سید همایون شاه (عالمی): 17 دلو 1388

ابر جهل
وطن بی اتفاقی را بشد ویرانه ویرانه
نفاق آتش کشید اینجا همه کاشانه کاشانه
ز عمری جهل چون ابر سیه بر آسمان ما
کشد در تیره گی شمع علوم یکدانه یکدانه
ز فرط جنگ، با دانش سیه بختی برون آمد
وطن آتش گرفت و شد همه بیخانه بیخانه
خدا گر میزند قومی رجالش را تبه سازد
بکشتند عالم و دانا ببین فرزانه فرزانه
به جنگ و خصم و بدبینی گروه احمقی آنجا
ز جهل و جاهلی میزد سخن مستانه مستانه
تعصب ریشه کن سازد بنای وحدت ملت
به دور شمع میهن شو بیا پروانه پروانه
چو مور از حرص کمتر زن ز حق آن یتیم ما
ز مال بیوه ی ملت مبر در لانه در لانه
کجا در کله ی خالی اصول نظم میآبی
خردمندان این کشور بشد افسانه افسانه
به کرسی های دولت شد هر آن بی دانشی آمر
خیانت میکند هر کس به هر پیمانه پیمانه
چرا از اجنبی داری شکایت های بی معنی
خود از حب وطن رفتی چنان بیگانه بیگانه
گل وحدت بهم آوَر گلستان میشود میهن
دگر از این پریشانی مکن سامانه سامانه
(همایون) هر کجا عالم ز پا افتاده میبینم
به شهر و کوچه میگردد ببین دیوانه دیوانه
سید همایون شاه (عالمی)
6 فبروری 2010م
وزیر اکبرخان مینه
کابل - افغانستان