل ایراد نمود .
 مرحوم داود خان بعد از مواصلت بولایت لغمان مستقیما به مقر آنولایت رفته گذارش اجراات دو ساله مسئولین  ولایت لغمان را استماع نمود ،متعاقب آن حوالی ساعت ده قبل از ظهر بود که داود خان به معیت والی و عده از روئسای دوایر ولایت لغمان به محل ایراد آخرین خطابه ء خویش مواصلت نمود در آنوقت هیچ کس تصور نمی نمود که این آخرین بیانیه وی خواهد بود و چند ماه بعد داود خان با خانواده اش در یک کودتای خونین بقتل خواهد رسید.
 مهترلام مرکز ولایت لغمان شهرکوچکی بود که اخبار حوادث در آن به سرعت به سراسر شهر پخش میگردید ، خبر ورود داود خان به شهر مهترلام  نیز در همان صبحگاهان  به سراسر شهر و قریه های مجاور پخش و هزاران نفر از ساکنین شهر و روستایان قریه های اطراف بزودی خود را  به محل ایراد بیانیه داود خان که بوسیله افراد امنیتی محافظت میشد رسانیدند ، اصناف و مغازه داران شهر اکثرا دکانهای خویشرا بسته چون با نام و شخصیت داود خان اکثرمردم آنجا از زمانیکه  وی  نایب الحکومه حکومت اعلی مشرقی  بود آشنا بودند لذا  با شنیدن خبر ورود داود خان  بمرکز  ولایت لغمان  هزاران نفر از چهار گوشه و اکناف به شهر مهترلام هجوم آوردند، به نظر میرسید
مسئولین ولایت آمادگی لازم را برای تنظیم امور نداشته  وکاملا غافل گیر شده بودند.  بعد از آنکه مرحوم داود خان در محل معین ایراد خطابه قرار گرفت چون لودسپیکرهای قوی که بتواند صدا را به همه حاضرین که عده ء از آنها در فاصله  نسبتا دوراز محل بیانیه قرار داشت  برساند وجود نداشت  لذا  در آغاز از حاضرین تقاضا گردید تا جلوآمده خود را به لوژ یا محل بیانیه نزدیک تر سازند ، با اعلان این خبر همه در تلاش آن شدند تا خود را به محل ستیژ نزدیک نمایند، با در نظر داشت آنکه  اکثریت  حاضرین را کسبه کاران شهر و روستا یان  قریه های مجاور تشکیل میداد که با نظم و مقررات اشتراک درهمچو گردهمائی ها آشنا ئی زیادی نداشته و از جانب دیگر تجمع چندین هزار نفر دریک محل مزدحم و کوچک  باعث آن  شد که سروصدا و بی نظمی ادامه داشته  تا جایکه مرحوم داود خان که منتظر بود تا سرو صدا ها خاموش گردیده  وی بیانیه خویشرا ایرا د نماید با تواضع خطاب به حاضرین اظهار داشت ( اگر شما خاموشش نمی شوید بیایید شما صحبت نما ئید که من گوش نمایم.) با همه تلاشهای که از طرف مسئولین امنیتی برای ایجاد نظم انجام شد بی نظمی و سرو صدا ها همچنان ادامه داشت خطر آن میرفت ایراد بیانیه مرحوم داود خان ملغی گردد، در چنین  وقت حساس  مرحوم حسن خان والی لغمان میک را گرفته  نخست خود را معرفی و با صدای بلند از حاضرین خواست تا هر کس در هرموقعیتی که قرار دارد در همانجا باقی مانده ساکت باشد وی درخواست خویشرا چندین بار تکرار نمود، بعد ازچند دقیقه سکوت ،همه جا را فرا گرفته  مرحوم داود خان به بیانیه خویش آغاز نمود.
 داود خان در شروع بیانیه از مسافرت خویش بولایت لغمان و دیدن اهالی آنجا اظهار خوشی نمود، وی از پیشرفتهای اقتصادی که در جریان پنج سال تاسیس جمهوریت در عرصه های مختلف صورت گرفته بود به تفصیل صحبت نمود، مرحوم داود خان همچنان به مخالفت های اشاره  نمود که  از طرف گروه  های مختلف علیه جمهوری نو بنیاد وی در جریان بود، وی در این  رابطه اظهار داشت ( کسانی بودند که تا وقتی در حکومت سهیم بودند دست ببوس و پا ببوس ولی همینکه از حکومت خارج شدند به تخریب ودشمنی آغاز نمودند )
بنظر میرسید که هدف پرزیدنت داود از این گروه بخشی از اعضای حزب دموکراتیک بود که در واپسین سالهای زمامداری مرحوم داود خان از قدرت کنار زده شده بودند.
 مرحوم داود خان بعد از ختم بیانیه خویش از باغ قلعه سراج  بازدید بعمل آورده بعد از ظهر همان روز وی دوباره  رهسپار ولایت ننگرهار گردید فردای آن مرحوم داود خان با همسر خویش بیدون سروصدا در موتری لند کروزی که خود در عقب فرمان آن نشسته بود  بار دیگر بولایت لغمان آمده از مقبره پدر خویش سردار محمد عزیز خان  که در جوار زیارت مهترلام  واقع  درجنوب غرب  مرکز ولایت لغمان دفن است  زیارت نمود ، وی همچنان در  بازدید دوم  خویش که  به شکل غیر رسمی و بیدون سرو و صدا انجام شد از نقاط مختلف ولایت لغمان بازدید بعمل آورد.
 

 بحران افغانستان

از گذشته هاریشه دارد

 

حمید ستاری کوفی- اطریش

افغانستان پایگاه مشترک و مجموعه یی است از اقوام مختلف با زبان و مذاهب گوناگون، که نبود وفقدان نظام کار آمد سیاسی بگونه ی فرا قومی، نبود عدالت اجتماعی وپروسه ملت سازی، فراهم نبودن شرایط توسعه فرهنگ شهر نشینی و ویرانیهای بیش از حد اوضاع سراسری مملکت را بحرانی نموده است. دولتهای ما در این زمینه هرگز تلاش و تقلایی نکرده اند، برعکس بخاطر ابقا و حفظ نظامهای مستبد وفرتوت قبیلوی، با ویژگیهای قومگرایی و تعصب ورزی که اینهمه تیره روزی وویرانی و دشمنی را ببار آوردند؛ شبانه روزی در کار بوده اند.

بحرانها و مشکلات مزمنی که ریشه در تاریخ طولانی تحولات این منطقه درجهان دارد، دست کم بعد از فروپاشی نظام سوسیالیستی شوروی و عظمت خواهی آمریکا و متحدانش بیشتر شده اند. بحران سازی و دهشت افگنی و عقب نگهداشتن مردم مظلوم افغانستان، نقش اساسی داشته و تاهنوز دارند.  حکومت فاسد کرزی و پارلمان سست بنیاد نو ایجاد، نتوانستند و نمیتوانند از مشکلات مردم بکاهند، برعکس برای ادامه جنگ وگسترش آن فعالیت های بیشتری را آغازکرده اند.

از ناقد نا آگاه و جوان مجلس نمایندگان، خانم ملالی جویا که چشمان سیاه و ریش انبوه سیاف را نشانه رفته است، سیاف نیز صورت خویش را با رنگ تعصبات مذهبی - قومگرایی و دسیسه بافی چرب میکند، به گفتگوهای بیهوده و انتقادات عقد ورزانه در برابر هم روز مجلس وایام نمایندگی خویش را طی میکنند. در اندیشه ی آنها ( سیاف  وملالی ) هیچگونه علامتی برای ابادی، کار هدفمند، پیشنهادهای سودمند وملی به مشاهده نمی رسد. بیشترین اعضای مجلس از اعضای فاسد دولت فاسد تر اند.

مردمان صلح جوی برخی نقاط افغانستان فرهنگ آبادانی، رشد اقتصادی، بالابردن سطح دانش، و بهبود زندگی خویش را در پرتو دموکراسی، صلح و ارامش؛ نسبت به دوام جنگ وبحران ترجیح داده اند. اگر افغانستان را به خانه ملا نصرالدین مشابه بدانید، مرزهای کشوررا به دیوار های سه طرف خانه تطبیق کنید، میدانید که او دروازه خانه خودرا با قفل سنگینی فروبست.  دوطرف خانه دیوار داشت و پشت ساختمان خانه دیوار نبود. توجه داشته باشید که یکسو را قفل نمود، دوطرف را دیوار کرد و پشت خانه را باز گذاشت!

همین کار ملا باعث شد که دزدان آمدند، خانه را غارت کردند و دار وندار آنرا برداشتند وبردند. اما ملا هرگز راه ورود دزدان را ندانست و از دیوار نداشتن پشت خانه شدیداً غافل مانده بود.  ما نیز اگر میخواهیم از زخم سرطان سیاسی با همسایه مفلوک خود پاکستان خلاص شویم، باید دیوار پشت خانه را بلند کنیم واز آن جهت خودرا مطمیین بسازیم. تاکی باید شعار های توخالی و حرفهای گنده بزنیم درحالیکه توانایی اداره کشور خویش را نیز ازدست داده ایم.

اگر خط دیورند موجب جدایی طوایف مختلف پشتون در دوسوی آن میشود، چرا هرگز از همینگونه جدایی در شمال، شمال شرق و غرب کشور سخن بمیان نمی آید؟  اگر کشور ما تنها یکطرف دارد وتنها یک قوم از خط خایینانه ایکه جد مستبد خود آنان آنرا کشیده است؛ رنج میبرند، چرا نباید از خطوط استعماری و استبدادی دیگر که اقوام تاجیک؛ ترکتباران و خراسانیان را ازهم جدا کرده اند، حرف بمیان آوریم؟  لذا به باور من دلیل پیچیدگی بحران عمومی و آشفتگیهای سیاسی افغانستان از همین خط دیورند ناشی میگردد.

مشکل ناشی از دیورند به انبار باروتی شباهت داردکه، در معرض انفجار قرار دارد و به جز برسمیت شناختن آن  این انفجار همیشه باعث ترس و نگرانی ما خواهد بود.  من باوردارم که هیچ پشتونی نیز بصورت آگاهانه از آفات آن باخبر نیست و یکنوع تلاش مبهم و بی ثمر برای رضایت خاطر آنان در دستور کار دولتهای فاسد وبی خاصیت گذشته بوده است.  این مشکل نیز مانند همین امروز از سوی  بیگانه ها بر پادشاه مستبد و قدرت طلب افغانستان ( عبدالرحمن ) قبولانده شده است.

بحران کشور به حل کامل همه ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور واز جمله نهایی شدن سرنوشت خط دیورند احتیاج دارد. دولت های پیشین ما با اخذ وام از ممالک آباد، امکانات و پولهای هنگفتی را در امر قبایل و منطقه پشتونخواه مصرف کردند، اما این مصرف غیر عاقلانه و کاملا نا عادلانه، هیچ گرهی از مشکلات کار پشتونهای دوسوی سرحد را نگشوده است.  دولتهای قومگرا بجای آنکه این پول را در برنامه های انکشاف اقتصادی و تقویت نهادینه شدن آموزش و وزراعت اختصاص دهند، آن را درراه بیهوده و نا جایز مصرف نموده اند.  جان کندن برای یک دیوار وغافل بودن از سه دبیوار دیگر، سرنوشت هر خانه یی را به ویرانی می کشاند.

همانگونه که تلاشهای غرب در عراق به صلح نانجامید، در افغانستان به باز سازی منتج نشد ودر هرجای دیگر زمین نیز بیهوده و مشکل ساز بوده است، معنایش اینست که مقتضیات زمان و ضرورت مردمان در این کشور ها درک نشده است.  شاید درک آن ساده باشد اما چه کسی آماده است مشکلات یک سرزمین دیگررا در حالیکه در پی زیر دست وپاکردنش باشد، رعایت کند و بشناسد. این آقای کرزی و همراهان او هستند که از خوش سلوکی مردم دیده براه ابادی افغانستان سوء استفاده کرده اند و شانسهای آباد سازی وطن را بر باد نموده اند.

کلاه آبی ها هنوز نتوانستند مردم مارا ارام بسازند. نبود شفافیت در اهداف و درک نادرست از بافت قومی کشور، دورنگی حاکمیت ها با اقوام دیگر باعث افزایش بی اعتمادی و مشکلات سیاسی فراوان شده است. همانگونه که انجام کودتای ثور و حکومتهای پوشالی دیگر درگذشته و امروز موجبات دوام فاجعه و جنگ خونین میان اقوام افغانستان شده است، تردیدی نیست که خط دیورند و ابهامات آن عامل اصلی بحران و بی ثباتی در افغانستان میباشد. بعد از تشکیل پاکستان و تقسیم طوایف پشتون در دوسوی خط دیورند، مشکلات ما آغاز یافت. دراین سالها جنکها تشدشد یافتند و دشمنی ها بیشتر شدند.

تشکیل مافیای موادمخدر در سایه حکومت بد نام کنونی که در حمایت آنان نقش مهمی دارد، به جنگ افروزی و بحران سازی در منطقه ادامه میدهد و گروههای قاچاق و تشنج آفرین را وسیعاً در دایره کار خویش قرار داده است.  بهانه مبارزه با مواد مخدر به تجارت مافیایی بدون مانع در منطقه و جهان مبدل شده است. این وضعیت نه تنها برای قاچاق مواد مخدر که برای اهداف مهمتر سیاسی در آسیای میانه نیز  سازماندهی شده است. اربابان حامی کرزی و شرکتهای فاسد بین المللی نیامده اند که برای ما دولت بسازند؛ بلکه آمده اند تا داشته های زیر خاکی  وروی زمینی سرزمین مارا بغارت ببرند و بنام دموکراسی مردم مارا از سرنوشت آنها محروم گردانند.

با تشکیل مدارس افراط گران مذهبی، برای جوانان نا بیدار افغانستان در قلمرو پاکستان، که از تلاشهای آمریکا و مشارکت عربستان  وامیر نشین های ریگزاران عرب در دو – سه دهه پیشتر است کشور ما از ثبات و امنیت محروم شده است.  ایجاد پروژه طالبان در پیوست حکومت مجاهدین و بحرانی کردن آن برای آشفته نمودن کل شرایط نقش آشکار دارد.  جریان ایجاد سازمان القاعده و طالبان در یک محور برای بحرانی کردن افغانستان برنامه خارجیان بود وهیچگونه تصادفی در کار نیست. این سازمانها باعث شدند که پایگاه های آمریکا به منطقه بیاید و بحران ریشه دار گردد.

طالبان با اندیشه های قرون وسطایی ودوران هجر خود، هم دین را مسخره نمودند و هم تاریخ این سرزمین را. آنها دشمنان آبادی، فرهنگ، جامعه، سرسبزی و محیط سالم انسانی هستند. آنهارا نیز همین خارجیان حامی حکومت کرزی به افغانستان آورده بودند و هنوز در برنامه های پنهان خود از آنان حمایت میکنند.  در شرایط کنونی مقتضای زمان آنست که اقوام افغانستان اعم از نورستانیها، تاجیکها، بلوچها، ازبیکها، ترکمنها، هزاره ها  وپشتونها  یگانه راهی راکه برای رسیدن به صلح میسر است، با قاطعیت و جدیت بیشتر در دستور کار دولت قرار دهند.  این راه برسمیت شناختن خط دیورند و حل مشکلات مرزی کشور با همسایگان ماست.

ایجاد پوسته های امنیتی پاکستان در امتداد مرز با افغانستان و بستن آن با سیم خار دار در فاصله بیش از هزار کلیومتر اصولا بدان معناست که ما چه بخواهیم وچه نخواهیم، مرز افغانستان همین خط دیورند است و ادعای غیر اصولی اقوام پشتون یک آرزوی بیهوده است. با بستن مرز توسط هر وسیله یی معنای اصلی آن رسمیت یافتن خط دیورند  واعتبار آن در جامعه بین المللی است.  در چند دهه ی اخیر هیچ اقدام وگام موثری برای حل جامع و دقیق بحران سیاسی افغانستان با همسایه ی شرقی مان برداشته نشده است. همین ضعف صلاحیت مردم و جسارت حکومتهای مارا در عبور از مرحله اختلافات قومی و تداوم آن کاهش داده است.

امروزه آقای کرزی اشک روباه میریزد، ولی این اشکها از کشتن مردم شریف و غیر نظامی جنوبی که مظلومانه در گرو بازیهای  فرزندان خودشان با بیگانه دارند کشته میشوند؛ نمیتواند جلو گیری نماید، بلکه برای رضایت آقای بوش و تبسم خانم رایس حاضر است جنوبی چه؛ که افغانستان را بباد تباهی بکشد و نیست و نابود کند!

دورجدید انتخابات اینده برای تعین کرسی ریاست جمهوری، باوجود ناکامیهای مطلق این آقایون و بدنامیهای فراوانی که در دوران ذعامت ایشان بوجود آمد، موجب میشود که برای رضای خاطر اداره گران بازی سیاسی در افغانستان، همه مردم این سرزمین را قربانی اهداف خویش سازند و به آبروی دیگران بی حرمتی کنند. اگر این اوضاع که در چهار پنج سال گذشته ادامه یافت در یک دور پنجساله دیگر نیز ادامه بیابد؛ آه در بساط مردم با قی نمی ماند و جفا و جنایت از مرحله کنترول هم خارج خواهد شد. کشوریکه مرزهایش تعین نمیشوند، ذعامتش را خارجیان مشخص نموده و اداره میکنند، سرنوشت مردمش را دیگران رقم میزنند و روشنفکرانش هم در خدمت بیگانه ها باهم رقابت دارند.

اوضاع موجود در افغانستان ایجاب میکند که کار شناسان آگاه افغانستان و پاکستان وبا نظارت سازمان ملل متحد و مشارکت همسایگان کنفرانسی روبراه کنند که در آن نویسندگان و پؤوهشگران مسایل تاریخ و مناسبات سیاسی راه های حل وپایان یافتن مشکل مرزی ما و پاکستان را علامت گذاری کنند.  باید مجلس نمایندگان، حقوقدانان و فعالان سیاسی با جسارت و تدابیر درست در برابر این مشکل پیشنهادات مهمی ابراز نمایند  و آنرا به نتیجه نهایی برسانند.

به امید پایدار شدن ثبات سیاسی، تامین امنیت سراسری و حل نهایی و درست مسایل مرزی در چهار سمت وسوی کشور  بصورت طرفین ووسطین و همچنان به آرزوی استقرار صلح ودوستی ، همزیستی و ابادانی جنوب و شمال، شرق  وغرب کشور.

میگویم:  جفاکاران این مرز وبوم نیست باد !