امام جان عالمی: 18 حوت 1388

دانشمند محترم آقای آرین نژاد!
مطلبی راکه به تاریخ 1/3/2010 تحت عنوان(زنده یادمحمدطاهربدخشی) ازطریق سایت وزین خاوران نشرنموده بودید مطالعه نمودم این احساس شما قبل تمجید وستایش است.ولی دراین نوشته مطلبی راملاحظه نمودم که قابل تامل است.
به گونه مثال درستون (19) آن چنین میخوانیم:(حتی بعضی ازافراد قبایلی پاکستان مانندغفارخان،ولی خان،اجمل ختک بدستور باداران پاکستانی شان علیه شخصیت بدخشی تبلیغات زهرآگین مینمودند واتهامات جعلی وبدور از حقیقت را به آن نسبت میدادند).
محترم آرین نژاد! من باور ندارم که عبدالغفار خان، ولی خان واجمل ختک علیه بدخشی تبلیغات منفی نموده باشند تا آنجا که من آگاهی دارم عبدالغفارخان، ولی خان واجمل ختک بابدخشی مناسبات نیک داشتند.
عبدالغفار خان شخصیتی بود که به اکثر ولایات کشور سفرنموده با اقوام مختلف ملاقات کرده بود او در زمان ظاهر شاه به ولایت بدخشان سفر نموده در محضر شهریان فیض آباد سخنرانی مفصلی نمود که از طرف حاضرین به استقبال گرمی مواجه شد.
خان عبدالغفار خان نسبت به همه مردم افغانستان احساس نزدیکی مینمود. چنانچه در دوران حیاتش وصیت نمود که اورا بعد از مرگ در خاک افغانستان دفن نمایند. زیراکه او کشور پاکستان را سرزمین استعمار میگفت.
به اساس وسیت خودش جنازه او از شهر پشاور به جلال آباد انتقال ودر آنجا دفن گردید.
اگر به گذاشته وسوابق غفار خان نظر انداخته شود دیده میشود که هیچگاهی به حکومت های پاکستان مزدوری وغلامی نکرده است. وی بیشتر عمرش را در زندان انگریزها وحکومت های پاکستان سپری نموده است. اوشخصیتی بود که در حصول آزادی نیم قاره هند نقش به سزای داشته است.
بیاد دارم که در زمان ظاهر شاه روز (9) سنبله بنام روز ملی پشتونستان از طرف حلقات حکومتی وگروه های سیاسی با گردهم ائی ها تجلیل میگردید. آقای بدخشی هم با گروه هواداران خود به مناسبت (9) سنبله در سرچوک کابل گردی هم آئی ایرا براه انداخته بود. اگر اشتباه نکرده باشم آقای ظهورالله ظهوری که از همکاران بدخشی بود در این گردی هم آئی سخنرانی نمود. درادامه همین گردهم آئی آقای بدخشی دربالای دروازه دخولی استدیوم غازی قرار گرفته سخنرانی پرجوشی نمود. او درحالیکه از داعیه خان عبدالغفار خان، ولی خان واجمل ختک پشتیبانی نمودحکومت افغانستان را به دوروئی وعدم صداقت در دفاع ازداعیه آزادی خواهی مردم پشتون وبلوچ متهم نمود.
محمد اسمعیل اکبر که زمانی از همکاران بدخشی بود در کتاب (فصل آخر) نوشته است: ( اودر عین حالیکه سخت جانبدار مسله پشتونستان وبه گفته خودش لغو خط استعماری وتحمیلی دیورن بود. قشروهیئت حاکم سیاسی را به جانبداری از اعظمت طلبی وامتیاز طلبی برای پشتونها متهم کرد).
به همین قسم داکتر صاحبنظر مرادی که به گفته خودش از رهروان راه بدخشی است در رساله ای تحت عنوانی (بدخشی واستراتیژی مسله ملی وتباری در افغانستان) نوشته است: ( موصوف نه تنها طراح حل عادلانه مسله ملی وتباری به حیث عمده ترین گره گاه در روابط ومناسبات ملی وقومی افغانستان بود، بلکه پرابلم های ناشی از این مسله را در کشور های منطقه به بررسی گرفت وطرح { حاکمیت ملی وسرزمین } برای گروه های قومی بدون سرزمین از قبیل بلوچ ها ، کشمیری ها ، کردها وفلسطینی ها را نیز ضمن سرنوشت رقت بار کوچی های افغانستان ، به حیث داعیه های تاریخی انسان های نیازمند به سرزمین مطرح کرد. به همین خاطر با رهبران وداعیه داران این تفکر چون خان عبدالغفار خان ، عبدالصمد خان اچکزائی وجنبش دموکراتیک ملی کردستان وفلسطین روابط صمیمانه برقرار نموده بود. شاید سازمان بدخشی یگانه نهاد سیاسی جامعه ما بود که با احزاب ملی ودموکراتیکی پشتون وبلوچ در پاکستان وجنبش های نامبرده در منطقه در زمینه تبادل باورها وبازیافت های سیاسی وتجارب تاریخی مردمان منطقه همکاری عملی داشت).
اکنون به ملاحظه مدارک فوق چنین نتیجه گیری میشود که خان عبدالغفار خان ، ولی خان واجمل ختک نه تنها علیه بدخشی تبلیغات منفی نکرده اند بلکه با او رابطه نیک داشته اند. با زهم اگر نزد شما در مورد مدرکی وجود داشته باشد ارائه فرمائید تا خواننده گان وعلاقمندان موضوع در روشنائی قرار گیردند.
با عرض حرمت
امام جان عالمی
شهر کابل 12-12-1388